بررسی شیوه های تبلیغی و تربیتی ابراهیم زکزاکی(2)

  • کد خبر: 2593
  • منبع خبر: سایت پژوهش های معنوی

خلاصه پیشینه حضور شیعیان در نیجریه به زمان انقلاب اسلامی ایران می‌رسد.


شیعیان در نیجریه

همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، پیشینه حضور شیعیان در نیجریه به زمان انقلاب اسلامی ایران می‌رسد. حضور با توجه به اطلاعاتی که نگارنده قبل از سفر کسب کرده بود، آمار تعداد شیعیان در بازه‌ای از حداقل 4 میلیون نفر تا حداکثر 20 میلیون نفر برآورد می‌شد. آنچه در سفر دریافته شد و تخمینی که از تعداد شیعیان به دست آورده شد، چیزی حداکثر حدود 8-7 میلیون شیعه است. اگرچه دراین‌باره نکاتی وجود دارد که به نظر حائز اهمیت می‌رسد:

آمار در نیجریه، کلاً مبنا و پایه درستی ندارد. حتی تعداد کل مردم نیجریه، مورد بحث است و آمارهای متفاوتی دراین‌باره ارائه می‌شود. افرادی معتقدند یکی از دلایل عدم تمایل دولت نسبت به سرشماری نفوس در نیجریه، این است که نمی‌خواهند نسبت تعداد مسیحیان به مسلمانان به هم بخورد. الآن مسیحیان اعتقاد دارند که اگر بیشتر از مسلمانان نباشند، حداقل تعدادشان برابر با تعداد مسلمانان است، اما مسلمانان تعداد خودشان را از 50 درصد تا 75 درصد می‌دانند. البته آماری که سازمان سیا در کتاب fact book در این زمینه داده است، اشاره به جمعیت 40 درصدی مسیحیان، 50 درصدی مسلمانان و 10 درصدی ادیان بومی در نیجریه می‌کند. اگرچه بازهم معلوم نیست این آمار از چه منبع و یا با چه روشی احصا شده است.

علت دیگر برای نبودن آمار از تعداد کل مردم نیجریه این است که مردم لازم نمی‌بینند کارت شناسایی و هویت برای خود داشته باشند تا بدین ترتیب در سرشماری‌ها مشارکت کرده تا تعداد دقیق مردم نیجریه به دست آید. این امر از دلخوری مردم نسبت به فسادهای دولتی و نیز سرخوردگی و ناامیدی بابت ناکارآمدی سیاست‌های دولتی جهت بهبود اوضاع معیشتی نشئت می‌گیرد؛ بنابراین آماری که هم‌اکنون موجود است بر اساس سال‌شماری سال 2006 است که با تخمین حدودی رشد جمعیت، به‌روز شده است و بسیاری از مردم نیز در آن شرکت نکرده بودند.

کلاً در میان همه طیف‌های مردم نیجریه، چه به لحاظ تقسیم‌بندی دینی و چه به لحاظ تقسیم‌بندی قومیتی، علاقه به زیاد نشان دادن خود مشاهده می‌شود. برخی اغراق‌ها در این زمینه، واقعاً ناشی از این نیست که بخواهند حتماً آماری غیرواقع ارائه دهند، بلکه وقتی در اجتماعاتشان، تعداد خودشان را طوری می‌بینند که در سال‌های پیش ندیده بودند، ازدحام مردم باعث ایجاد نوعی شور و شوق در آنها می‌شود که ناخودآگاه در تعداد دقیقشان مبالغه می‌کنند.

به نظر می‌رسد نوع آمارهایی که درباره تعداد شیعیان بیان می‌شود، مبنائاً دارای اشکال است. بر اساس آنچه نگارنده از سفر به دست آورده است، شاید بتوان تفسیر دیگری از تعداد شیعیان در نیجریه داشت. به این نحو که ملاک قضاوت را از آمار کمی، به آمار کیفی –ولو باز هم به‌صورت تقریبی- تغییر دهیم. درواقع می‌توان فرض کرد در نیجریه سه دسته شیعه وجود دارند:

کسانی که بین 80 تا 100 درصد شیعه‌اند؛

کسانی که 50 تا 80 درصد شیعه‌اند؛

کسانی که 30 تا 50 درصد شیعه هستند.

دسته اول را می‌توان کسانی در نظر گرفت که مدتی است در فضای تشیع زندگی کرده‌اند، احکام «مبتلابه» فردی و اجتماعی‌شان را می‌دانند و با مباحث کلی کلام در مذهب، آشنایی دارند. این دسته، شیعیانی هستند که تعدادشان در نیجریه زیاد نیست و شاید حداکثر حدود 2 میلیون نفر را بتوان در این دسته جای داد.

دسته دوم را می‌توان کسانی در نظر گرفت که می‌دانند قبلاً اهل تسنن بوده‌اند و الآن شیعه شده‌اند و می‌دانند در عقاید و احکام، بین این دو مذهب تفاوت وجود دارد. این‌ها درواقع کسانی هستند که به‌تازگی شیعه شده‌اند و در حال یادگیری ابتدایی احکام هستند و احتمالاً تازه با نوع وضو و نماز به سبک تشیع آشنا می‌شوند؛ البته افراد این دسته حتماً در مراسم‌های مربوط به شیعیان –چه مراسم‌های جشن و عزاداری و چه انواع تظاهرات‌ها-شرکت می‌کنند. جمع دسته‌های اول و دوم، تعداد شیعیان را به 7-8 میلیون نفر می‌رساند.

دسته سوم را نیز می‌توان کسانی در نظر گرفت که برای آقای زاکزاکی، احترام خاصی قائل‌اند؛ به‌گونه‌ای که اگر ایشان امری بکند، جهت احترام به ایشان، اطاعت می‌کنند. یا اینکه آنها را کسانی در نظر گرفت که خیلی تفاوتی بین تشیع و اهل تسنن نمی‌بینند. شاید اصلاً تشیع را یک مذهبِ دیگر نمی‌بینند؛ با آنها نماز می‌خوانند، با هم رفاقت دارند، با هم رابطه خویشاوندی نسبی و سببی دارند و به خانه‌های هم می‌روند. در بسیاری از موارد، افراد این دسته درزمینة گفتمان سیاسی تشیع و تحلیل جبهه حق و باطل، مؤید افکار و آراء شیعیان و یا آقای زاکزاکی هستند. با توجه به نکاتی که در قسمت زمینه‌های گرایش به تشیع در نیجریه بیان شد، می‌توان تعداد افراد این دسته را بسیار زیاد دانست. افراد این دسته کسانی هستند که به تعبیر یکی از نمایندگان آقای زاکزاکی، می‌توان اسم آنها را اهل تسنن شیعه گذاشت.

اگر تعداد دسته‌های دوم و سوم را به جمع شیعیان اضافه شود، به‌جرئت می‌توان گفت که تعداد شیعیان از 12-13 میلیون نفر فراتر می‌رود.

در کنار همه تحلیل‌ها و نکاتی که در قسمت‌های بالا درباره تعداد شیعیان بیان شد به نظر می‌رسد نکته دیگری از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و آن اینکه: اساساً مبهم بودن تعداد شیعیان، به نفع تشیع است. باید این نکته را در نظر گرفت که بالاخره شیعیان –حتی با تعداد بسیار زیادشان- در جامعه نیجریه اقلیت‌اند و در هیچ شهری، از اکثریت برخوردار نیستند؛ البته اقلیتی که تأثیرگذار هستند و آراء و تحلیل‌هایشان به‌ویژه درباره سیاست و جهان اسلام، در جامعه پخش می‌شود. باید پرسید واقعاً دانستن تعداد دقیق شیعیان، چه دردی را از آنها دوا می‌کند؟ درواقع همین مبهم بودن تعداد شیعیان، محاسبات دشمن را درباره آن‌ها بر هم می‌زند. همچنین باید به ویژگی خاص مردم نیجریه در این زمینه توجه نمود که دوست دارند جمعی که در آن هستند، زیاد، باشکوه و باهیبت به نظر برسد و به همین دلیل است که تمایل به حضور و شرکت در انواع مراسم‌های مردمی را دارند. دیدن همین شکوه و داشتن حس قدرت و افتخار، برای جذب شدن عده زیادی از مردم کفایت می‌کند و نباید ذهن افراد را به مقایسه‌های آماری سوق داد.

 

جنبش اسلامی نیجریه

یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های تأثیر انقلاب اسلامی، پدید آمدن و اهمیت یافتن مکتب تشیع در نیجریه است که از مهم‌ترین کشورهای حوزه غرب آفریقا است. پیدایش شیعیان در این کشور به بعد از انقلاب اسلامی بازمی‌گردد. بعد از انقلاب اسلامی ایران، اولین گروه شیعه در نیجریه در قالب «جنبش اسلامی شمال نیجریه» شکل گرفت. این جنبش شیعی را «مالام ابراهیم زاکزاکی» که از محبوبیت زیادی به‌ویژه در شمال نیجریه برخوردار است، رهبری می‌کند (انصاری، 1383: 269).

 

رهبری جنبش اسلامی

شیخ «ابراهیم یعقوب زاکزاکی»، معروف‌ترین و سرشناس‌ترین روحانی شیعه نیجریه است که امروزه در سراسر کشور نیجریه و به ویژه غرب آفریقا مشهور و کاملاً شناخته شده است. وی در شهر «زَزّو» از ایالت کادونا، واقع در شمال نیجریه متولد شد، شهری که امروزه به آن «زاریا» می‌گویند؛ وی فارغ‌التحصیل رشته اقتصاد از دانشگاه احمد بلّو واقع در شهر زاریا است. اساتید وی در زمینه مطالعات اسلامی عبارت بودند از: «مالام ثانی عبدالکبیر»، «مالام عیسی ماداکا»، «مالام ثانی ناییبی» و «مالام ابراهیم از کاکایی». این اساتید همگی در شهر زاریا ساکن بودند. شیخ زاکزاکی در کانو نیز از محضر افرادی همچون «شاویش عبدالله» از ساگاگی و «مالام نوهو» امام شهر یولا بهره برد.

وی از دوران دانشجویی قائل به کار جمعی و تشکیلاتی بوده است. او در سال 1979 به‌عنوان قائم‌مقام جامعه دانشجویان مسلمان انتخاب شد. دوران دانشجویی ایشان مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی ایران بوده است. شیخ زاکزاکی که همواره علاقه فراوان نسبت به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) داشت، پس از سفری که در سالگرد اول پیروزی انقلاب اسلامی به ایران داشت به مذهب تشیع گرایش پیدا کرد. (سایت جنبش اسلامی نیجریه، 1394: زندگینامه شیخ زاکزاکی)؛ در آن سفر، در دیداری که شیخ زاکزاکی با امام خمینی داشت، امام خمینی به وی یک قرآن هدیه می‌دهند و می‌فرمایند: «از شما می‌خواهم که مردمتان را به این قرآن دعوت کنید»؛ وی در این سفر به‌شدت جذب شخصیت روحانی و معنوی امام خمینی می‌شود و یقین می‌کند که یکی از مهم‌ترین عللی که خداوند چنین پیروزی‌های بزرگی را برای ملت ایران رقم می‌زند به‌واسطه خلوص این مرد خدایی است و خطی که امام راحل بر آن حرکت می‌کند، همان خط صحیح و مقبول نزد خداوند است (توری، 1393: مصاحبه).

از همان دوران دانشجویی بود که شیخ زاکزاکی با بهره‌گیری از استعداد ذاتی خود و ایراد سخنرانی‌های جامع، قاطع و آتشین توجه توده مسلمانان را به خود جلب نمود. وی در سخنرانی‌های خود، بر لزوم دوری از ولایت «طاغوت» و پذیرش ولایت «الله» تأکید می‌نمود. وی در ابتدا مستقیماً به مذهب تشیع دعوت نمی‌نمود، بلکه بر محبت اهل‌بیت و نیز گفتمان سیاسی اسلام ناب -که نمود آن را در ایران اسلامی و گفتمان رهبران جمهوری اسلامی می‌دید، -تأکید می‌کرد. وی خواهان استقرار حکومتی مشابه ایران در نیجریه بود. حکومتی که برآمده از مردم و بر پایه شریعت اسلام باشد.

اقدامات ایشان و همفکرانش، موجب اعتراض گروه کثیری از دانشجویان مناطق شمال نیجریه نسبت به عملکرد دولت وقت (شنگاری) شد. بسیاری از دانشجویان مسلمان مشروعیت دولت وقت را زیر سؤال برده و با خودداری از تعهد به مشروعیت مذهبی نیجریه رسماً اعلام کردند نسبت به هیچ فرد و قانونی جز قانون خداوند تعهد نداشته و خواهان برچیده شدن مشروب‌فروشی‌ها و رعایت حجاب اسلامی در دانشگاه‌ها و اماکن مذهبی شدند. این اعتراضات موجب شد شنگاری، رئیس‌جمهور وقت، هیأتی را مأمور بررسی این اعتراضات نماید. این هیئت پس از بررسی کامل ریشه این اعتراضات ضمن شناسایی شیخ ابراهیم زاکزاکی، به‌عنوان عامل اصلی این اعتراضات، پیشنهاد‌هایی به شرح ذیل به دولت ارائه نمود:

در آینده هر جا که مؤسسات آموزشی عالی احداث شود، باید نقشه ساختمان یک مسجد نیز در نظر گرفته باشد؛

تمامی دختران در مؤسسات آموزش عالی و دانشگاه‌های ایالات فدرال گوسو، سوکوتو و غیره باید روش پوشش اسلامی را در پیش گیرند؛

باید در تمام مؤسسات آموزشی فرد مناسبی امامت جماعت را در نماز های یومیه رهبری کند؛

جوازهای مشروب فروشی‌ها باید ممنوع یا محدود شود؛

افرادی که بدون جواز اقدام به فروش مشروب می‌نمایند، باید طبق دستور دولت از این عمل خودداری کنند و مجلس ایالتی در اجرای قانون منع فروش. مصرف الکل تسریع کند؛

پوشش‌های غیر اخلاقی زنان در ایالات اسلامی باید ممنوع شود.

این هیئت به‌ویژه در توجیه پیشنهاد‌ها خود، خطرناک و انفجار آمیز بودن اوضاع و تأثیرپذیری گروه کثیری از دانشجویان دانشگاه‌های مختلف ایالات شمالی نیجریه از انقلاب اسلامی ایران را علل اصلی ارائه پیشنهاد‌ها خود ذکر و در انتها نیز شیخ زاکزاکی را رسماً به‌عنوان رهبر اصلی اعتراضات دانشجویی شمال نیجریه معرفی کرد.

دولت وقت با نظر سازمان امنیت نیجریه اقدام به دستگیری آقای زاکزاکی در سال 1981 کرده و قوانین سختی را نیز در دانشگاه‌های نیجریه وضع نمود که به ممنوعیت کامل هرگونه اقدامات و فعالیت‌های مذهبی در کلیه مؤسسات و مراکز آموزش عالی شمال کشور منجر شد. شیخ ابراهیم زاکزاکی تا سال 1985 در زندان بود. در آن سال به دلیل کودتای نظامی و بخشش زندانیان، از زندان آزاد شد (شکیبا، 1388: 317).

وی بار دیگر بر اقدامات تبلیغی خود افزود و با تأسیس سازمان جنبش اسلامی شمال نیجریه به‌طور رسمی اعلام نمود که بهترین شیوه حکومتی در نیجریه، تأسیس حکومتی نظیر ایران و جمهوری اسلامی بر پایه استقرار کامل عدل و انصاف در جامعه است. وی در کلیه جلسات درس مباحثه و سخنرانی‌های خود همواره عکس‌هایی از امام خمینی و امام خامنه‌ای را در کنار خود قرار داده و همواره به مواضع و بیانات ایشان اشاره می‌نماید. این اقدامات که موجب خیزش گروه کثیری از مسلمانان ایالت کاهو و سایر ایالات شمال نیجریه و سبب زندانی شدن دوباره وی شد. همواره اتهامات علیه ایشان، فتنه‌گری و به راه انداختن اعتراض علیه حکومت بوده است. این‌گونه بود که این رهبر انقلابی جمعاً 9 سال و در 9 زندان مختلف در سراسر کشور زندانی بود. این زندان‌ها عبارت‌اند از: زندان انوگو (در خلال سال‌های 1981 تا 1989)، مرکز استنطاق NSO در لاگوس (1984 تا 1985)، مرکز فوق امنیتی کیری کیری (1985)، زندان چورت هارکوت (1987 تا 1989) و (1996 تا 1997) و زندان کادونا (1987 و 1997 تا 1998). (شکیبا، 1388: 319)

اما از ابتدای انقلاب اسلامی، تشیع شیخ زاکزاکی ابراز نشد. در آن زمان تشیع وی را فقط حلقه یاران برجسته وی می دانستند و این مطلب تا سال 1994 ادامه داشت؛ البته او در این مدت، شیفتگی خود و اعجابش را از امام خمینی و انقلاب اسلامی هیچ‌گاه پنهان نکرد. در این سال ایشان در بین اعضای جنبش اسلامی تشیع خود را مطرح کرد، ولی باز هم به‌صورت علنی دعوت به تشیع نمی‌نمود. در این مدت اعضای جنبش اسلامی می‌دانستند که وی بر اساس مذهب تشیع عمل می‌کند؛ اما در سال 2000 بود که وی تازه از زندان آزاد شده بود. ایشان در روز عید غدیر تشیع خود را با صراحت اعلام کرد.

اگرچه ایشان در ابتدا مسئول جنبش اسلامی شمال نیجریه بودند، اما هنوز جنبش اسلامی شمال نیجریه بین مردم نفوذ نداشت؛ چراکه اساساً در آن زمان، جنبش اسلامی متعلق به دانشجویان بود. هنوز مخاطبش عامه مردم نبود. کم‌کم جنبش اسلامی، از دانشگاه به بیرون دانشگاه گسترش پیدا کرد.

اما توجه به این نکته حائز اهمیت است که اتفاقاً یکی از دلایل موفقیت شیخ زاکزاکی در امر دعوت، گفتمان فرامذهبی وی است. ایشان صرفاً روی شیعه شدن تأکید نمی‌کند. وی می‌گوید: «باید اسلام را اعتلا داد و قدرت داد. همه باید باهم باشیم تا در مقابل دشمن ایستادگی کنیم. چه سنی، چه زیدی، چه صوفی، چه ...». وی می‌گوید: «سنی باشیم یا شیعه، اشکالی ندارد، ولی همه باید برای اسلام کارکنیم. همچنین در هر مذهبی که هستیم باید خوب سعی کنیم آن مذهب را بشناسیم. مذهب نباید تقلید کورکورانه باشد، حتی اگر کسی می‌خواهد شیعه شود، باید به‌خوبی از تشیع باخبر شود» (برگرفته از مصاحبه‌ها با سران جنبش اسلامی).

یکی از مهم‌ترین علل گرایش به تشیع در میان مردم نیجریه و شاید بتوان گفت مهم‌ترین آن، شخص آقای زاکزاکی به‌عنوان رهبر گروه کثیری از شیعیان است، ازآنجاکه پژوهش حاضر به بررسی مهم‌ترین علل گرایش مردم نیجریه به تشیع با بررسی پیروان شیخ زاکزاکی می‌پردازد، روایت پیروان از شخصیت شیخ زاکزاکی و نوع ارتباطی که آنها با رهبر خود دارند، بسیار حائز اهمیت است؛ بنابراین در این قسمت به بررسی این مطلب پرداخته می‌شود؛ اما اصلی‌ترین نکاتی که پیروان درباره ایشان می‌گویند ازاین‌قرار است:

ایشان، بسیار مردمی و راحت است؛

ایشان، تمام وجودش را وقف اسلام کرده است و از زندگی شخصی گرفته که در این راه 3 تن از فرزندانش را تقدیم کرده است تا هزینه کردن از مال و آبرو، همه را درراه خدا خرج می‌کند؛

ایشان، از سادات است؛

ایشان همان کسی است که عثمان دان فودیو بشارت آمدنش را 200 سال بعد خودش (در زمانه ما) داد و گفت که نام او ابراهیم است و مشخصات او فلان و فلان است. (همه این مشخصات در یکی از کتاب‌های او آمده است و الآن، کتاب ‌بین مردم موجود است) اوست که به گفته عثمان دان فودیو در این منطقه، زمینه سازی برای ظهور مهدی آخرالزمان می کند؛

او یک ولی خداست؛

شیخ زاکزاکی مسبجاب الدعوه است؛ همچنین ایشان، بی دلیل دعا یا نفرین نمی‌کند؛

ایشان، در طول روز ساعات محدودی را می‌خوابد و بقیه را به عبادت و پرداختن به امور مردم صرف می‌نماید؛

ایشان، بسیار با همت است؛

ایشان، قلب بسیار رئوفی دارد؛

ایشان، بسیار صبور است و به صبر در تبلیغ، اعتقاد زیادی دارد؛

ایشان، بسیار منظم است و روحیه‌ای تشکیلاتی و جمعی دارد؛

ایشان ابهت و جذبه خاصی دارد و ... (برگرفته از مصاحبه‌ها).

به‌طور خلاصه، پیروان وی به‌گونه‌ای به ایشان علاقه دارند که هر چه بگوید انجام می‌دهند؛ اما در مورد نوع اعتقاد مردم به ایشان، برخلاف نظر عده‌ای که نوع اطاعت مردم از ایشان را نوعی از تقلید در مسائل دینی از مرجع به‌حساب می‌آورند، نگارنده به این نتیجه رسیده است که شیخ زاکزاکی، خود ادعای مرجع تقلید بودن نمی‌کند؛ مردم نیز چنین اعتقادی ندارند؛ اصولاً ازآنجاکه در جامعه نیجریه تشیع تازه مطرح‌ شده است، فرهنگ مرجعیت تقلید هنوز کاملاً جا نیفتاده است. در فرهنگ نیجریه مرجع بودن، به لحاظ اهمیت مقدَم بر مجدد بودن اندیشه‌های الهی و ولی خدا بودن نیست. درواقع بحث مرجعیت و اعلمیت و ...، خیلی مطرح نیست. در این فرهنگ نزدیکی به خدا، معنویت بیشتر، ولی خدا بودن و تقدس فرد اهمیت بیشتری دارد؛ بنابراین، نوع نگاه شیعیان نیجریه به مرجعیت، با کسانی که چند صدسال در فضای تشیع زیسته‌اند متفاوت است.

همچنین نوع احترام مردم به ایشان هم مانند احترام به دبیر کل یک حزب نیست که گفته شود چون رهبر «جنبش اسلامی نیجریه» است از ایشان این‌گونه اطاعت می‌کنند. به نظر می‌رسد مردم بیشتر به ایشان به‌عنوان یک «ولی خدا» نگاه می‌کنند؛ ولی خدایی که باید از فرامین‌اش تبعیت کنند تا بیشتر به خدا نزدیک شوند. اما در عین حال وقتی ایشان، لزوم تبعیت از فتاوای مرجع تقلید را بیان می‌کنند، مردم-آنها که این سخن را شنیده‌اند- دنبال مرجع تقلید می‌گردند و در احکام فردی‌شان از او تقلید می‌کنند. ولی بازهم جایگاه ویژه آقای زاکزاکی به‌عنوان یک «ولی خدا» به‌جای خود محفوظ می‌ماند.

 

برخی شیوه‌های تبلیغی جنبش اسلامی

در این قسمت به‌اختصار، به برخی از شیوه‌های تبلیغی جنبش اسلامی نیجریه اشاره می‌شود:

از سوی آقای زاکزاکی توصیه شده است که شیعیان، برای خودشان مسجد جداگانه نسازند. در ابتدا وقتی به این امر نگریسته می‌شود، احساس می‌شود آقای زاکزاکی نگاه بلندمدت برای تقویت شیعه ندارد، اما با توجه به آنچه در سفر دریافته شد، به نظر می‌رسد این توصیه ناشی از شناخت عمیق ایشان از جامعه نیجریه است. آقای زاکزاکی به پیروان خودشان توصیه می‌کنند در مساجد اهل تسنن و پشت سر آنان نماز بگذارید و نگذارید هیچ‌گونه جدایی بین شما و آنها شکل بگیرد. این امر، باعث می‌شود تبلیغ وهابیت مبنی بر اینکه شیعیان مؤمن و مسلمان نیستند، خنثی شود.

همچنین در نیجریه به‌ویژه در قسمت شمال، تعداد مساجد بسیار زیاد است. گاهی در یک کوچه سه مسجد وجود دارد. شیعیان، به آن مساجد می‌روند و گاهی اوقات بعد از نماز در گعده‌هایی که می‌گیرند به تبلیغ معارف اهل‌بیت از قبیل دعاها و یا عقاید می‌پردازند؛ بنابراین شبکه بزرگی از ظرفیت‌های تبلیغی در اختیار شیعیان قرار می‌گیرد. با اینکه امروزه تعداد شیعیان زیاد محسوب می‌شود اما با توجه به جامعه حدوداً 85 میلیونی مسلمان در آنجا، کماکان اقلیت‌اند؛ بنابراین عدم جداسازی و دیگر انگاشته نشدن مسلمانان غیر شیعه، یکی از مهم‌ترین راهبردهای جنبش اسلامی نیجریه به شمار می‌آید.

همان‌طور که گفته شد جامعه پزشکی شیعیان، تشکیلاتی با عنوان اَسماء تشکیل داده است؛ این تشکیلات، به‌طور رسمی در نیجریه با عنوان یک‌نهاد بین‌المللی ثبت‌ شده است. از جمله فعالیت‌های اسماء این است که به خدمت‌رسانی به مناطق محروم‌تر می‌پردازند. گستره فعالیت‌های آنان را «توصیه‌های بهداشتی برای شیوع پیدا نکردن برخی بیماری‌های واگیردار گرفته تا درمان مردم»، شکل می‌دهد. مردم وقتی با حرکت آنان مواجه می‌شوند و می‌پرسند: شما کیستید و چرا به ما خدمت‌رسانی می‌کنید؟ در پاسخ، صرفاً به توصیه شیخ زاکزاکی برای خدمت‌رسانی به مردم ایشان اشاره می‌کنند؛

برخلاف تصور برخی که گمان می‌کنند برای جذب مردم به تشیع، باید آن را خیلی آسان و سهل برای مردم نشان دهیم در بحث عبادات مشاهده شد که آقای زاکزاکی نمازها، دعاها و تعقیبات را بسیار طولانی انجام می‌دهند؛ مردم هم خسته نمی‌شوند و از اشتیاقشان کاسته نمی‌شود؛ گویا از قبل برای همین دعاهای طولانی آمده‌اند تا لذت مناجات و حضور در یک فضای معنوی را درک نمایند؛ چیزی که مورد ادعای متصوفه است؛

آقای زاکزاکی به پیروان مرد خود توصیه می‌کنند که با اهل تسنن ازدواج کنید؛ بنابراین مردان شیعه به ازدواج با زنان اهل تسنن می‌پردازند؛ اما دختران خود را به ازدواج با اهل تسنن درنمی‌آورند. گفته می‌شود معمولاً دو الی سه سال طول می‌کشد که همسران آنها هم که سبک زندگی جدید شیعیان و اخلاق خوب آنها را می‌بینند جذب تشیع شده و شیعه می‌شوند؛

برخی مراسم‌ها در جنبش اسلامی، جنبه تظاهرات دارد و به گفته مردم، در پخش شدن نام شیعه و جذب مردم بسیار تأثیر داشته است؛ برای مثال، راهپیمایی روز عاشورا و راهپیمایی روز اربعین. در مرحله بعد، راهپیمایی روز قدس از این جمله‌اند؛

در برخی از راهپیمایی‌ها مثلاً روز عاشورا، ایستگاه‌های انتقال خون وجود دارد و شیعیان خون خودشان را در راه خدا به هموطنان هدیه می‌دهند؛

گروه‌هایی از دانشجویان در برخی از اعیاد، به بیمارستان‌ها سر می‌زنند و ضمن سرکشی به بیماران و دادن هدایای کوچکی به آنها، برای کمک به کسانی که به خون نیاز دارند، خون می‌دهند. برخی اوقات تمام گروه، لباس متحدالشکلی از جنبش اسلامی نیجریه می‌پوشد؛

همچنین در برخی از اعیاد مانند میلاد حضرت زهرا سلام‌الله علیها، عده‌ای از دانشجویان به زندانیان نیازمند سر می‌زنند و با کمک جمع‌آوری‌شده از افراد خیر، زمینه آزادی بعضی از آنان را فراهم می‌سازند؛

آقای زاکزاکی به شیعیان توصیه می‌کند که «به‌پاس نعمتی که خدا به شما داده و شما شیعه شده‌اید، سعی کنید دو نفر- چه از فامیل و چه از آشنایان و یا دیگران- را به تشیع وارد سازید» به گفته پیروان ایشان، هم‌اکنون این توصیه به یک فرهنگ در میان شیعیان در آمده است.

 

تنفر از آمریکا و اسرائیل

تنفر از آمریکا و اسرائیل، یکی از چیزهایی است که مردم نیجریه، جنبش اسلامی نیجریه را با آن می‌شناسند. جنبه ضدآمریکایی و ضد صهیونیستی در این جنبش بسیار پررنگ است، به‌گونه‌ای که می‌توان ادعا کرد یکی از اصول فکری تخطی ناپذیر این جنبش، ضدآمریکایی و ضد اسرائیلی بودن آن است. به مواردی از نشانه‌های این تنفر اشاره می‌شود:

در اکثر سخنرانی‌های آقای زاکزاکی یا امیران ایشان در ایالات مختلف با موضوعات فتنه خارجی، تهدید خارجی و نیز توطئه علیه مسلمانان به‌طورقطع سرمنشأ آن آمریکا و اسرائیل معرفی می‌شوند؛

در هر تظاهراتی که از سوی جنبش اسلامی نیجریه تدارک دیده می‌شود، تصاویر مربوط به شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل دیده می‌شود؛

آتش زدن پرچم‌های آمریکا و اسرائیل در این‌گونه مراسم‌ها به‌ویژه تظاهرات روز قدس؛

همان‌طور که اشاره شد، در روز قدس امسال حمله‌ای از سوی ارتش به تظاهرکنندگان صورت گرفت که تعداد زیادی شهید و مجروح بر جای گذاشت. مردم، این حمله را کاملاً هدفمند و با هماهنگی رژیم اشغالگر قدس می‌دانستند. در برخی از پوسترهایی که درباره این واقعه منتشرشده بود، سمت چپ، عکس دست دادن جاناتان رئیس‌جمهور نیجریه با نتانیاهو بود و سمت راست، عکس یکی از شهدای این حادثه که بر روی زمین افتاده بود. زیر آن نیز نوشته‌شده بود: «محصول همکاری مشترک جاناتان و نتانیاهو» همچنین در مراسم تشییع‌جنازه شهدای این حادثه، از تعداد زیادی پرچم فلسطین استفاده‌ شده بود.

 

ارائه مدل مفهومی

همان‌طور که اشاره شد، در این پژوهش تلاش بر پاسخ‌گویی به این سؤال اصلی بود که شیوه‌های تبلیغی آقای زاکزاکی در دعوت مردم نیجریه به تشیع چیست؟

برای تبیین شیوه‌های تبلیغی شیخ زاکزاکی و تشکیلات جنبش اسلامی که تحت رهبری ایشان اداره می‌شود، نمودار تبلیغ ارائه شده است که به‌طور تفصیلی به بیان ابعاد مختلف فرآیند تبلیغ، اعم از مقدمات، رویکرد، ماهیت، محتوا، قالب‌ها، ویژگی‌های مبلغ و مراحل دعوت در جامعه نیجریه پرداخته‌شده است.

 

جمع‌بندی

در این پژوهش سعی شده تا گامی در راستای رسیدن به یک الگوی منسجم درباره مؤلفه‌های فرهنگی-ارتباطی دعوت به تشیع در کشور نیجریه برداشته شود. دستاوردهای این پژوهش، به مبلغان دینی در عرصه بین‌الملل و نیز نهادهای تبلیغی جمهوری اسلامی ایران کمک خواهد کرد تا بتوانند با استعانت از این مدل و نیز با در نظر گرفتن چالش‌ها و مشکلات فرا روی آن، بر سرعت گرایش به تشیع در کشور نیجریه بپردازند و حتی فراتر از آن، این تحقیق می‌تواند حرکتی برای رسیدن به الگوی مطلوب دعوت و تبلیغ دینی در مناطق مختلف آفریقا بر اساس ملاحظات دینی و فرهنگ بومی مردم آن منطقه باشد.

آینده‌نگری، ضامن حرکت مستمر هر جنبشی است. آینده‌نگری مستلزم فهمیدن مسائلی است که هم‌اکنون به‌عنوان تهدید محسوب نمی‌شود، اما ممکن است در آینده به‌عنوان تهدید محسوب شود؛ البته پرداختن به این مسئله در این قسمت، به معنای نفی آینده‌نگری در جنبش اسلامی نیست و صرفاً به سبب اهمیت آن ذکر می‌شود. مسائلی که ممکن است در این زمینه به‌عنوان چالش برای جنبش اسلامی مطرح شود، امور زیر است:

نیاز به رهبران دینی

وظیفه سنگین هدایت و راهبری این جنبش بر دوش شیخ زاکزاکی است، این مسئله به سبب نقش ویژه‌ای است که ایشان در گرایش مردم به تشیع داشته‌اند؛ لکن باید از هم‌اکنون برای آینده این جنبش فکر نمود و به تربیت مدیران و رهبران شایسته دینی که توان راهبری این حرکت مهم را داشته باشند، پرداخت. رهبرانی که در میان پیروان رهبر قبلی محبوبیت داشته بتوانند بار مشروعیت رهبری جنبش را بر دوش کشند. رهبرانی که هم به لحاظ دینی و هم به لحاظ علوم روز و نیز تجربه، توانایی رهبری این حرکت عظیم مردمی را داشته باشند.

نیاز به مبلغین

حرکت پرشتاب این جنبش، نیاز روزافزون آنها را به تربیت مبلغین شایسته و روزآمد و کارآمد روشن می‌سازد. می‌توان این دوره را برای نیجریه تشبیه به دوره صدر اسلام نمود که گرایش به اسلام حقیقی به‌شدت نضج یافته است و این جنبش، هرروز با نیازهای جدید مواجه می‌شود. طبیعی است اگر در این زمینه پیش‌بینی لازم صورت نگیرد ممکن است در آینده جنبش اسلامی با چالشی بزرگ مواجه شود.

نیاز به خود استحکامی جهت مقابله بانفوذ و انحراف

ازآنجاکه دایره جذب جنبش اسلامی بسیار وسیع و باز است، خطر نفوذ افراد غیرخودی نیز بسیار زیاد است؛ بنابراین در صورت عدم هوشیاری، بصیرت و نیز مهارت افزایی نیروها، احتمال نفوذ و تحریف در این جنبش وجود دارد. هم چنانکه بارها مواردی از نفوذ در جنبش اسلامی پیش‌آمده که به فضل خدا لو رفته‌اند.

 

منابع

بشیر، حسن، دعوت اسلامی مفاهیم بنیادین فرهنگ اسلامی، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران: چاپ اول 1393.

حاتمی، محمدرضا، فرهنگ و تمدن در آفریقا، تهران: مؤسسه فرهنگی و هنری و انتشارات بین‌المللی الهدی، 1392.

خسروشاهی، سید هادی، نبرد اسلام در آفریقا، جلد اول، قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ سوم.

خندان، محسن، تبلیغ اسلامی و دانش ارتباطات اجتماعی، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی (معاونت آموزشی)، تهران؛ چاپ اول 1374.

دانایی فرد، حسن، «تئوری پردازی با استفاده از رویکرد استقرایی؛ استراتژی و مفهوم‌سازی تئوری بنیادی»، دوماهنامه علمی – پژوهشی دانشگاه شاهد، سال دوازدهم، دوره‌ی جدید، شماره 11، تیر 1384.

رزاقی، احمد، اهمیت و ضرورت تبلیغات، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، چاپ اول 1370.

شکیبا، محمدرضا، سرزمین و مردم نیجریه، تهران: انتشارات بین‌المللی الهدی، 1388.

طالشی صالحانی، حسین، نیجریه، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه،1374.

عباسی مقدم، مصطفی، اسوه‌هاي قرآني و شيوه‌هاي تبليغي آنان و مقايسه آنها با شيوه‌هاي شناخته شده تبليغ در جهان امروز، رساله دکتری رشته الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس، 1376.

عرب احمدی، امیر بهرام، اسلام در شرق آفریقا، تهران: پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی، گروه علمی: تاریخ تمدن، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،1391.

غلوش، 1987(غلوش، احمد (1987 م) الدعوه الاسلامیه؛ اصولها و وسائلها، الطبعه الاولی، القاهر: دارالکتاب المصری).

غمامی، سید محمد علی، مطالعه تطبیقی مدل مفهومی دعوت در قرآن و مفاهیم اصلی نظریات ارتباطات در طبقه بندی گریفین، پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته معارف‌اسلامی و فرهنگ و ارتباطات گرایش سیاستگذاری، دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام)،1389.

کریمی محلی، طاهره، اشتراکات و اختصاصات دعوت انبیاء در قرآن، پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته علوم قرآنی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، 1388.

لویس، 1973(معلوف، لویس (1973 م) المنجد فی اللغه (و الاعلام)، ط 23، بیروت: دارالمشرق.) تهران، اسلام، 1383.

مبیتی، جان. اس، ادیان و فلسفه آفریقایی، م ترجم: مرضیه شنکایی، قم، نشر ادیان، 1383.

مسجد جامعی، محمد، آفریقا میراث گذشته و موقعیت آینده، مقدمه‌ای بر سیاست آفریقایی ما، تهران،1368، چاپخانه مازیار.

ملامحمد، محمدرضا، شناخت واژه های تبلیغی در قرآن (دعوت، موعظه و نصیحت) از سه دیدگاه ادبي، تفسیری و زبانشناسی، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه امام صادق علیه السلام، 1371.

یزدانیان، زهرا، شیوه های دعوت پیامبران و مبارزات آنان در قرآن، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، 1362.

    Appiah,Anthony and Gates,h.l (eds), Africana encyclopedia, usa: basic citas books,1999.

    Encyclopedia of African people, London: fitzery publication,2000.

    Hasan,Holgerbernt Twaddle, Michael,religion& politics in East Africa,Nairobi: The Period Independence,e.a.studies,1995.

    Levitzion, Nehemia(eds), The History of Islam In Africa, usa: press,2000.

    Mbiti,j, African Religions &Phlosophy, London and Nairobi: Heinemann,1969.

    Turner, Barry (2004), the Statesman's yearbook, the politics, Cultures and Economies of the world, pol grave, Bath press, Great Britani.

 

نویسندگان: محمد نبی زاده (طلبه حوزه علمیه تهران و کارشناسی ارشد مدیریت آموزش) و حسین مادر شاهی

منبع: سایت پژوهش های معنوی/ http://pmbo.ir