ایرانیان خراسانی در قیروان تونس در پنج قرن آغازین اسلام(2)

  • کد خبر: 2666
  • منبع خبر: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

خلاصه بعضی از مراجع ادبی و بویژه سنگ قبرهای شهر قیروان، گواه تعداد زیادی از ایرانیان خراسانی است که نقش برجسته واساسی در گسترش تمدن در افریقیه و قیروان داشته اند.


نقش ایرانیان در گسترش تمدن ایرانی اسلامی قیروان وافریقیه

علاوه بر نقش ایرانیان خراسانی در ترکیب جمعیتی و تنوع ترکیب اجتماعی در قیروان و افریقیه که منجر به ایجاد ساختار زندگی مبتنی بر سنتهای ایرانیان شد و افریقیه را به سرزمینی شرقی بدل ساخت (67)، ایرانیان خراسانی در بخشهای دیگری نیز نقش مهم و ماندگاری ایفا کردند که صرف نظر از منابع پیشین، بعضی از مراجع ادبی و بویژه سنگ قبرهای شهر قیروان، گواه تعداد زیادی از این مردمان است که نقش برجسته واساسی در گسترش تمدن در افریقیه و قیروان داشته اند.

به منظور درک عظمت تمدنی ایرانیان در ادامه این مبحث علمی به سراغ اسامی چهره های تمدن ساز ایرانی در افریقیه و قیروان می رویم.

 

1- فقیهان و دانشمندان اسلامی:

- عبدالله بن فروخ:

ایرانی الاصل که در سال 115هجری/730 میلادی در اندلس متولد شد و سپس به افریقیه آمد تا در قیروان سکنی گزید. وی برای کسب علم به مشرق رفت و از مالک بن انس و ابوحنیفه بهره های علمی برد که در این جلسات زفر بن الهذیل که او را به خاطر ترکیب مغربی اش مسخره می کرد نیز حضور داشت و این فقیه ایرانی که بر غیر خود برتری داشت از سوی مالک بن انس به فقیه مغرب ملقب شد.

عبدالله بن فروخ به قیروان بازگشت و به امر تدریس مشغول شد و با انواع بدعتها و زهدهای خرافی مبارزه کرد و بهلول بن راشد او را بزرگ داشت و از وسعت علم او همواره سخن می گفت. ابن فروخ به دلیل ترس از خطا؛ پیشنهاد منصب قضاء توسط روح بن حاتم را نپذیرفت و عبدالله بن غانم را به جایگزینی خود معرفی کرد که او نیز همواره با در قضاوتش مشورت می کرد. ابن فروخ در سال 175و یا 176 هجری به مصر گریخت و در آنجا وفات یافت که این واقعه فاجعه عظیمی بود که همگان را نگران و ناراحت کرد بویژه آنکه اهل علم او را جایگزین لیث می دانستند و از او تجلیل بعمل می آوردند.(68)

- ابوالولید عباس بن الولید الفارسی المحدث:

او در مکتب بزرگترین عالمان شرق شاگردی کرد و از حافظان بزرگ حدیث و از معدود علمای عصر خود شد تا جائیکه از او روایت فقهی نقل می کردند و گفته می شود که او نیز مالک بن انس را دیده و از او نقل روایت کرده است.

 

ابوولید در محل اقامت خود در شهر تونس در رمضان 218 هجری/833 میلادی توسط سربازان زیاده الله بن ابراهیم در جنگ منصور الطنبذی در حالی کشته شد که به دلیل علم و ایمان وافرش بشدت مورد نفرت زیاده الله بود. این عالم ایرانی در قیروان نیز منزلی داشت که به امر اسد بن فرات تخریب شد.(69)

- ابوزکریا یحیی بن سلیمان الخراز الحفری الفارسی:

بر اساس سخن ابن ناجی (70) ابوزکریا ایرانی الاصل است و ابوالعرب به نقل از فرزندش عبدالله سال ولادت او را 134 هجری/752 میلادی ذکر کرده است و مرگ وی را در سال237  هجری ثبت کرده اند. او را حفری خوانده اند چونکه منزلش که در قیروان در منطقه ام ایوب بود در نزدیکی گودالی قرار داشت. او علم حدیث را در نزد ابو معمر عباد بن عبدالصمد و یونس بن زید الایلی و عبدالرحمن بن زیاد بن انعم و عبدالملک بن ابو کریمه فراگرفت و به دلیل تسلطش به ریاضیات (علم فرائض و الحساب) به منصب ریاست دیوان افریقیه در حالی که 21 سال بیشتر نداشت منصوب شد. وی به مشرق سفر کرد و از علوم سفیان بن عینیه و بویژه از فضل بن عیاض سمرقندی بهره برد و سپس به قیروان بازگشت و بسیاری می گفتند که او از اصحاب سحنون بوده است.(71)

- احمد بن احمد بن زیاد فارسی:

او از چهره های برجسته واز بزرگان قیروان بود که در سال 234 هجری/848 میلادی در حالیکه در رحم مادر بود و پدرش را از دست داده بود، متولد شد و وارث ثروتی شد که توانائی نگهداریش را نداشت. او در قیروان در نزد محمد بن عبدوس و محمد بن یحیی بن سلام و دیگران از بزرگان تلمذ کرد و یادداشتهای درس قاضی عیسی بن مسکین را در ده جلد منتشر کرد. او که از از علمای ثقه عصر خویش بود در زمینه احکام تجوید و نیز مواقیت الصلاه-زمانهای نماز- کتبی را از خود بیادگار گذاشت. او در قیروان به تدریس اشتغال داشت و شاگردان معروفش ابویعرب قیروانی و ابوعبدالله محمد بن حارث خشنی قروی بودند. وی که از عبیدالله مهدی به دلیل پاک دستیش شصت مثقال طلا جائزه گرفته بود در ایام اسحاق بن ابومنهال از قضات شیعه عصر فاطمیون کتابی را در باب مهریه منتشر کرد که به صداق قیروانی مشهور بود و بر اساس آن زن در صورت خیانت همسرش به خود می توانست طلاقش را جاری سازد  ولی بعدها بنی عبید آن را ممنوع کردند و این فقیه و محدث ایرانی را به امر قاضی سه روز روانه زندان کردند. علیرغم اختلاف در سال وفاتش ولی بر حسب نوشته حسن حسنی عبدالوهاب او در سال 319 هجری /930 میلادی فوت کرد.

2- اخباریون ایرانی در قیروان:

- ابوالهیثم خالد بن یزید فارسی لوءلوء

او مقداری اندک از مکتب مالک بن انس استفاده کرد و معاصر بهلول بن راشد بود و از او نقل قول می کرد و همواره همراهش بود و بدرجه ای از اخلاق رسیده بود که او را مردی صالح می دانستند و مورد وثوق همگان بود تا جائیکه ابویعرب در طبقات خود چندین خبر را به او مستند ساخته است.(73)

- عبدالله بن یحیی بن سلیمان الخراز حفری فارسی

ابویعرب بعضی از روایات زندگانی پدرش را از او نقل کرده است.(74)

- ابوعبدالله محمد بن خراسان

اوکه در قرن سوم هجری/ نهم میلادی زندگی کرد از اخباریونی بود که ابوبکر احمد بن محمد بن یحیی قرشی از بزرگان صقلیه خبری را که مربوط به ابوعلی شقران بن علی فرضی که فقیه الفرائض و هم عصر و یار بهلول بن راشد بود از وی نقل کرد.(75) و خبر دیگری که از او نقل شد مربوط به قصه ابن غازی با امیر ابراهیم بن احمد است که در حالی که قرآن می خواند گفت: او بر دین اسلام نمی میرد.(76) و مالکی نیز خبری از او در مورد دستور عبیدالله مهدی برای قتل ابن برذون وابن هذیل در سال 299 هجری/ 911 میلادی و نیز دستور کشتن ابوعبدالله محمد بن عبدالله السدری در سال 309 هجری/921 میلادی را نقل کرده است.

3- مرابطان

- ابوابراهیم خراسانی:

او مرابط و از دوستان ابوزکریای هرگلی از مرابطان قصر هرقله بود که در حمله امیر ابوعباس محمد بن اغلب در سال 232 هجری/846 میلادیبه شهر رومه کشته شد.(78)

4- کارمندان

- عبدالجبار خراسانی:

المعز لدین الله بعد از خارج شدن از قیروان بسوی قاهره در سال361 هجری قمری/ 971میلادی زیاده الله بن قدیم را به ریاست کل دیوان افریقیه و حسن بن خلف مرصدی و عبدالله خراسانی را بعنوان کارمندان جمع آوری مالیات  منصوب کرد و همگان را دستور داد تا از اوامر بلکین ابن زیری تبعیت کنند.(79)

5- صنعتگران

- ابوالفضل بن مخلد فارسی کفاش:

او که در دهم رمضان سال357 هجری/963 میلادی فوت کرد و در مقبره الجناح الاخضر قیروان مدفون است بر روی سنگ قبرش نوشته شده است؛کفاشی بود که به تعمیر یا ساخت و فروش کفش اهتمام و اشتغال داشت.(80)

- محمد بن جعفر فارسی:

او که به ساختن سگک کفش اشتغال داشت در روز جمعه ماه ذی الحجه سال428 هجری قمری وفات یافت و در دیواره خارجی شرق مسجد جامع زیتونه در پایتخت دفن شده است.(81)

علاوه بر اهتمام و اشتغال ایرانیان خراسانی به امور فوق الذکر که دلالت بر نقش اساسی آنان در تمدن سازی در افریقیه وقیروان دارد؛ تدوین تاریخ که مولفان طبقات به آنها اشاره کرده اند در کنار نقش آنان در دفاع از افریقیه نسبت به خطر تبشیر مسیحی از اهمیت فوق العاده ای بر خوردارست.

این سهم و نقش مهم تاریخی و تاریخ ساز گویای اختلاط و امتزاج و پیوند بسیار مستحکم ایرانیان با جامعه عربی آفریقائی آن زمان بوده است که در کنار مسئولیتهای آموزشی و حکومتی و اهتمام به صنعت باید به خویشاوندی از طریق ازدواجهای میان ایرانیان و مردم افزیقیه و قیروان اشاره کرد.

ازجمله ازدواجهای مهم می توان به ازدواج مادر عبدالرحمن بن رستم با مردی قیروانی و ادامه زندگانی آنان در قیروان اشاره کرد.

پیامهای اخلاقی ازدواج ایرانیان نیز اهمیت فوق العاده ای داشت که از آن جمله است که ابوعقال امیر اغلبی که از هوسرانان و دنیاپرستان بود شیفته زنی خراسانی شد و از او درخواست ازدواج کرد و آن زن خراسانی در پاسخ گفت: با تو ازدواج نمی کنم مگر آنکه ترک دنیا کرده و زن دیگری در دائره ذهن تو نقش نبسته باشد و او شرطش را پذیرفت و با یکدیگر ازدواج کردند و با هم بودند تا آنکه مرگ در مکه آن دو را از هم جدا کرد.(82)

چون پایتخت اغلبیان قطب سیاسی و دینی و فرهنگی و اقتصادی بود و تمام افریقیه را تحت الشعاع خود قرار داده بود بدیهی بود که ایرانیان خراسانی نیز بیش از هر جای دیگری به آن سمت کشیده شوند.

در همین رابطه به اسحاق بن ابراهیم بن فروخ مجانی که اصالتا ایرانی بود و در شهر مجانه سکونت داشت ولی به همان دلیل اهمیت پایتخت اغلبیان اراده قیروان را کرد می توان اشاره کرد و در آن اقامت گزید تا آنکه در سال 290 هجری قمری/ 903 میلادی فوت کرد و در همانجا دفن شد.(83) ولی سلمان بن محمد فارسی- متوفای قرن پنجم قمری- به فریانه از توابع صفاقس رفت و در همانجا فوت کرد.(84)

بعد از انتقال پایتخت از قیروان به مهدیه و سپس صبره منصوریه ایرانیان خراسانی که به گواهی سنگهای قبورشان  تا قرن پنجم قمری / یازدهم میلادی در قیروان زندگی می کردند کم کم تعدادشان نسبت به قرون گذشته کاهش یافت و علاوه بر شاهدان قبر محمد بن جعفر فارسی (85) و سلمان بن فارسی فریانی(86) اسناد دیگری نیز این ادعا را اثبات می کند که از جمله آنها عبارتند از:

- ادریس بن داود بن ادریس حسنی علوی فاطمی معروف به فارسی

وی در چهارم محرم سال 358 هجری قمری/ 968 میلادی فوت کرد و در رمادیه مدفون گشت و بر روی سنگ قبرش نوشته شده است: علویا فاطمیا.(87)

- عبدالله بن عطیه فارسی:

وی در سال 422 هجری قمری /1030 میلادی در مقبره الجناح الاخضر دفن شد.(88)

- خلوف بن طاهر باسومی فارسی:

وی در سال 438 قمری / 1046 میلادی در مقبره الجناح الاخضر مدفون شد.(89)

علاوه بر نقش ایرانیان خراسانی در موارد ذکر شده نقش آنان در معماری افریقیه نیز حائز اهمیت است تا جائیکه البکری می گوید: و بالمنستیر البیوت و الحجر و الطواحن الفارسیه و وماجل الماء= در شهر منستیر خانه ها و سنگ و گل انبارهای آب همگی فارسی و ایرانی بودند.(90) و ابن خلکان در قرن هفتم قمری/ سیزدهم میلادی قصرهای منستیر را به خانقاهها تشبیه می کند (91) که می دانیم خانقاهها در خراسان و سوریه و مصر در دوره امویان یافت می شدند(92) و چون این نکته معلوم است که معماری از ایران به سامراء و سپس به مصر رفت و در عهد اطمیان در افریقیه گسترش یافت تا جائیکه قصر مهدی فاطمی در شهر مهدیه به شکل ایوان بود.(93)

در پایان این بحث علمی تاریخی می توان نتیجه گرفت که ایرانیان خراسانی در قیروان و افریقیه به دلیل پیوندی ناگسستنی با مردمان این مناطق نمونه ای عالی از پیوندی تاریخی را ارائه کرده بودند که از رهگذر آن توانستند با تکیه به فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی جایگاهی رفیع و بس بلند را در قلوب مردم تونس از گذشته دور تا امروز برای خود ایجاد کنند تا جائیکه در هماره تاریخ نامشان آوازه اهل خرد و انصاف شده است.

 

منابع:

Djait.h."l afrique arabe .."op.cit .pp.612- 67-

68- ابوالعرب؛ همان؛ صص 107-111.

69- ابوالعرب؛ همان؛ صص 224-225.

70- ابن ناجی؛ معالم الایمان فی معرفه اهل القیروان؛ پژوهش محمد الاحمدی ابوالنور و محمد ماضور؛ کتابخان الخانجی در مصر و کتابخانه العتیقه در تونس؛ قاهره؛ 1972؛ ج 2، ص 63.

71- ابوالعرب؛ طبقات؛ ص 174.

72- ابوالعرب؛ همان؛ ص 187و عبدالوهاب؛ حسن؛ کتاب العمر فی المصنفات و المولفین للتونسیین؛ انتشارات العربیه للکتاب؛ تونس؛ 2001؛ ج 1؛ صص120-122.

73- ابوالعرب؛ همان؛ ص 156.

74- ابوالعرب؛ همان؛ ص 174.

75- ابوالعرب؛ همان؛ ص 139.

76- المالکی؛ همان؛ ج 1؛ صص 505-506.

77- المالکی؛ همان؛ ج 2؛ ص 49. ابن عذاری؛ همان؛ ج 1؛ صص 282-283.

78- المالکی؛ همان؛ ج 1؛ صص 415-418؛ ناجی؛ جلول؛ همان؛ صص 97-98.

79- ابن حوقل؛ صوره الارض؛ لایدن؛ 1927؛ ص 97، ابن الاثیر؛ همان؛ ج 7؛ ص 304.

Roy.b.et poinssot p op.cit .vol.2.fasc.1.pp.260-26180-

Roy.b.et poinssot .p.inscriptions arabes de kairouan.paris.1958.vol.2.fasc.2.pp.463-46481-

82- المالکی؛ همان؛ ج 1؛ ص 535.

Roy.pp.158-15983-

Roy.p6084-

Roy.pp.463-46485-

Roy.p.6086-

Roy.b.et.poinssot p.op.cit.vol.2.fasc.1.p.261.n.147.87-

Roy.b..p.40088-

Ibid.p.598-599.n.451.89-

90-البکری؛همان؛ج.2؛ص.692

91-ابن خلکان؛همان؛ج.4؛ص.68.

Chabbi.j."khankah".el.vol.4.1057-105992-

Zbiss.s.m."mahdia et sabra-mansouriya" in journal asiatique.1965.pp.85-8693-

 

تهيه و تدوين: صادق رمضانی گل افزانی رایزن فرهنگی ایران در تونس    

منبع: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی