اندیشه مهدویت در طرق صوفیه (بخش سوم)

  • کد خبر: 2627
  • منبع خبر: کتاب «تصوف در غرب آفریقا»

خلاصه از آثار و کتب طریقه تیجانیه استفاده می‌شود که این طریقه به تفکر مهدویت و ظهور منجی عالم بشریت، نسبت به طرق دیگر، اعتقاد بیشتری داشته است.


تفکر مهدویت در طریقه تیجانیه

از آثار و کتب طریقه تیجانیه استفاده می‌شود که این طریقه به تفکر مهدویت و ظهور منجی عالم بشریت، نسبت به طرق دیگر، اعتقاد بیشتری داشته و حتی از بعضی از گفتارهای شیخ‌احمد تیجانی، مؤسس این طریقه استفاده می‌شود که وی قائل به این است که حضرت حجت عج متولد شده و جهان منتظر ظهور آن حضرت است. از نکات قابل‌توجه، این بیت از قصیده نرجسیه کتاب أحزاب و أوراد وی است: وَسَیّدنا المَهدیّ الذی سَوفَ یَنجلَی بِه ظُلماتُ الجَورِ وَالزَیغ عَن حَدٍّ.

از این بیت استفاد می‌شود که وی به وجود نازنین حضرت حجه‌بن‌الحسن العسکری عج متوسل شده، و به‌خصوص این تعبیر که می‌گوید:«سوف ینجلی به…»، دلالت دارد بر اینکه شیخ‌احمد التیجانی بر خلاف اکثریت اهل سنت، قائل به زنده بودن حضرت حجه‌بن‌الحسن العسکری عج است. در این مورد، شواهدی از کتاب جواهر المعانی نیز وجود دارد، که به این موضوع تصریح می‌کند.

وی در این کتاب بارها اشاره کرده است که حضرت در مکه ظهور خواهند کرد، و شیخ‌ همه‌ساله به مکه نماینده می‌فرستد که اگر آن حضرت ظهور کردند، نخستین کسی که با آن امام همام بیعت کند، نماینده شیخ‌احمد تیجانی باشد. در بعضی اوقات وی اشاره کرده است که امام زمان علیه السلام به طریقه تیجانیه اعتراف خواهد نمود و از پیروان این طریقه است، و در زمان ظهور آن حضرت، همه طرق به فضل مبارک آن امام همام، به یک طریقت که همان تیجانیه است، تبدیل می‌گردد. هرچند در این کلام یک نوع غلو دیده می‌شود، ولی طریقه تیجانیه اعتقاد راسخ‌تری به امام زمان علیه السلام دارند.

شیخ‌عمر سعید الفوتی در کتاب رماح حزب الرحیم علی نحور حزب الرجیم از سیداحمد تیجانی چنین نقل می‌کند: و التاسعه عشر أنَّ الإمام المهدی المنتظر أخ لهم فی الطریقه. قال سید احمد التیجانی رضی اللهُ عنه وأرضاه وعنا به: «إنَّ جَمیعَ الأولیاءِ یَدخُلُونَ فی زُمرتِنا، وَیَأخُذُونَ أورادَنا، وَیَتَمَسَّکُونَ بَطَریقَتِنا من أوّلِ الوُجُودِ إلی یَومِ القیامَهِ، حَتّی الإمامِ المَهدی إذا قامَ آخِر الزمانِ یَأخُذُ عَنّا.

قُلتُ: أخبَرَنی سَیّدی محمد الغالی أبوطالب الشریف الحسنی، أنَّ واحداً من أصحابِ الشیخ‌قال لآخرَ بِحَضرَهِ الشیخ: إنَّ الإمام المهدی یَذبَحُنا إذا ظَهَرَ، فقال له الشیخ‌(ره): لا یَذبَحُکُم لأنَّه أخٌ لَکُم فی الطَریقَهِ وَإنَّما یَذبَحُ عُلماءَ السُوءِ، وَقالَ: إذا جاءَ المُنتَظَرُ یَطلُبُ من أصحابِنا صلاه الفاتِحَهِ».

وَقَد أخبَرَنی أیضاً وَنَحنُ فی المدینهِ المنوّرهِ علی ساکنها أفضل الصلاهِ وَأزکی السلامِ، بأنَّهُ جاوَرَ الحَرمَینِ الشَرِیفَینِ لأمور منها: أنّه یَتَرَصَدُ ظُهُورَ الإمام المَهدی وَهُوَحاضرٌ، لَعّلَ اللهَ یَمُنُّ عَلَیه بأخذِ الإمامُ هذه الطَرِیقَهَ عَلَی یَدَیه وَقَد تَرَکتُهُ هناکَ مُجاوِراً[۲۳].

در جای دیگر از کتاب الرماح چنین می‌گوید: و عاشرها أنَّ الإمام المهدی إذا قامَ آخِرَ الزمانِ یَأخُذُ طَریقَتَه، وَیَدخُلُ فی زُمرَتِهِ کَما تَقَدّمَ، فَتَصیرُ الطُرُقُ طَریقَهً واحِدَهً سَیُعایِنُ ذلکَ مَن حَضَرَ ظُهُورَهُ إن شاءَ اللّهُ تَعالی، کَما أَنّ الشَرائع صارَت شَریعَهً واحدهً وَهی الإسلامُ[۲۴].

شیخ‌عمر الفوتی در جای دیگر از کتاب الرماح در وجه تسمیه طریقه تیجانیه به «الطریقه الأحمدیه المحمدیه الإبراهیمیه الحنفیه التیجانیه» چنین می‌گوید: و رابع عشرتها أنّها سُمیّت مُحَمَدیّهً للإشارهِ إلی أنّها أکثر من سائرِ الطُرُقِ، کَما أنّ هذه الأمّهَ أکثرَ من سائرِ الأمَمِ ویَکفی فی ذلکَ أنّ الإمام المهدی المنتظر عج من أهلِها وَجمیعِ أتباعه رضی الله عنه من أهلِها….[۲۵].

شیخ‌محمد منتقی تال از نوادگان شیخ‌عمر سعید تال در کتاب الجواهر و الدرر در خصوص امام مهدی منتظر عج چنین می‌گوید: وَقد أَخبَرَنی إیضاً الشیخ‌مُحمّدُ الغالی وَنَحنُ فی المَدینهِ المُنوّرهِ عَلی ساکِنِها أَفضَلُ الصَلاهِ وَأزکی السَلامِ: بِأنَّهُ إنَّما جاوَرَ الحَرَمَینِ الشَریفَینِ لإمورٍ منها: أنَّهُ یَتَرَصَدُ الإمامَ المَهدی المُنتَظَرَ عج وَهُوَحاضِرٌ لَعّلَ اللّهَ یَمُنَّ عَلَیهِ بِأَخذِ الإمامِ هذه الطَریقَهَ عَلی یَدَیهِ وَقَد تَرَکتُهُ هُناکَ مُجاوِراً…. وَهذا کُلُّهُ مِمّا یَدُّلُ عَلی أنّه (ره) قائمٌ مَقامَ الإمامِ المَهدی عج وَلَیسَ هُوَبِذاتِهِ وَلَم یَدّعهُ لِنَفسِهِ قَطُّ[۲۶]».

 

مهدویت در سنگال

یکی دیگر از حرکت‌هایی که به نام حرکت مهدویت در آفریقا ظهور کرد، حرکت لائینیه بود.

مؤسس این فرقه ملقب به «لیما مولای» به معنی امامی است که خدا او را تعیین کرده است. وی در سال ۱۸۴۳در روستای یوف در نزدیکی شهر داکار پایتخت کشور سنگال متولد شد و در سن چهل‌سالگی ادعای پیامبری کرد که با مخالفت علمای سنگال روبه‌رو شد.[۲۷] او بعداً از مرحله نبوت تنازل کرده و خود را به عنوان مهدی موعود معرّفی نمود و مدعی شد که حضرت مهدی از قوم سیاه و از کشور سنگال است و آن مهدی موعود من هستم.

به مرور زمان، این فکر تا حدودی جای خود را باز کرد و تعدادی از افراد سطحی‌نگر همراه وی شدند. پس از آن، این گروه به «لائینیه» شهرت پیدا کردند. از آن جهت که شیخ ‌و بنیان¬گذار و خلفای پس از او و شیخ‌ فعلی و حتی اطرافیان آنها افراد تحصیل‌کرده و متفکری نیستند، این طریقه هیچ جایگاه علمی ندارد و اغلب مردم، آنها را به عنوان افراد منحرف از اسلام می‌شناسند.

مقر اصلی این حرکت، شهر داکار و در منطقه کامبرین است. تعداد کمی از مسلمانان سنگال، از هواداران این فکر هستند. می‌توان گفت که تعداد پیروان این طریقه به مرز یک‌ میلیون نمی‌رسد. لازم به ذکر است که ظهور این فکر در عصر حرکت مهدوّیت در سودان بوده و شاید این حرکت متأثر از افکار مهدی سودانی بوده است.

در حال حاضر، بیشتر لائینی‌ها در شهر داکار و در منطقه یوف و کامبرین زندگی می‌کنند. آنان دارای چندین مسجد و مرکز در این منطقه هستند و در شهرهای دیگر هیچ حضوری ندارند. در مناسبت‌های مذهبی پیروان این فرقه لباس‌های سفید و حتی کلاه و کفش سفید پوشیده و در مراسم شرکت می‌کنند. آنان در دین و احکام شرعی انحرافاتی دارند و مسبب آن خلفای این طریقه هستند که با وضع احکام غیرشرعی، سبب انحراف مردم شده‌اند.[۲۸]

از آن جهت که لیما مولای در اول شعبان حرکت خود را آغاز کرد، پیروان این طریقه همه‌ساله با اجتماع خود در منطقه کامبرین داکار، این روز را جشن می‌گیرند.

 

عثمان بن‌فودی و ادعای مهدویت

حرکت شیخ‌عثمان در زمان ظهور مهدیان دروغین از قبیل حیاتو بن‌سعید و محمد احمد بن‌عبدالله بود و حتی بعضی مصادر اشاره به این دارد که پیروان شیخ‌عثمان این تصور را داشتند که وی مهدی منتظر است و شایعاتی در این خصوص در مناطق هوسا منتشر کرده بودند.[۲۹] ولی شیخ‌ در برابر این اندیشه ایستاده و همه این شایعات را ردّ می‌کرد. وی خود را یک اصلاحگر و بنده خدا می‌دانست. در اینجا برخی از سخنان شیخ‌را که بر این مدعی دلالت دارد، ذکر می‌کنیم: «وَاعلَمُوا یا إِخوانی أَنّی لَستُ بِالإمامِ المَهدی وَلا ادعیّتُ المَهدیهَ قَطُّ وَإنّما یُسمَع ذلِکَ مِن أَفواهِ الناسِ وَقَد بالَغتُ فِی تَحذیرِهِم مِن ذلِک»[۳۰].

در جای دیگر چنین می‌گوید: «کَیفَ أَدّعی المَهدیّهَ وَقَد وُلدِتُ فِی بِلادِ السُودانِ وَعَرِفتُ فِی الأَحادِیثِ النَبَوّیهِ أَنّ المَهدی سَیُولَدُ بِالمَدینهِ أَدّعِی المَهدیهَ وَلَم یُواطِئ اسمی اسِمَ النَبّی۹ إذ اِسمی عُثمان وَلَم یُواطئ اسمُ أَبی اسمَ أَبیه، إذ اسم أَبی مُحمّد وَقَد عُرِف فِی الأَحادیثِ النَبَویّهِ أَن المَهدی یُواطِئ اسمُه اسمَ النَبی وَیواطِئ اسمُ أَبیه اسمَ أَبیه»[۳۱].

همچنین شیخ‌عثمان در برابر شایعاتی که در خصوص مهدویت وی در میان مردم منتشر شده بود، چنین می‌گوید: «وبِهَذا تَعلَم أَنی لَستُ بِالإمامِ المَهدی کما یَظُنّه جُهّال أَحادیثِ المُصطَفی صلی الله علیه و آله لِأَنّ المَهدی شَریفٌ مِن أَولادِ بِنتِه فاطِمه- رضی اللّه عنها- قَطعاً وَلا أَعرف ذلِک فی نَفسی»[۳۲]

از ویژگی‌های شیخ‌عثمان در جریان مهدویت این است که وی افزون بر رد نسبت مهدویت از خود، از سوی دیگر، مهدویت را برای حجه‌بن‌الحسن العسکری عج ثابت کرده و همان خصوصیاتی را که شیعه برای حضرت قائل است، پذیرفته و تصریح کرده است که حضرت متولد شده و در زمان غیبت کبری به‌ سر می‌برد؛ تا آن روزی که خدا مقرر کرده، ظهور کند. ما این طرز تفکر را در میان اهل سنت نمی‌بینیم. حتی بعضی از مهدیان دروغین از قبیل مهدی سودانی روایات مهدویت را تحریف نموده و برخود تطبیق می‌کنند. در این مورد، می‌توانید به کتاب سعاده المستهدین بسیره الإمام المهدی، نوشته «اسماعیل عبدالقادر الکردفانی» نگاه کنید.

در خصوص حرکت عثمان بن‌فودی لازم به ذکر است که برخی وی را متهم به حرکت سلفی و وهابیت می‌کنند؛ زیرا حرکت وی هم‌زمان با ظهور وهابیت در عربستان بود. ولی با مراجعه به کتب و مقالات شیخ‌کاملاً روشن می‌شود که وی اصلاً تمایلی به سلفی‌گری نداشته و حرکت وی برخاسته از تعالیم اسلامی و تصوف بوده است.

 

تفکر مهدویت در عصر حاضر

مسلمانان قاره آفریقا پس از تجربه چندین حرکت اصلاحی به نام مهدویت و پی بردن به اینکه این حرکت‌ها همگی برخاسته از ادعای کاذب بوده و اشخاصی برای رسیدن به مطامع فردی و گروهی خود چنین ادعاهایی را می‌کردند، اکنون در انتظار مهدی موعود عج هستند که یملأ الأرض قسطاً وعدلاً. مردم مظلوم این قارّه که قرن‌ها زیر چکمه‌های ظالمان استعمارگر زندگی کرده و می‌کنند و همه‌روزه شاهد به یغما رفتن ثروت‌های خود هستند، در انتظار منجی و موعودی هستند که آنان را از این بردگی نجات دهد.

شاید بتوان گفت که هیچ مردمی به اندازه مردم قاره آفریقا منتظر دادرس نیستند، میلیون‌ها شیعه در این قارّه که اکثر آنان به برکت انقلاب اسلامی ایران به این مذهب تشرّف پیدا کرده‌اند، با آگاهی و شناختی که از مهدی موعود واقعی دارند، ظهور آن حضرت را روزشماری می‌کنند. در اکثر مساجد و مراکز شیعیان، به‌خصوص در مناطق شرق این قارّه، شیعیان بعد از نمازهای فریضه، دعای فرج و سلامتی حضرت را قرائت می‌کنند. بسیاری از این عزیزان، ‌التزام خاصی به قرائت دعای عهد و ندبه دارند.

یکی از عللی که بارقه‌های امید را در دل آنان زنده کرد، این است که طبق برخی از نقل‌ها، بعضی از اصحاب حضرت حجت عج از آفریقا هستند.

مرحوم کلینی روایتی را درباره اهل نوبه از امام صادق علیه السلام نقل می‌کنند که: «ستخرج مع القائم منّا عصابه منهم…» [۳۳] یعنی از اهل نوبه».

در کتاب الملاحم و الفتن روایتی نقل شده است که امام باقر علیه السلام از حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله ، مکان‌های یاران حضرت مهدی عج را می‌شمارند. بخشی از این روایت که مربوط به سخن ماست، عبارت است از: و من بلبیس (شهری در مصر) رجل، و من دمیاط (شهری در مصر) رجل، و من أُسوان (شهری در مصر) رجل، و من الفسطاط (شهری در مصر) أربعه رجال، و من القُلزُوم (منطقه‌ای در اردن) رجلان، و من طرابلس(پایتخت لیبی) رجل، و من القیروان (شهری در تونس) رجل… الحدیث.[۳۴]

از این روایت استفاده می‌شود که تعدادی از اصحاب حضرت مهدی عج از آفریقا هستند.

همچنین روایت دیگری در کتاب معجم أحادیث الإمام المهدی عج نقل شده است که یاران حضرت مهدی عج را برمی‌شمارد، که برخی از آنان از آفریقا هستند: ألا إنّه أشَبه الناسِ خَلقاً وَخُلقَاً وَحُسناً بِرسُولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ألا أدلّکم علی رجاله وعددهم؟ قلنا: بلی یا أمیرالمؤمنین علیه السلام ! قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله قال: أوّلهم من البصره واخرهم من الیمامه وجعل علی علیه السلام یعدد رجال المهدی علیه السلام و الناس یکتبون فقال: رجلان من البصره … ورجل من النیل… وثلاثه من طرطوس… ورجل من داکار (پایتخت سنگال)… وأربعه من الفسطاط (شهری در مصر) … ورجل من دمیاط (شهری در مصر)… ورجل من طنجه (شهری در مغرب)… الحدیث.[۳۵]

از دیگر بشارت‌ها برای مسلمانان آفریقا این است که براساس بعضی از روایات، مادر حضرت حجت عج از آفریقا بوده‌اند. مرحوم نعمانی در کتاب الغیبه روایتی را از امام محمد باقر علیه السلام نقل می‌کنند که: «إنّ صاحب هذا الأمر فیه شَبهٌ من یوسف، ابن أَمهٍ سَوداء،«یُصِلح اللهُ عَزّوجَلّ له أَمره فی لیلهٍ واحدهٍ».[۳۶] ثم قال النعمانی: یرید بالشبه من یوسف الغیبه.

«اللّهُمّ اکشِف هذه الغُمَّهَ عَن هذه الأُمَّهِ بِحُضُورِهِ وَعَجِّل لَنا ظُهُورَهُ، إنَّهُم یَرونَه بَعِیداً وَنَراهُ قَریباً بِرَحمَتِکَ یا أَرحَمَ الراحِمینَ» [۳۷]

 

پی نوشت ها:

23. جواهر المعانی و بلوغ الأمانی، ص۴۲۲.

24. همان، ص۴۸۱.

25. همان، صلی الله علیه و آله ۴۹۱.

26. الجواهر و الدرر فی سیره الشیخ‌الحاج‌عمر، الشیخ‌محمد المنتقی احمد تال، صلی الله علیه و آله ۱۴۶.

27. التصوف و الطرق الصوفیه فی السنغال، خدیم محمد سعید امباکی، صلی الله علیه و آله ۱۰۱.

28. شجره طیبه، ۲۰۵.

29. الامام المهدی، محمد احمد بن¬عبدالله و محمد سعید القدّال، صلی الله علیه و آله ۳۳.

30. من مؤلفات الشیخ‌عثمان بن‌فودی، نجف‌علی میرزائی، صلی الله علیه و آله ۴۰.

31. همان.

32. همان.

33. الوافی، فیض کاشانی، ج۲۱، باب ۱۸، صلی الله علیه و آله ۱۱۴، ح۵.

34. الملاحم و الفتن، سیدبن‌طاووس، صلی الله علیه و آله ۳۷۵.

35. معجم أحادیث الإمام المهدی عج، شیخ‌علی الکورانی العاملی ج۳، صلی الله علیه و آله ۱۰۴، ح ۶۴۸.

36. الولاء الحقیقی فی الشعب الأفریقی، السید محمد حسین مرتضی، صلی الله علیه و آله ۱۴۳.

37. مفاتیح الجنان، دعاء العهد.

 

منبع: کتاب «تصوف در غرب آفریقا»، نوشته حجت الاسلام و المسلمین سید محمد شاهدی، فصل دوازدهم: اندیشه مهدویت در طرق صوفیه.