بررسی شیوه های تبلیغی و تربیتی ابراهیم زکزاکی(1)

  • کد خبر: 2591
  • منبع خبر: سایت پژوهش های معنوی

خلاصه هدف از نگارش این مقاله، بررسی علل گرویدن خیل عظیمی از مردم نیجریه، به مذهب تشیع در خلال سال‌های بعد از انقلاب اسلامی ایران بوده است.


چکیده

هدف از نگارش این مقاله، بررسی علل گرویدن خیل عظیمی از مردم نیجریه، به مذهب تشیع در خلال سال‌های بعد از انقلاب اسلامی ایران بوده است. در این پژوهش، تمرکز بر روی شیوه‌های تبلیغی «شیخ ابراهیم یعقوب زاکزاکی» به عنوان رهبر «جنبش اسلامی نیجریه» بوده است، چرا که شمار پیروان ایشان از بین گروه‌های موجود در نیجریه اکثریت شیعیان را در نیجریه در بر می‌گیرد.

در پژوهش حاضر، از روش‌های کیفی در تعقیب اهداف و پاسخ به سؤالات پژوهش استفاده شده است. جهت جمع‌آوری داده‌ها، از روش‌های کتابخانه‌ای، مصاحبه و مشاهدات میدانی در کشور نیجریه استفاده شده است. تعداد مصاحبه‌ها 14 عدد است که 5 مصاحبه مربوط به مسئولین ارشد جنبش اسلامی و 9 مصاحبه نیز مربوط به طلاب جامعه المصطفی العالمیه مقیم ایران است. از میان انواع روش‌های مصاحبه‌، از مصاحبه‌های نیمه استاندارد و نیز مصاحبه با متخصصان استفاده شده است. همچنین نتیجه نهایی پژوهش از طریق تئوری سازی داده‌بنیاد به دست آمده است. نتیجه نهایی پژوهش، در قالب مدل‌ ارائه شده است.

 

واژگان کلیدی:

نیجریه، تبلیغ، تربیت، دعوت، گسترش تشیع، ابراهیم زکزاکی.

 

بیان مسئله

یکی از بارزترین نمودهای گرایش به تشیع در جهان امروزه، رسمی شدن، اهمیت یافتن و گسترش مکتب تشیع در برخی کشورهای آفریقایی است؛ از جمله این کشورها می‌توان به نیجریه اشاره کرد که از مهم‌ترین کشورهای حوزه غرب آفریقا محسوب می‌شود. کشور نیجریه با جمعیتی قریب به 177 میلیون نفر، پرجمعیت‌ترین کشور قاره آفریقا و از نظر وسعت چهارمین کشور بزرگ قاره آفریقا محسوب می‌شود. این کشور با در اختیار داشتن سه عامل قدرت نظامی، ثروت و جمعیت در قاره آفریقا، به‌ویژه در منطقه غرب آفریقا از ویژگی خاصی برخوردار است و به «مادر آفریقا» مشهور است.

پیدایش شیعیان در این کشور عمدتاً به بعد از انقلاب اسلامی ایران برمی‌گردد. اولین گروه شیعه در نیجریه بعد از انقلاب اسلامی ایران در قالب جنبش اسلامی شمال نیجریه شکل گرفت. رهبری این جنبش را شخصی به نام شیخ ابراهیم الزاکزاکی برعهده دارد. ایشان خود، در سال‌های اول انقلاب بعد از سفری که به ایران داشت به تشیع گرایش پیدا کرد. برآوردهای اولیه از تعداد شیعیان در نیجریه در ابتدای انقلاب، حداکثر حدود 1000 نفر است؛ این در حالی است که برآوردهای کنونی، حکایت از حدود 8 میلیون شیعه در نیجریه می‌کند.

مشاهده این پدیده که طی حدود فقط 30 سال، چنین جمعیت عظیمی به سلک مذهب تشیع درآمده‌اند و همچنین این نکته که به نظر می‌رسد تاکنون، کار تحقیقاتی جدی در رابطه با چگونگی و زمینه‌های گرویدن مردم به تشیع در کشور نیجریه انجام نشده است، عاملی شد تا در این پژوهش به این موضوع پرداخته شود. در این پژوهش، سعی شده است با تمرکز بر فعالیت‌های تبلیغی آقای زاکزاکی به‌عنوان کسی که: 1- رهبری گروه شیعی جنبش اسلامی نیجریه را بر عهده دارد، 2- فعالیت‌های تبلیغی ایشان رسمی‌ترین و گسترده‌ترین فعالیت‌های گروه‌های شیعه در نیجریه را به خود اختصاص داده است؛ 3- تاکنون نقش زیادی در تشیع عده کثیری از مردم نیجریه داشته است، پرداخته شود و دریافته شود ایشان از چه مؤلفه‌های فرهنگی-ارتباطی برای دعوت مردم نیجریه به تشیع برخوردار بوده است؟

 

ضرورت انجام پژوهش

با بررسی‌های انجام شده به نظر می‌رسد تاکنون کار تحقیقاتی جدی درباره گرایش روز افزون مردم نیجریه به تشیع انجام نشده است؛ این در حالی است که کشور نیجریه جایگاهی ویژه در معادلات غرب آفریقا، بلکه غرب و جنوب آفریقا دارد؛ دراین‌باره، نکاتی وجود دارد که اهمیت این پژوهش و در راستای آن، لزوم انجام سفر به کشور نیجریه برای مشاهدات میدانی و نیز اخذ مصاحبه از افراد مربوطه را به‌خوبی روشن می‌سازد؛ بنابراین ما در این نوشتار در پاسخ به این سؤال هستیم که شیوه‌های تبلیغی آقای زاکزاکی در دعوت مردم نیجریه به تشیع چیست؟

 

پیشینه تحقیق

طبق بررسی انجام شده مربوط به پیشینه تحقیق، مباحث مربوط به موضوع دعوت، بخشي از تحقيقات را به خود اختصاص داده است. در همين رابطه ابتدا در پرداختن به پيشينه تحقيق به پژوهش‌هایی اشاره می‌شود که راجع به مقوله دعوت و تبلیغ دین بوده است.

یزدانیان (1362)، در پایان‌نامه خود به شیوه‌های دعوت پیامبران و مبارزات آنان در قرآن پرداخته است. بخش مربوط به اهداف دعوت به‌عنوان بخش اول يا بخش مقدماتي است كه بر همه مطالب بعدي اشراف دارد، پيشاپيش بخش‌های ديگر مورد بحث قرار گرفته است؛ زيرا در هر حركتي، اهداف آن لازم است قبل از شروع، مورد نظر بوده، از اول تا آخر با تمام فعالیت‌های كار مورد نظر ممزوج و همراه باشد. سپس به مسئله‌ای پرداخته شده كه بدون آن اصلاً حركت دعوت شكل نگرفته، دعوت الهي كه بر پايه آن، اهداف بلندي استوار است، هرگز عينيت خارجي نمی‌یابد. به دليل همين ركنيت و قوام يابي، اين بخش به‌عنوان اركان و پایه‌های اساسي دعوت ذكر شده است. در هر دعوتي لازم است شخص دعوت كننده داراي خصلت‌های و ویژگی‌های متناسب با نوع مأموریت، محيط و مردمي كه با آنها معاشرت خواهد داشت باشد.

اهميت لزوم اين ویژگی‌ها تنها به‌منظور ارائه الگوي عملي براي مبلغان ديگر نيست، بلكه خود يك حقيقتي است كه شخص دعوت كننده بدون آن توانايي انجام مأموریت مورد نظر را نخواهد داشت. در ادامه بخش اركان ديگر اموري كه مستقیماً در تحقق و موفقيت دعوت مؤثرند، پي گرفته شده است. پس از آغاز دعوت بر اساس همان پایه‌های اساسي، براي تحقق اصلی‌ترین و بلكه تنها هدف جامع دعوت پيامبران كه همان ايجاد ايمان واقعي بندگان به پروردگار عالميان است، قبل يا همراه هر مرحله از مراحل دعوت، ايجاد زمينه لازم براي پذيرش تعاليم الهي بسيار ضروري است؛ يعني ضمن اينكه موانع پذيرش شناخته شده یک‌به‌یک خنثي می‌شود، ازآنجاکه ايمان يك امر دروني و قلبي است به ايجاد شرايطي براي تمايل هر چه بيشتر دل‌ها به تشرف به شرافت ايمان پرداخته می‌شود و بالاخره آخرين بخش به مسئله‌ای اختصاص می‌یابد كه هر شخص اصلاح‌گر دلسوزي، شدیداً به آن اهتمام می‌ورزد و آن ايجاد شرايطي براي دوام هر چه بيشتر دستاوردهاي تلاش‌های اصلاح‌گرایانه است. يعني در اثنا حركت و در درون برنامه دعوت خويش اموري را جاسازي می‌کند كه ضامن بقاي آثار به‌دست‌آمده، بوده، به‌عنوان نگهباناني كارآمد عمل كنند كه هرچند بيشتر اين عوامل قوی‌تر باشند، برد اين نتايج در عرصه زمان و مكان از نظر کمیت و کیفیت بیشتر می‌شود.

کریمی محلی (1388)، در پایان‌نامه خود به اشتراکات و اختصاصات دعوت انبیاء در قرآن، پرداخته است. اين پایان‌نامه در چهارفصل با تأکید بر اشتراکات و اختصاصات تعاليم انبياء گرد آمده که در مجموع موارد اصولي مشترک و آموزه‌هاي اختصاصي دعوت انبيا پرداخته شد که در دعوت اشتراکي همه انبيا به عناصري چون ايمان به مبدأ و معاد و توحيد عبادي، تقوا مشترکا تأکید نموده و در دعوت اختصاصي هر کدام به ویژگی‌های اخلاقي ناپسند تذکر دادند، لذا پيامبران مامور بودند تا مردم را دعوت به اصلاح و تقوا نمايند، زيرا در سايه ايمان و تقوا است که انسان صالح می‌شود و در نتيجه به دنبال اصلاح جامعه‌ي انساني قدم برمی‌دارد.

ملامحمد (1371)، در پایان‌نامه خود به موضوع شناخت واژه‌های تبلیغی در قرآن (دعوت، موعظه و نصیحت) از سه دیدگاه ادبي، تفسیری و زبانشناسی، پرداخته است. در اين پايان‌نامه تلاش شده است كه سه واژه موردنظر را از دیدگاه‌های ادبي، تفسيري و زبانشناسي بررسي کند. در ديدگاه اول: ازآنجاکه در اين ديدگاه مبناي كار مراجعه به كتب لغت مرسوم بوده ضمن رعايت اين سيره حسنه، روش جديد در بررسي اتخاذ شده است. انعكاس واژه‌های مستعمل در قرآن و كتب لغت در جداول طراحي شده، بررسي كمي و آماري واژه‌ها در قرآن و كتب لغت، تقسيم و بررسي كتب لغت بر مبناي مدارس و سبك‌هاي نگارش و توصيف و تحليل داده‌هاي جدول از جمله ویژگی‌های بارز اين روش هستند؛ و اما در ديدگاه دوم: اساس كار مطالعه، بر روي آياتي است كه تنها ذكري از اين سه واژه به ميان آورده‌اند و ابزار لازم در اين كنكاش نيز عناصر مسلم در هر فعاليت تبليغي است كه عبارتند از پيام دهنده، پيام گيرنده يا مخاطب، موضوع: ابزار، شيوه، هدف، زمان و مكان. اين ديدگاه به دنبال طرح اين مسئله است كه بدانيم به‌طور مثال: از ديدگاه قرآن، پیام‌دهنده موعظه كيست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ مخاطب او چه كساني هستند؟ به چه شيوه و با چه ابزاري مي‌توان موعظه كرد؟ موضوع موعظه چه است و اهداف آن كدامند؟ و بالاخره قرآن در ارتباط با زمان و يا مكان موعظه چه رهنمودي بيان كرده است؟ و بالاخره در ديدگاه سوم: با كمك از علم نوپا و جديد زبانشناسي و بهره جستن از شاخه‌هاي مختلف آن همچون فونولوژي (اصوات شناسي) مرفولوژي (شكل شناسي) و سمانتيك (معني‌شناسي) سعي در درك عميق‌تر نسبت به مفاهيم و معانی پربار واژه‌ها شده است.

عباسی مقدم (1376)، در پایان‌نامه خود به بررسی اسوه‌هاي قرآني و شيوه‌هاي تبليغي آنان و مقايسه آنها با شيوه‌هاي شناخته شده تبليغ در جهان امروز، پرداخته است. شخصیت‌های برجسته قرآني در طول حيات تبليغي خويش بهترين و نافذترين روش‌های تربيت، هدايت و شيوه‌هاي تبليغ و دعوت را به جامعه انساني ارائه كرده‌اند. اين چهره‌ها همان اسوه‌ها و نمونه‌هاي برتر انسانيت‌اند كه همه آدميان را پيروي مطلق ايشان و شيوه‌هاي تبليغشان شايسته بل بايسته است.

فرستادگان بزرگي چون ابراهيم، نوح، موسي، عيسي (علیهم‌السلام) و بالاتر از همه محمد، پيامبر خاتم (ص) و نيز پيامبراني همچون يوسف، شعيب، داود، سليمان، هود، صالح و زكريا (ع)، از یک‌سو و چهره‌هاي انساني برجسته‌اي نظير لقمان، مريم (علیها السلام)، طالوت، مؤمن‌آل فرعون آسيه و ذوالقرنين، از سوي ديگر، در طول زندگاني افتخارآميز خود به منظور دعوت الي‌الله و سوق دادن انسان‌ها به صفات و رفتارهاي نيكو، شيوه‌هاي متنوعي را به‌كار گرفته‌اند كه هر يك در جاي خود تأثیر به‌سزايي بر شخصيت و رفتار انسان‌ها بر جاي نهاد است. به‌طوری‌که بيش از یک‌چهارم آيات قرآن كه زندگي درس‌آموز و دعوت انبياء و اولياء را شرح مي‌دهد، در اين بررسي نزديك به 250 شيوه تبليغي استخراج و تبيين شده است.

در اين پژوهش، پس از بحث‌های مقدماتي، روش تبليغ اسوه‌نمایی و ارائه الگوها، به‌ویژه در عرصه قرآن موردبررسی قرارگرفته و سپس پيامبران اسوه و شيوه‌هاي تبليغي هر يك معرفی‌شده‌اند. آنگاه به بررسي شيوه‌هاي تبليغي ديگر شخصیت‌های برتر قرآن پرداخته ‌شده است و در پايان، طي پژوهشي تطبيقي شيوه‌هاي تبليغي اسوه‌هاي قرآني نظير تأثیر عميق و پايدار و پايبندي به حقيقت از اين رهگذر آشكار شده است. از جمله نتايج اين تحقيق، اثبات توانائي قرآن در پاسخگويي به نياز انسان به اسوه در تمام زمينه‌ها، ضرورت پايبندي تبليغ ديني به حقانيت و قداست انگيزه، عمل و روش‌ها و تأکید قرآن بر اتخاذ شيوه‌هاي غيرمستقيم و عملي در كنار شيوه‌هاي گفتاري و انشايي است.

غمامی (1389)، در پایان‌نامه خود به مطالعه تطبیقی مدل مفهومی دعوت در قرآن و مفاهیم اصلی نظریات ارتباطات در طبقه‌بندی گریفین، پرداخته است.

 

روش تحقیق

روش انتخابی در این پژوهش، کیفی است. از میان روش‌های کیفی نیز، روش «تئوری سازی داده بنیاد»، در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است. تئوری سازی داده بنیاد، تئوری تولید می‌کند. ازآنجاکه این تئوری در داده‌ها بنیان دارد نسبت به تئوری‌ای که از مجموعه تئوری‌ها اقتباس شده و تطبیق داده می‌شود، تبیین بهتری را فراهم می‌کند؛ زیرا با موقعیت تناسب دارد و در عمل کاملاً کارآمد است (دانایی‌فرد، امامی، 1386)؛ بنابراین ازآنجاکه این پژوهش به دنبال ارائه تئوری است، استراتژی «تئوری سازی داده بنیاد» بهترین روش است؛ لذا به توضیح استراتژی تئوری سازی داده بنیاد پرداخته می‌شود. ازآنجاکه هدف از این پژوهش شناخت مؤلفه‌های گسترش تشیع در نیجریه و شیوه‌های تبلیغ آقای زاکزاکی است، جهت‌گیری بیشتر متمایل به «بنیادی» است.

در پژوهش حاضر از دو رویکرد استقرایی و قیاسی استفاده شده است، اما از آنجا که با بهره‌گیری از داده‌های جزئی به ارائه مدل جامع پرداخته است، مسیر پژوهش از جز به‌کل است. درواقع رویکرد پژوهش حاضر بیشتر، «استقرایی» است؛ البته قسمت نمونه‌برداری تئوریک در این پژوهش به‌صورت یک فعالیت قیاسی عمل می‌کند که در ادامه به شرح کامل آن پرداخته می‌شود.

در پژوهش حاضر، جمع‌آوری داده‌ها از میان منابع کتابخانه‌ای، مصاحبه‌ها و نیز مشاهدات میدانی در کشور نیجریه انجام‌شده است. مشاهدات میدانی، بخش بسیار مهمی از این تحقیق را شکل داده است؛ بنابراین، گزارش سفر نگارنده به کشور نیجریه به‌عنوان یک داده مهم نیز جزو موارد موردبررسی قرارگرفته است. در این تحقیق از دو روش کتابخانه‌ای و مصاحبه جهت جمع‌آوری داده‌های تحقیق استفاده می‌شود؛ پس از جمع‌آوری داده‌ها نوبت به تحلیل داده‌ها می‌رسد؛ و در نهایت سعی شده است تا نتیجه نهایی پژوهش از طریق تئوری سازی داده بنیاد به دست آورده شود. در این تحقیق، از 2 مجموعه از افراد به‌عنوان مصاحبه‌شونده استفاده‌شده است:

سران و مسئولین ارشد جنبش اسلامی نیجریه؛

طلاب نیجریه‌ای مقیم ایران.

تعداد مصاحبه‌ها 14 عدد است که 5 مصاحبه مربوط به مسئولین ارشد جنبش اسلامی و 9 مصاحبه نیز مربوط به طلاب جامعه المصطفی العالمیه مقیم ایران است. مصاحبه‌های مربوط به مسئولین ارشد جنبش اسلامی و نیز یکی از مصاحبه‌های طلاب، در نیجریه و مابقی در ایران اخذ شده است. گفتنی است افراد دیگری همچون برخی مسئولین جمهوری اسلامی در نیجریه و نیز برخی اهالی رسانه مورد مصاحبه قرارگرفته‌اند، اما از آنها در داده‌های مورداتکا در پژوهش استفاده‌ نشده است، بلکه مهم‌ترین کاربرد آن، روشن شدن نقاط ابهام و کمک برای چینش ساختار سؤالات مناسب جهت مصاحبه‌های اصلی پژوهش بود. درواقع ازآنجاکه تلاش این پژوهش، یافتن عوامل تشیع پیروان شیخ زاکزاکی بود؛ بنابراین در مصاحبه‌ها تأکید بر مصاحبه از خود آنها و اخذ روایت آنها از چگونگی تشیعشان بوده است.

 

ورود اسلام به قاره آفریقا

آفریقا امروزه یکی از کانون‌های مهم اسلام در جهان محسوب می‌شود. در طول یک قرن بعد از درگذشت پیامبر گرامی اسلام (ص)، اسلام تمامی شمال آفریقا را به تصرف درآورد، شاخ آفریقا را محاصره کرد و از جنوب در امتداد ساحل شرقی گسترش یافت. نخستین تماس این قاره با اسلام، درست به همان روزهای نخست اسلام برمی‌گردد که عده‌ای تازه‌مسلمان شده، در پی جور و ستمی که کفار بر آن‌ها روا می‌داشتند به حبشه و به نجاشی پادشاه آن پناه بردند تا از حمایت او برخوردار شوند. طی قرون اولیه‌ی اسلامی و نبردهایی که مسلمانان برای ترویج آخرین دین الهی انجام می‌دادند، شمال آفریقا به تصرف سپاه اسلام درآمد (حاتمی، 1392: 210).

امّا زمان ورود رسمی اسلام به شمال آفریقا به سال 632 میلادی می‌رسد که مصر دروازه‌ی آشنایی با اسلام بود. بعداً و به‌تدریج تا اوایل قرن هشتم میلادی این دین در سراسر حوزه‌ شمال افریقا تا مغرب گسترش یافت. دومین دوران رشد و نفوذ، اسلام در حوزه‌ی سواحل غربی به سمت جنوب صحرای افریقا و از جنوب تا کمربند سودان و منطقه نیل راه یافت.

در این میان نقش تجارت و مهاجرت‌های اقتصادی را در توسعه اسلام در قاره، باید مهم شمرد. اسلام از راه‌های تجاری و دادوستدهای بازرگانی در جوامع آفریقا غرب به‌ویژه جوامع واقع در حاشیه صحرا گسترش یافت و توسط بازرگانان عرب از مشرق به‌سوی غرب آفریقا پیش رفت و از آن زمان موقعیت خود را تحکیم بخشیده است (مبیتی، 1383: 462-472).

گسترش اسلام از آن پس با شدت بیشتری ادامه یافت. کوچ روان عرب به‌منظور تجارت به مناطق جنوبی‌تر قاره‌ی آفریقا رهسپار شدند و تعالیم پیامبر اسلام را در میان مردم بت‌پرست این مناطق رواج دادند. در این میان، آیین مسیحیت نیز پیروان و طرفداران خود را داشت و مبلغان مسیحی نیز به ترویج دین خود مشغول بودند و در پی تسلط مجدد مسیحیان بر اندلس اسلامی، مسیحیان شروع به دست‌اندازی به مناطق مسلمان‌نشین شمال آفریقا کردند (مسجد جامعی، 1368: 35).

آنچه در این میان قابل‌تأمل است اینکه گسترش اسلام در شمال آفریقا از طریق فتح و پیروزی صورت گرفت، اما در جنوب قاره و به‌طورکلی آفریقای سیاه به‌واسطه مهاجرت‌ها ازجمله مهاجرت‌های تجاری توسعه یافت. در این میان نظریات دیگری نیز برای تبیین راه‌های دیگر گسترش اسلام، به‌ویژه در مناطق استوایی قاره‌ آفریقا وجود دارد که عبارت است از:

از راه دریای هند که مورد استفاده‌ی بازرگانان عرب و شیرازی بود، زنگبار و دارالسلام در آن زمان مرکز مبلغان اسلامی و محل تأسیس مراکز تجاری بود، به‌ویژه پس‌ازآن که حکومت اسلامی در این سرزمین تحکیم یافت.

از طریق چاد، مذهب عمده اهالی چاد اسلام است و مسلمانان در مناطق شمالی و شرقی کشور زندگی می‌کنند در آن هنگام که تمدن درخشان اسلامی در آنجا توسعه و بسط یافته بود... و سپس مردم سودان، تأثیر زیادی از خود، در شئون زندگی بر مردم این قسمت از قاره سیاه به یادگاری گذاشتند. (خسروشاهی،170)

گسترش اسلام در سواحل شرقی و غربی آفریقا به‌ویژه در زیر کمربندی عمدتاً بدان سبب بود که اولاً این نقاط به علت موقعیت خاصشان پیوسته محل رفت‌وآمد مسلمانان غیر آفریقایی بود، ثانیاً تعداد قابل‌توجهی از آنان در این نقاط رحل اقامت افکندند و با مردم محلی درآمیختند و بدین‌وسیله اسلام را به متن جامعه وارد ساختند. اسلام در این نواحی پیش از آنکه به‌عنوان یک دین به جامعه عرضه شود تا موردپذیرش قرار بگیرد، در قالب مسلمانان مهاجر به جامعه وارد و با آن درآمیخته شد (مسجد جامعی، 1368: 35).

در زمان رهبران بزرگ حرکت‌های جهادی ازجمله فوتا جالون در 1725 و فوتا تورو در 1776، عثمان دان فودیو در 1804، سیکو احمدو و علی حاج عمر در 1864- 1854 از قرن هفدهم بود که جنبش و حرکت لازم برای گسترش اسلام در منطقه کمربند سودانی به وجود آمد (حاتمی، 1392: 219).

 

ورود اسلام به نیجریه

از عللی که اسلام با قدرت بالایی در غرب آفریقا حضور داشت از نظر پرفسور مزروعی در واقع درجه بالاتر بومی‌سازی و آفریقایی شدن اسلام بود. دین اسلام ضمن جدایی رهبری خود از اعراب به نوعی در غرب آفریقا به استقلال رسید. علما و رهبران بزرگ، قهرمانان جهاد اسلامی چون فولانی، عثمان دان فودیو در شمال نیجریه آن هم در اوایل قرن نوزدهم که برای امت خود آشکار گشتند، بومیانی آفریقایی بودند (حاتمی،1392: 214).

در قرن سیزدهم میلادی، اسلام به‌وسیله‌ی کاروان‌های تجاری مسلمان و معلمان مسلمان عرب که به همراه کاروان‌ها، از شمال آفریقا با عبور از صحرای بزرگ به سمت جنوب سفر می‌کردند به مناطق شمال نیجریه وارد شد و به دین نخبگان حکومتی این منطقه تبدیل شد. ازآنجاکه در قوانین اسلامی به بردگی گرفتن مسلمانان ممنوع بود، بسیاری از ساکنان سکوتو و مناطق مجاور به اسلام گرویدند؛ از این‌رو دین اسلام در هردو رکن منطقه حاکم و توده‌ی مردم رواج یافت.

تماس بازرگانان و معلمان با مردم هوسا و نوپه به پیروی سریع مردم از عقاید مذهبی اسلامی منجر شد و آیین اسلام به‌سرعت و به‌ویژه در قسمت‌های شمالی کشور مورد استقبال مردم هوسا قرار گرفت. (مبیتی، 1383: 467) و ازآنجاکه قوم نوپه و هوسا از شرایط و موقعیت نفوذی خوبی در بین مردم سایر قوم‌ها برخوردار بودند، دیری نپایید که اسلام در شمال کشور راه پیدا کرد و توجه سایر قبیله‌ها را به‌سوی خود جلب نمود، زمینه‌ی گسترش اسلام را در سراسر کشور و حتی کشور همسایه از قبیل نیجر، غنا و کامرون فراهم نمود (طالشی، 1374: 17).

اولین استقبال چشمگیر اسلام در بین هوساها از نیمه دوم قرن چهارده به بعد بود. در عهد سلطنت یاجی، اندیشمندان ماندینگ به کانو آمدند و اولین مسجد در آنجا بنا شد. نفوذ اسلام در نیجریه را باید با گسترش امپراتوری مالی مربوط دانست. واقعه مهم دیگر در انتشار اسلام در میان اقوام هوسا، مبارزه تبلیغی بود که به وسیله «مغیلی» یکی از دانشمندان اهل الجزایر برای جذب این قوم به اسلام صورت گرفت (شکیبا، 1388: 71).

 

تأثیرات فرهنگی انقلاب اسلامی

آنچه در روابط فرهنگی ایران و نیجریه باید تأکید شود، تأثیر فراوان انقلاب اسلامی ایران در بیداری و اعتمادبه‌نفس مسلمانان نیجریه است. چنانچه، در توالی و تقارن انقلاب ایران، نمودهایی از جنبش‌ها و حرکت‌های اسلامی در این کشور مشاهده می‌شود که در روش و محتوا متأثر از انقلاب اسلامی ایران بوده‌اند.

یکی از مصداق‌های بارز پذیرش پیام انقلاب اسلامی و گسترش آن به‌رغم بعد مسافت، در میان مسلمانان نیجریه این است که باوجود جو روانی خاص و فشار حکومت‌های نظامی متعدد بارها اشتیاق و حمایت خود را از انقلاب اسلامی و امام خمینی و مقام معظم رهبری ابراز داشته‌اند (رسولی، 1385: 4).

تأثیر انقلاب اسلامی ایران در میان جوانان مسلمان نیجریه، موجب شد تا برخی از آنان علاوه بر عبادت، برای امور سیاسی و اندیشه وحدت دین و سیاست، اهمیت ویژه‌ای قائل شوند؛ اما مهم‌ترین جلوه این تأثیر در گرایش مسلمانان نیجریه به مواضع سیاسی ضد استکباری رهبران جمهوری اسلامی است؛ گرایش ضد صهیونیستی و ضدآمریکایی به‌شدت در میان مسلمانان به‌خصوص شیعیان وجود دارد.

ادامه دارد...

 

نویسندگان: محمد نبی زاده (طلبه حوزه علمیه تهران و کارشناسی ارشد مدیریت آموزش) و حسین مادر شاهی

منبع: سایت پژوهش های معنوی/ http://pmbo.ir