حضور و گسترش تشیع در آفریقا (بخش نخست)

  • کد خبر: 2648
  • منبع خبر: شیعه پژوهی

خلاصه دامنه حضور و گسترش تشیع در شمال افریقا مربوط به صدر اسلام و بازه زمانی قرن اول تا پایان قرن سوم هجری است.


حضور و گسترش تشیع در آفریقا (از قرن اول تا پایان سوم هجری)

 

چکیده

دامنه حضور و گسترش تشیع در شمال افریقا مربوط به صدر اسلام و بازه زمانی قرن اول تا پایان قرن سوم هجری است. بدون تردید سیاست‌های بنی‌امیه و بنی‌عباس علیه شیعیان، عامل حضور تشیع در این بخش از قلمرو اسلامی بوده است. این نوشتار با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استناد به منابع تاریخی به دنبال پاسخ به چگونگی حضور و گسترش مذهب تشیع در افریقا در آن بازه زمانی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که از زمان فتح مصر، تشیع با تبلیغ شماری از صحابه رسول‌اللّه (ص) و یاران امام علی (ع) به افریقا راه یافت؛ اما قدرت و نفوذ سیاسی گروه‌های غیر شیعی چالشی بزرگ در گسترش تشیع بود. با وجود این، با حضور کارگزاران امام علی(ع) و هجرت سادات فرصت‌هایی برای فعالیت شیعیان در این سرزمین ایجاد شد که شیعیان از آن بهره بردند و به تأسیس حکومت‌های شیعی در برخی از مناطق افریقا اقدام کردند.

کلیدواژه‌ها

مذهب تشیع؛ مصر؛ امام علی(ع)؛ شمال افریقا؛ سادات    

 

مقدمه

در طول تاریخ، شمال افریقا یکی از مناطق مهم جهان اسلام بوده است. این منطقه به علت نزدیکی به بیت‌المقدس و مقر سپاهیان روم، اهمیت بسیاری برای مسلمانان داشت. رومی‌ها همواره می‌توانستند از شمال افریقا، فتوحات مسلمانان را در بیت‌المقدس به خطر بیندازند. علاوه بر این، مراودات تجاری اعراب با مصر قبل از اسلام و شناخت از ثروت واقعی این مناطق، بر اهمیت و موقعیت تجاری ـ سیاسی شمال افریقا در نزد مسلمانان می افزود. در نتیجه مصر از نخستین مناطق افریقا بود که در سال 20ق در زمان خلیفه دوم به دست عمرو بن‌عاص فتح شد (ابن‌عبدالحکیم، ۱۹۲۰: 88؛ ‫کندی، ۱۴۰۷: 15). این فتوحات تا سال 86ق (دوران عبدالملک مروان) ادامه یافتند.

فتوحات مسلمانان در افریقا را می‌توان پنج قسمت کرد: 1. صحرای سینا، اسکندریه و مناطق اطراف رود نیل؛ 2. منطقه برقه و طرابلس؛ 3. اقلیم افریقا که حدوداً برابر تونس فعلی بود؛ 4. مغرب اوسط که حدود الجزایر امروزی بود؛ 5. مغرب اقصا برابر مغرب امروزی. از همان آغاز فتوحات، شماری از شیعیان و صحابه پیامبر(ص) همانند ابوایوب انصاری، ابوذر غفاری، عمار یاسر، عبداللّه بن‌عباس، عمرو بن‌حمق در سپاه مسلمانان حضور داشتند ‏(سیوطی، ۱۳۷۱: 1/145ـ200 ؛ ‫مقریزی، ۱۴۱۶: 2/84ـ85). برخی از این افراد بعدها در گروه یاران و نمایندگان خاص امام علی(ع) در شمال افریقا باقی ماندند.

حضور و فعالیت این گروه در افریقا، که تربیت‌یافته مکتب اهل بیت(ع) بودند، تأثیر بسیاری در شناخت و ترویج مکتب تشیع در این منطقه داشت. همچنین بعدها گروهی دیگر از دوستداران امام علی(ع) در مصر، مانند محمد بن‌ابی‌حذیفه و محمد بن‌ابی‌بکر، نقش مهمی در معرفی امام علی(ع) و باورهای شیعی به مردم افریقا ایفا کردند. نتیجه این فعالیت‌ها در اندک زمانی بروز یافت و باعث شد که مصریان در زمان قیام مردم علیه عثمان، از خلافت امام علی(ع) حمایت کنند ‏(بردی‌، ۱۳۹۲: 1/94ـ95؛ ‫طبری، ۱۳۸۷: 6/2262؛ ‫وردانی، ۱۳۸۲: 23). پس از شهادت امام علی(ع)، حضور یاران ایشان در مصر و افریقا همچنان برای تشیع ثمربخش بود، به طوری که مردم این منطقه پس از شهادت امام حسین(ع) نیز علیه حکومت وقت دست به قیام زدند.

پس از تشکیل خلافت‌های اموی و عباسی، اهل بیت (ع) و یاران آنان تحت ظلم و ستم قرا گرفتند؛ از این رو شیعیان و بسیاری از سادات به علت دور بودن منطقه افریقا از مراکز حکومت، به این منطقه پناهنده شدند. فعالیت آنان از همان سده نخست باعث شد تا اهل بیت(ع) و دوستانشان در شمال افریقا جایگاه ویژه‌ای پیدا کنند. فرهنگ تشیع در این منطقه به حدی نفوذ یافت که نمونه‌های آن همچنان در برخی از مناطق افریقا، به‌خصوص مصر، دیده می‌شود. برگزاری مراسم عاشورا در مناطق محدودی از مصر، برگزاری جشن نیمه شعبان از سوی برخی از فرقه‌های صوفی، رسم فانوس‌گیری، جشن تولد حضرت زینب(س) و امام حسین(ع) از مواردی است که تأثیر ماندگار فرهنگ شیعه در این مناطق را نشان می‌دهد (وردانی، ۱۳۸۲: 103).

پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که «تشیع چگونه در شمال افریقا گسترش‌ یافت؟». زمان ورود و مکان شیعیان در مصر و چگونگی سیاست‌ حکمرانان شمال افریقا در برخورد با شیعیان تا پایان قرن سوم از پرسش‌های فرعی تحقیق است.

بنا بر فرضیه پژوهش، شیعیان در ابتدای فتح مصر در این منطقه مستقر شدند، سپس به مناطق مختلف افریقا نقل‌مکان کردند. در اثر سیاست‌ها و سخت‌گیری حکمرانان اموی و عباسی، گروهی از سادات نیز به افریقا مهاجرت کردند و در نقاط مختلف آن ساکن شدند.

در این نوشتار، روش تحقیق بر اساس پژوهش تاریخی و به ‌صورت توصیفی ـ تحلیلی است که موضوعات مربوط از منابع دست اول و معتبر به شیوه کتابخانه‌ای گردآوری ‌شده، سپس داده‌های به ‌دست ‌آمده، از طریق استدلال و استنتاج عقلی تجزیه ‌و تحلیل شده است.

 

پیشینه تحقیق

درباره حضور شیعیان در افریقا کتاب‌ها و مقالات متعددی نگارش یافته است؛ اما تحقیق تاریخی جامعی شکل نگرفته است. در بیشتر تحقیقات صورت گرفته حضور و گسترش شیعیان در افریقا به صورت کلی تبیین شده است. از جمله این آثار می‌توان به کتاب ابن‌عبدالحکیم (م247ق) به نام فتوح مصر و اخبارها اشاره کرد. در این کتاب به جز اشارات مستقیم و غیر مستقیم به شیعیان، مطالب مهمی دیده نمی‌شود، حتی از استاندار شدن محمد بن‌ابی‌بکر نیز خبری نیامده است ‏(ابن‌عبدالحکیم، ۱۹۲۰: 273).

در تواریخ عمومی، مانند تاریخ یعقوبی (یعقوبی، ۱۳۷۱: 6/2229) و کتاب الفتوح ابن‌اعثم کوفی ‏(ابن‌اعثم کوفی، ۱۴۱۱: 2/365ـ382)، در تبیین شورش‌های سال‌های 34 و 35ق مطالبی در مورد شیعیان مصر بیان ‌شده است.

 کتاب دیگر الولاه نوشته ابوعمر محمد بن‌یوسف کندی (م350 یا 358ق) است. در این منبع مطالب پراکنده‌ای درباره شیعیان و دوستداران امام علی گفته شده است؛ اما نویسنده در بیشتر موارد حتی از به کار بردن «شیعه» برای طرفداران امام علی(ع) خودداری کرده است ‏(کندی، ۱۴۰۷: 29ـ30).

منتقله الطالبیه نوشته ابراهیم بن‌ناصر بن‌طباطبا (479ق) منبع دیگری است که مطالبی درباره اماکن و شهرهایی که قبایل طالبیه (اولاد و فرزندان ابوطالب) در آنها سکنا گزیده‌ و زندگی کرده‌اند، آورده است.

تاریخ دیوان مبتدا و الخبر فی تاریخ العرب نوشته ابن‌خلدون (723ـ808ق) می تواند مهم‌ترین منبع درباره تاریخ بلاد مغرب باشد. اطلاعاتی که در این کتاب آمده، جنبه ابتکاری دارد و نویسنده آنها را گرد آورده و از کتب دیگر نقل نکرده است. تقی‌الدین احمد بن‌علی بن‌عبدالقادر مقریزی (م845ق) از معدود مورخان مصر است که در کتاب المواعظ و الاعتبار به ذکر الخطط و الآثار لفظ شیعه را برای طرفداران امام علی(ع) به کار برده و مطالبی را درباره وضعیت شیعیان بیان کرده است؛ ولی در نوشته‌های او وضعیت شیعیان به‌‌روشنی مشخص نشده است (مقریزی، ۱۴۱۸: 1/74ـ75).

از دیگر تاریخ‌نویسان معروف مصر، ابن‌تغری بردی (م874ق) صاحب کتاب النجوم الزاهره فی ملوک مصر والقاهره است. وی حوادث تاریخی مصر را از هنگام فتح آن و فرمانروایی عمروعاص تا سال‌های 872ق بیان کرده است؛ اما او نیز مانند دیگر مورخان، در مورد تشیع در مصر سخنی نگفته است ‏(بردی‌، ۱۳۹۲: 1/8ـ160).

از تحقیقات جدید نیز می توان به کتاب مهدی تکیه‌ای در مورد مصر (سال 1375) اشاره کرد. صالح وردانی نیز در سال 1382 کتاب شیعه در مصر از آغاز تا عصر امام خمینی را نگاشته است. کتاب اطلس شیعه نوشته رسول جعفریان نیز جغرافیا و تاریخ شیعیان در تاریخ اسلام تا به امروز را تبیین و مطالبی درباره حضور شیعیان مطرح کرده است. همچنین محمدعلی چلونگر در کتاب زمینه‌های پیدایش خلافت فاطمیان علل و زمینه‌های پیدایش خلافت فاطمیان در افریقیه و مغرب را بررسی کرده است. این کتاب از منابع مهم و ارزشمند درباره حضور شیعیان در افریقا است. نویسنده اشاره می‌کند که فاطمیان با بهره‌گیری از باور مهدویت، قیام خود را در مصر و مناطق دیگر گسترش دادند. تفکر مهدویت قبل از حضور فاطمیان، در قبایل بربر و در منطقه مغرب وجود داشت و ایشان از این نفوذ استفاده کردند.

همچنین می‌توان به مقاله فیروز آزادی با عنوان «ظهور و افول تشیع در مصر از فتح اسلامی تا پایان سفیانیان (20ـ64ق)» (مجله شیعه‌شناسی، 1392)، مقاله مطهره حسینی در مورد شیعیان مصر گذشته و حال (فصل‌نامه جستارهای سیاسی معاصر، 1389)، مقاله غلامرضا گای‌زواره در مورد اهل بیت(ع) در قلب مصر (مجله فرهنگ کوثر، 1383)، مقاله مهدی جلیلی در مورد گرایش‌های شیعی در مصر تا میانه سده سوم‌ق (مجله مطالعات اسلامی، 1381) و مقاله محسن پاک‌آیین به نام «موده آل البیت(ع) فی مصر» که عباس الاسدی آن را ترجمه کرده (مجله رساله الثقلین، 1374) اشاره کرد. علاوه بر اینها، سید هادی خسروشاهی مجموعه مقالات برخی نویسندگان معاصر عرب را به نام أهْلُ البَیْت فی مِصْر گردآوری کرده و در سال 1380 در مجمع تقریب مذاهب اسلامی به چاپ رسانده است.

با توجه به اشارات پراکنده منابع مذکور، مقاله حاضر درصدد است با نگاهی جامع، حضور شیعه از زمان فتح مصر تا پایان قرن سوم هجری در افریقا را بررسی کند و عوامل حضور شیعیان و علاقه مردم مصر به شیعیان را در چهارچوب سؤالات مطرح شده پاسخ دهد. حضور شیعیان در افریقا در سه محور بخش‌بندی شده است: الف) حضور طرفداران امام علی(ع) و اصحاب ایشان در زمان فتح مصر که همراه با لشکرکشی مسلمانان صورت گرفته است؛ ب) مهاجرت سادات که باعث گسترش شیعه در افریقا در سده‌های اول تا سوم شده است؛ ج) قیام‌ها و تبلیغات شیعیان درباره اهل بیت که منجر به علاقه مردم مصر و افریقا به مذهب تشیع شد.

 

حضور مسلمانان در افریقا

عرب‌ها قبل از اسلام با مصر مراودات تجاری داشتند و با ثروت و جایگاه این منطقه به‌ خوبی آشنا بودند. از این رو مصر پس از اسلام نیز برای عرب‌های تازه‌مسلمان دارای جایگاه ویژه‌ای بود. می‌توان گفت یکی از دلایل مهم حضور مسلمانان در این منطقه، آشنایی پیشین آنان با وضعیت جغرافیایی، تجاری، سیاسی و فرهنگی مصر بود. عمرو بن‌عاص شناخت ویژه‌ای از مصر داشت و در هنگام فتح این منطقه کمک فراوانی به مسلمانان کرد.

بر اساس متون تاریخی، ورود مسلمانان به مصر و شمال افریقا در چند مقطع صورت گرفت. ورود اولین گروه از مسلمانان در ماه رجب سال پنجم بعثت با مهاجرت به حبشه به سرپرستی جعفر ابن‌ابی‌طالب انجام شد. در آنجا بود که نجاشی، پادشاه حبشه، با اسلام آشنا شد ‏(ابن‌هشام، ۱۳۷۵: 1). همچنین پیامبر(ص) در ماه محرم سال هفتم هجری چند نامه از مدینه برای نجاشی پادشاه حبشه، مقوقس حاکم مصر و حاکمان برخی از کشورها ارسال کرد. در طی این مدت شماری از مسلمانان در حبشه حضور داشتند و با احترام با آنان برخورد می‌شد. گروهی از مسلمانان نیز با مصریان مراودات تجاری داشتند. بعد از رحلت پیامبر(ص) و شروع فتوحات در دوره خلفای راشد، مسلمانان در سال 20ق به فرماندهی عمرو بن‌عاص، به مصر حمله کردند و مناطقی از آن را به تصرف درآوردند. می‌توان فتح این مناطق را به هفت مرحله تقسیم کرد:

مرحله اول: از سال 20 تا 49ق؛ در این مرحله مناطقی مانند برقه، طرابلس، صبراته، فزان ‏(بلاذری، ۱۴۳۰: 3/12ـ13) به دست عمرو بن‌عاص، مناطق سبیطه و قلعه اجم در جنوب قیروان (ابن‌خیاط، ۱۴۱۵: 1/134ـ135) به دست عبداللّه بن‌سعد بن‌ابی‌سرح، منطقه واقعه تا دشت قمونیه در جنوب قرطاجنه ‏(ابن‌خیاط، ۱۴۱۵: 1/192؛ ‫طبری، ۱۳۸۷: 5/229) و سوسه، جلولا، بنزت و جزیره جربه (بردی‌، ۱۳۹۲: 1/132؛ ‫یاقوت حموی، ۱۹۹۰: 2/118) به دست معاویه بن‌حدیج سکونی فتح شدند.

مرحله دوم: از سال 40 تا 55ق؛ در این مرحله شهر قیروان در جنوب قرطاجنه به دست عقبه بن‌نافع ساخته شد ‏(ابن‌خیاط، ۱۴۱۵: 1/195؛ ‫ابن‌عبدالحکیم، ۱۹۲۰: 264) و مراکز پشتیبانی نظامی جهت حفظ فتح مناطق ودان فزان، خاور و غدامس طراحی و اجرا شد.

مرحله سوم: از سال 55 تا 62ق؛ در این مرحله ابومهاجر جزیره شریک، شهرهای قرطاجنه، میله در مغرب ادنی، میانه ‏(بردی‌، ۱۳۹۲: 1/152) و مسلمه را فتح کرد (مونس، ۱۹۹۲: 1/90).

مرحله چهارم: از سال 62 تا 64ق؛ در این مرحله منطقه حاصل‌خیز زاب در مغرب میانه و مسئله ‏(ابن‌عبدالحکیم، ۱۹۲۰: 267؛ ‫مونس، ۱۹۹۲: 1/92)، تاهرت و طنجه ‏(مونس، ۱۹۹۲: 93) به دست عقبه فتح شد. این مرحله با کشته شدن عقبه به پایان رسید.

مرحله پنجم: از حدود سال 65ق تا اواخر 74ق؛ در این مرحله زهیر بن‌قیس فرمانده لشکر بود. او اقدام به گرفتن مجدد مناطقی کرد که پس از کشته شدن عقبه از دست مسلمانان خارج‌ شده بودند ‏(بردی‌، ۱۳۹۲: 1/160) و توانست منطقه قیروان را تصرف کند. وی در درگیری با رومی‌ها در درنه کشته شد و جنگ در جبهه افریقا، تا دفع فتنه ابن‌زبیر به دست عبدالملک بن‌مروان، بدون اقدام خاصی متوقف شد ‏(ابن‌عذاری المراکشی، ۱۹۵۰: 1/34ـ35).

مرحله ششم: از اواخر سال 74 تا 85ق؛ در این مرحله حسان بن‌نعمان غسانی مناطق قرطاجنه، دژ بسته، قلعه‌هایی مانند قابس، قسطیلیه و مغرب میانه را فتح کرد ‏(‫ابن‌خلدون، ۱۳۶۳: 4/238؛ ‫ابن‌عذاری المراکشی، ۱۹۵۰: 1/25).

مرحله هفتم: از اواخر سال 85 تا 86ق؛ این مرحله که آخرین مرحله فتح شمال افریقا به دست مسلمانان به شمار می‌رود، با انتخاب موسی بن‌نُصَیر به فرماندهی لشکر اسلام در افریقا شروع شد ‏(ابن‌عبدالحکیم، ۱۹۲۰: 274). فعالیت موسی بن‌نصیر در اواخر سال 85ق شروع شد و به فتح قلعه زغوان، سجومه، سبته، طنجه (مغرب اقصا)، جنوب کوه‌های اطلس، مغرب میانه تا سوس عقبا انجامید ‏(ابن‌قتیبه، ۱۴۱۰: 2/66ـ68). پس‌ از این مرحله مسلمانان به سمت اندلس و فتح آن رفتند.

 

زمینه‌های تاریخی ورود شیعیان و اهل بیت(ع) به افریقا

ورود شیعیان به افریقا همزمان با ورود مسلمانان به این منطقه بوده است. آنها در فتوحات مسلمانان همراه سپاه اسلام به‌تدریج در افریقا حضور یافتند و در مناطق فتح‌شده باقی ماندند. با افزایش شمار شیعیان در افریقا، پس از مدتی در برخی مناطق مفتوحه حکومت‌های شیعه تأسیس شدند ‏(دیویدسن، ۱۳۵۸: 95).

در حقیقت با حضور اصحاب خاص امام علی(ع) در مصر و مهاجرت گروهی از تابعان‏ (ابن‌عبدالحکیم، ۱۹۲۰: 292؛ ‫سیوطی، ۱۳۹۴: 1/207، 255)، مذهب تشیع رسماً در این منطقه نفوذ و حضور یافت. عمار یاسر در زمان عثمان بن‌عفان به مصر رفت و به تبلیغ اهل‌ بیت(ع) مشغول شد. موفقیت او به‌قدری بود که بیشتر مصریان در برابر عثمان بن‌عفان از علی(ع) طرفداری کردند، سپس با ولایت قیس بن‌سعد بر مصر، شیعیان در آنجا گرد هم آمدند. پس از روی کار آمدن عمرو بن‌عاص در مصر تا سقوط امویان فعالیت شیعیان با محدودیت های شدیدی روبه‌رو شد؛ اما محبت علی(ع) در میان مردم از بین نرفت و با سقوط بنی‌امیه آنان تشیع خود را ابراز کردند.

علاوه بر این، رفتار ظالمانه حکومت مرکزی علیه علویان گروهی از آنان را به سمت افریقا، که از مرکز دور بود، هدایت کرد؛ از این رو حضور آنان نیز باعث تبلیغ شیعه در آن منطقه شد ‏(‫حلبی، ۱۴۰۹: 2/181؛ ‫کلاعی، ۱۹۷۷: 2/124). از دیگر عوامل مهاجرت علویان به مصر، وجود موقوفاتی بود که در صدر اسلام به علویان اختصاص یافته بود ‏(ابن‌طباطبا علوی اصفهانی، ۱۳۷۷: 291، 306؛ ‫مسعودی، ۱۴۰۹: 2/578).

یکی از کسانی که پس از شکست در قیام‌ها علیه حکومت مرکزی (بنی‌امیه) به مصر مهاجرت کرد، ادریس بن‌عبداللّه بود. او پس از نجات از شکست قیام خود در حجاز به سال 172ق برای اولین بار توانست حکومت ادریسیان شیعی مذهب را در شمال افریقا تأسیس کند. گستره این حکومت حدود کشور مغرب و الجزایر فعلی بود ‏(ابوالفرج اصفهانی، ۱۳۳۹: 488). علاوه بر شیعیان و علوی‌ها، گروه‌های دیگر نیز به افریقا مهاجرت کردند و حتی موفق به تشکیل حکومت شدند. خوارج اباضی و صفری از گروه‌هایی بودند که در اواخر قرن اول هجری، برای رهایی از امویان به افریقا (مغرب) آمدند و نیم ‌قرن بعد توانستند دولتی در سجلماسه و تاهرت ایجاد کنند ‏(طقوش، ۱۳۸۵: 66). در کنار خوارج و اباضیه، گروه‌هایی از شیعیان، معتزله، مرجئه و صوفیه نیز ظهور پیدا کردند.

بنابراین می‌توان گفت شناخت مردم افریقا از مذهب تشیع در اواسط قرن دوم هجری بیشتر شده بود ‏(عودی، ۱۳۸۵: 151). در این جریان، اعرابی که گرایش‌های شیعی داشتند، در شهرهای مختلف ساکن بودند. شهر نطفه یکی از این شهرها بود که به پایگاه شیعیان شهرت داشت. فعالیت و سکونت شیعیان در نطفه به حدی بود که آن را کوفه کوچک (الکوفه الصغری) می‌گفتند ‏(بکری، ۱۹۹۲: 2/743). با وجود این، کسب اطلاعات در مورد شیعیان و محل سکونت آنها در افریقا پراکنده است و بیشتر نویسندگان به کسانی که امام صادق(ع) برای تبلیغ به افریقا فرستاده بودند، اشاره کرده‌اند ‏(ابن‌حیون، ۱۴۲۶: 54ـ55؛ ‫بغدادی، ۱۴۰۸: 247).

بر اساس متون تاریخی، علی بن‌محمد بن‌عبداللّه از نوادگان امام حسن(ع)، اولین علوی بود که وارد مصر شد و مردم با او بیعت کردند. وی تلاش‌هایی برای احیای تشیع در مصر انجام داد؛ اما در مقابل حکام عباسی ناکام ماند ‏(ممتحن، ۱۳۷۱: 9). ورود شیعیان و سادات به مناطق دیگر افریقا، مانند لیبی و سودان، به قرن‌های اول تا چهارم هجری برمی‌گردد. همچنین حضور برخی از شیعیان در منطقه زنگبار در قرون اول صورت گرفته است، به‌نحوی ‌که امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه ‏(علی بن‌حسین(ع)، ۱۳۸۳: دعای 27) برای مرزداران اسلامی در این منطقه مغفرت و مدد الهی طلب کرده است. علاوه بر شیعیان نخستین، گروه دیگری از شیعیان شش‌امامی نیز وارد زنگبار شدند. همچنین در قرن اول هجری در تونس، شیعیان قبل از دولت ادارسه (ادریسی‌ها) و فاطمیان حضور داشتند و بنی‌امیه همان کاری را که در حره انجام داده بودند، در تونس با شیعیان انجام دادند. فعالیت‌های شیعیان در افریقا به‌تدریج باعث قدرت ‌یابی گروه‌های شیعی شد. در نتیجه، عبداللّه المهدی در سال 296ق در تونس، سلسله فاطمیان را تشکیل داد. فاطمیان پس از مدتی مصر را تصرف کردند و مرکز حکومت خود را به آنجا بردند. تونس تا سال 438ق کاملاً شیعه نشین بود.

ادامه دارد...

 

نویسندگان: عباس رهبری (دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خمین)، حسین خسروی (استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خمین)، علی الهامی (استادیار دانشگاه علوم پزشکی تهران)

منبع: شیعه پژوهی مقاله 6، دوره 5، شماره 15، پاییز و زمستان 1397، صفحه 113-136.