هجرت شیرازیان به شرق آفریقا و تاثیرشان بر زبان سواحیلی(1)

  • کد خبر: 2721
  • منبع خبر: مؤسسه بین المللی چراغ فروزان هدایت اندیشه

خلاصه در این تحقیق در خصوص سبب هجرت شیرازیان به مناطق شرق آفریقا و نقش آنان در نشر سلام و تأثیر زبان فارسی بر زبان سواحلی بحث ‏و بررسی شده است.


مقدمه:‏

در این تحقیق در خصوص سبب هجرت شیرازیان به مناطق شرق آفریقا، و نقش آنان در نشر سلام وتأثیر زبان فارسی بر زبان سواحلی بحث ‏و بررسی شده است، مبنای این تحقیق بیشتر مطالعات میدانی ومقالاتی بوده است که در این رابطه نوشته شده است، در این رابطه مکتوباتی ‏از عهد قدیم وجود ندارد، وتنها می توان به برخی از سفرنامه ها وکتابهای که توسط بعضی از سیاحان وتاجران  اروپائیان که به این مناطق ‏مسافرت کرده بودند اشاره کرد.‏

 

هجرت بازرگانان ایرانی زنگبار

در کتاب‌های معتبر تاریخی و سفرنامه‌های نگاشته شده توسط سیاحان و تاجران ایرانی و اروپایی ((شیرازی ها)) لقبی اشناست با قدمتی هزار ‏ساله. شیرازی‌های ایرانی‌تبار با لنج های تجاری از «بندرسیراف» خلیج فارس به سواحل و کناره‌های کشورهای «سومالی»، «کنیا»، ‏‏«تانزانیا» و «مجمع الجزایر کومور» سفر نموده و سهم مهمی در رونق تجاری و آبادانی شهرها و بنادر «مومباسا» و «زنگبار» داشته‌اند. ‏آنها در کنار مبادلات تجاری، آداب و رسوم و فرهنگ ایرانی را از خود در این مناطق به یادگار گذاشته و در گسترش اسلام بخصوص ‏تشیع در شرق آفریقا تاثیر به‌سزایی داشتند. بر طبق اسناد و شواهد تاریخ‌، سواحل شرق آفریقا از پانصد سال پیش از میلاد، پذیرای ‏جهانگردانی از کشورها و ملل مختلف نظیر ایرانیان، چینی‌ها، آشوری‌ها و عرب‌ها بوده است و این برهه تاریخی را می‌توان زمان ورود ‏بیگانگان به جزیره‌ی زنگبار قلمداد کرد‌.‏

در قرن هشتم میلادی‌، مصادف با قرون اولیه هجری قمری، عرب‌ها به‌تدریج شروع به سکونت در سواحل شرق آفریقا و زنگبار نمودند و ‏کالاهای مختلفی ازجمله فنجان، صابون و شیشه‌های رنگی را به بومیان می‌فروختند و در مقابل محصولات کشاورزی، غله و حبوبات ‏دریافت می‌نمودند‌. ورود شیرازی‌ها به جزایر شرق آفریقا و تشکیل امپراطوری زنج را می‌توان سازمان‌یافته‌ترین مهاجرت بیگانگان ‏درسواحل شرق آفریقا و زنگبار دانست که در بافت فرهنگی و اجتماعی مردم این مناطق دگرگونی‌های عمیقی پدید آورد و منجر به پیدایش ‏‏زبان سواحیلی و نژاد موسوم به شیرازی‌ها گردید.‏

در سند دیگر این جزیره زمانی تحت حاکمیت پادشاهی ملکه صبا قرار داشته است. در همین سند آمده است : «قرن هشتم و نهم میلادی یکی ‏از سلاطین شیراز به همراه شش نفر از فرزندانش به جزیره پمبا از توابع زنگبار مهاجرت کرده‌اند و اقدام به تجارت طلا،عاج و پوست ‏نموده و از طریق خلیج فارس اقدام به حمل و نقل ادویه و اجناس می‌نمودند».‏

کتب معتبر تاریخی در خصوص نحوه ورود شیرازی‌ها چنین نوشته شده اند: «شیرازی‌هایی که در منطقه خلیج فارس ساکن بودند تقریبا در ‏سال ۱۲۰۰ میلادی به جزیره زنگبار وارد شدند و با مخلوط شدن با ساکنان بومی در شکل‌گیری فرهنگ مردم نقش داشتند».‏

آن‌ها در ایام نوامبر تا مارس (‌آبان تا فروردین) هر سال با وزیدن بادهای دریایی مانسون که بومیان به آن کاسکازی‌ می‌گفتند به ساحل ‏شرق آفریقا عزیمت می‌کردند و با همان جریان باد کوزی به خلیج فارس بازمی‌گشتند.‏

‏«سرچارل إلیوت» موّرخ اروپایی (۱۹۰۵‌) با بررسی سابقه تاریخی حضور ایرانی‌ها و اعراب در سواحل تانزانیا و زنگبار، حضور ‏ایرانی‌ها را مقّدم بر دیگران می‌داند امّا اسناد تاریخی موجود از مُهاجرت اوّلیه شیرازی‌ها در قرن هشتم میلادی و سپس مهاجرت ثانویه ‏آن‌ها در قرن دوازدهم میلادی به منطقه کیلوا  توسط برخی از حکّام فارس حکایت می‌کند‌.‏

‏«داوید سون» مورخ انگلیسی نیز خط سیر مهاجرت جغرافیایی ایرانیان به سواحل شرق آفریقا را توسط هفت کشتی به همراه «علی بن الحسن ‏شیرازی» و شش فرزندش عنوان می‌کند. بنا‌بر‌این نظریه، مسافران این کشتی‌ها به ترتیب در کناره‌های سواحل شرق آفریقا «مانداک‌ها»، « ‏کوشو»، «پانبو»، «مومباسا»، «پمبا»، «کیلوا» و «آنژوان» وارد شده و اقامت گزیدند.‏

‏«ابن بطوطه» نیز که در سال ۱۳۳۱ میلادی از منطقه کیلوا بازدید می‌کند ، تحت تأثیر نفوذ تاثیر و گسترش اسلام در میان ساکنان بومی ‏قرار می‌گیرد و اشاره می‌کند که مردم به جنگ مقدس اعتقاد داشته و تقوا و درستکاری مورد توجّه آن‌ها بوده و از مذهب شافعی پیروی ‏می‌کردند‌.‏

‏«ابن مسعود» موّرخ مشهور با توصیف مشاهدات خود از شهر کیلوا که مقّر سلطنت حاکمان ایرانی بوده است‌، مؤسس آن را «سلطان ‏علی بن سلیمان» از ساکنان شیراز مُعرفی کرده که با ازدواج با یکی از دختران حکّام بومی، نسل حُکمرانان بعدی را بر جای گذارده ‏است.با بررسی اقوال تاریخی و نظرات محققان اروپایی و آفریقایی نیز این نتیجه به‌دست می‌آید که ایرانیان شیرازی‌تبار با مهاجرت به سواحل ‏کشورهای شرق آفریقا، اقدامتی انجام داده‌اند که اثر و بقایای آن پس از هزار سال هنوز به چشم می‌خورد:‏

‏۱- راه‌اندازی مبادلات تجاری و رونق بخشیدن به اقتصاد و آباد کردن شهرها و مراکز استقرار خود هم‌چون شهر کیلوا در کشور تانزانیا.‏

‏۲- کمک به گسترش اسلام در شرق آفریقا و ساختن مساجد و اماکن عمومی در زنگبار و مومباسا.‏

‏۳- انتقال فرهنگ و سنت های ایرانی( یکی از فرهنگهای باقی مانده می توان به عید نوروز زنگبار اشاره نمود)‏

اگر چه امروزه نسل شیرازی‌تبار زیادی وجود ندارد اما در میان باورهای فرهنگی ساکنان شرق آفریقا عنوان شیرازی بسیار باارزش ‏است و نشان‌گر اصالت خانوادگی افراد به‌شمار می‌رود. در برخی از مناطق زنگبار نیز افراد سال‌خورده، خاطرات ارزشمندی از ‏شیرازی‌ها تعریف می‌کنند. از همین رو بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و مذهبی خود را شیرازی‌تبار معرفی می‌کنند. حزب سیاسی ‏موسوم به افروشیرازی‌ و نیز تیم فوتبالی به همین نام در جزیره زنگبار وجود دارد‌. از نکات مهم دیگری که باید به آن توجه کرد وجود ‏اماکن و عمارت‌های متعددی در شهرها و بنادر شرق آفریقا می‌باشد که نوعی معماری ایرانی و منبت کاری بر روی درب‌های منازل به ‏سبک شیرازی وجود دارد، که بنا‌بر نظر محققان تاریخی نشان‌گر حضور ایرانیان و هنر معماری و منبت کاری هنرمندان ایرانی و فراگیری ‏این فنون توسط بومیان آفریقایی می‌باشد.‏

 

دلایل هجرت شیرازیها

برای این مهاجرت علت های ذکر کرده اند:‏

‏۱- قولی را که «مّحی‌الدین زنگباری» مورخ مشهور زنگبار در کتاب السلوه فی اخبار کلوه از مورخین تأیید می‌کند، انگیزه سفر علی بن ‏حسین و خانواده‌اش به آفریقا را توهین و تحقیری دانسته‌اند که از سوی برادران و اقوامش بر او صورت می‌گرفته است؛ چرا که مادر وی ‏حبشی و سیاه‌پوست بوده است.‏

‏۲- دسته‌ی دوّم‌، اولین مهاجران ایرانی به سواحل شرق آفریقا را مهاجران شیعه‌ای می‌دانند که پس از به قدرت رسیدن طغرل سلجوقی بر ‏شیراز (۲۴۷ هجری قمری) که با شیعیان مخالف بوده، به این نواحی کشانده.‏

‏۳- آفریقاشناسان غربی نیز انگیزه اصلی مهاجرت شیرازیان به سواحل شرق آفریقا را تلاش برای به دست گرفتن نبض تجاری این منطقه و ‏کنترل تجارت دریایی شرق آفریقا دانسته‌اند‌؛ زیرا بندر سیراف در نزدیکی فارس شیراز، در زمان ساسانیان محّل صدور کالاها و سفر ‏دریانوردان ایرانی به آسیایی دور و آفریقا بوده است‌.‏

‏۴- مورخان فرانسوی نیز معتقدند که پس از به قدرت رسیدن شیعیان در فارس، برخی از نخبگان سنّی‌مذهب‌، ایران را ترک نموده و در ‏آفریقا مستقر شدند. به‌هر حال، «سلطان علی بن حسین» به عنوان بینان‌گذار سلسله شیرازی‌ها ابتدا در زنگبار و سپس در «کیلوا» در نزدیکی ‏‏«لیندی» استقرار می‌یابد و با سران محلّی رابطه حسنه‌ای برقرار کرده و دامنه فعالیت اقتصادی و تجاری خود را گسترش می دهد. ‏شهرهای تأسیس شده توسط شیرازی‌ها به صورت فدرال اداره می‌شد و در نحوه اداره امور داخلی خود اعّم از امور قضایی و قانون‌گذاری ‏از استقلال کامل برخوردار بودند‌.‏

پس از مرگ سلطان حسین بن علی بن حسین‌، فرزندش علی‌» قدرت را به‌دست گرفته و از طریق جنگ و فتح مناطق مجاور قلمرو ‏پادشاهی زَنج‌» را گسترش می‌دهد ‌وسلیمان بن علی امپراطوری شیرازی‌ها را در شرق آفریقا گسترش می‌دهد و روزانه ده‌ها کشتی ‏تجاری از شهر ساحلی کیلوا‌» (‌پایتخت شیرازی‌ها‌) بر مناطق مختلف آفریقا و خاورمیانه و خاور دور ارسال می‌کند‌. پس از وی در حدود ‏دویست سال، ده‌ها نفر از اولاد و اعقاب وی عهده‌دار پادشاهی شیرازی‌ها می‌شوند؛ امّا به‌دلیل سودجویی و توطئه‌های سیاسی داخلی و تفرقه ‏بیگانگان‌، در طی قرون سیزده و چهاردهم میلادی‌، امپراطوری شیرازی‌ها به سراشیبی سقوط کشیده می‌شود‌.‏

در اواخر قرن پانزدهم میلادی فضیل بن سلیمان‌» به حکومت می‌رسد و هم‌زمان «واسگودوگاما» دریانورد بزرگ پرتغالی پس از کشف ‏راه دریایی هند وارد منطقه دریایی آفریقا شده و پس از اقامت در موازمبیک و کسب اطلاعاتی نسبت به شیوه حکومت ایرانیان در سال ‏‏۱۵۰۲ میلادی در شهر کیلوا‌» پایتخت امپراطوری زنج لنگر انداخته و با توپ و سایر سلاح‌های جنگی که به همراه داشت سلطان فضیل را ‏خراج‌گزار پادشاهی پرتغال می‌کند و شیرازی‌ها جدا از خراج  یک هزار لیره، باید پرچم امپراطوری پرتغال را بر فراز کاخ حکومتی خود ‏می افراشتند. واسکودوگاما‌، سپس برای تصرف نواحی دیگر سواحل آفریقا که تحت قلمرو شیرازی‌ها قرار داشت عازم مومباسا‌» (‌بندری ‏در کنیا‌) و زنگبار می‌گردد‌. در همین احوال ‌امیرابراهیم‌ پادشاه زنج اقدام به مبارزه با پرتغالی‌های مهاجم می‌کند و قلعه سنگی مستحکمی ‏را بنا می‌کند، ‌فارغ از اینکه پایتخت حکومت شیرازی‌ها در شهر کیلوا‌» توسط پرتغالی‌ها تصرف شده و بساط حکومت زنج‌» برچیده ‏گشته و سران حکومتی  از مناطق جنگی فرار می‌کنند‌. پرتغالی‌ها به رسم غلط تاریخی فاتحیت در اقدامی وحشیانه بسیاری از ایرانیان و ‏اعراب ساکن را کشته و قتل عام کردند تا پایه‌های قدرت خود را مستحکم کنند‌.‏

در مجموع حاکمیت ایرانیان بر زنگبار و جزایر اطراف آن حدود پنج قرن به‌طول انجامید و در طی این مدّت گروه های  زیادی از اعراب ‏در زنگبار و مناطق ساحلی کشورهای کنیا و تانزانیای امروزی سکونت یافتند‌ که به بخشی از شهرها و مناطق پادشاهی شیرازی‌ها به مراکز ‏تجمع اعراب مبّدل گشت به گونه‌ای که اعراب ‌قبیله مزروعی‌ در ‌بندر مومباسا‌ در کنیا و اعراب ‌باجونی‌ در جزیره ‌لامو‌ و ‏اعراب قبیله حارث در دو جزیره‌ی اصلی زنگبار (‌اونگوجا و پمبا‌) استقرار یافتند‌. گروهی دیگر از اعراب قبیله‌ ‌مولی در جنوب شهر ‏پمبا (‌تانزانیا‌) را محل اقامت خود انتخاب کردند‌. این اعراب که از طریق داد و ستد با کشورهای خاورمیانه شرق دور به ثروت قابل توجهی ‏دست یافته بودند.  با ورود دریانوردان پرتغالی که با هدف در دست گرفتن تجارت ابریشم و ادویه به شرق آفریقا آمده بودند و با برخورداری ‏از سلاح‌های مدرن دولت پادشاهی شیرازیان را سرنگون کرده و از قرن ۱۶ میلادی به بعد جزایر شرق آفریقا و زنگبار را عرصه تاخت و ‏تاز خود می‌نمایند و به مدت دو قرن به  کشتار بومیان ادامه می‌دهند و به نوعی جایگزین ایرانی‌ها در تجارت می‌شوند. مقابله نظامیان ‏پرتغالی با رسوم بومیان و کشتار مردم سواحل شرق آفریقا هم‌چون زنگبار و مومباسا سبب تشدید دامنه طغیان عمومی شده و اعراب ساکن ‏دست کمک به سوی پادشاهان عمانی دراز کرده و در درگیری با استعمارگران پرتغالی سرانجام در سال ۱۶۹۸ میلادی آن‌ها را شکست ‏داده و بر مناطقی از شرق آفریقا تسلط می‌یابند.

اعراب نیز پس بر استقرار سلاطین عمانی با حمایت‌های سلطان عمان با استقرار در جزیره ‏زنگبار اقدام به برپایی حکومت سلطنتی نموده و با رونق گرفتن وضعیت اقتصادی و اجتماعی این جزیره به قدرت برتر اقتصادی تبدیل ‏شدند.احمد بن سعید در سال ۱۷۴۴ میلادی‌، سلسله بوسعیدی را در زنگبار را تشکیل داده و پس از مرگ وی فرزندش سید سعید‌ در ‏‏۱۸۰۴ میلادی به قدرت رسید. سلطان سعید در سال ۱۸۴۰ میلادی پایتخت سلطنت عمان را پس از کشمکش‌های سیاسی با اعراب و بومیان ‏از مسقط به زنگبار منتقل نموده و اقدام به در دست گرفتن تجارت ادویه و گل میخک به اروپا و آمریکا نموده و به سودهای مالی و ‏امتیازهای کشاورزی در کشت گل میخک دست می‌یابند و بومیان زنگبار به جزایر اطراف مهاجرت کردند. در سال ۱۸۵۷ میلادی سلطان ‏سید سعید فوت نمود و فرزندش سلطان مجید به قدرت رسیده و مرکز حکومیت را از زنگبار به دارالسلام منتقل نمود.

در اواسط قرن ‏نوزدهم میلادی شرایط سیاسی و اجتماعی قاره آفریقا بر اثر رقابت‌های ناشی از کشورهای استعماری بریتانیا و فرانسه تغییر پیدا کرده و ‏اندیشه استعمار منطقه شرق آفریقا تشدید گردید و از اواخر قرن نوزدهم نیروهای انگلیسی به بهانه مبارزه با برده‌داری بر بخش‌هایی از ‏منطقه تسلط پیدا کردند.در آن دوره نوعی رقابت بر تسلط بر زنگبار بین بریتانیا و آلمان وجود داشت که در سال ۱۸۹۰ میلادی با امضاء ‏قرارداد میان دو کشور جزیره زنگبار تحت قیومیت انگلستان قرار گرفت و سلطان زنگبار از حق حاکمیت بر بخشی از اراضی ساحلی ‏تانگانیکا (تانزانیای امروزی‌) چشم‌پوشی نمود وتا ۱۹۶۱ میلادی به شیوه‌های مختلف بر زنگبار و سلاطین بومی اعمال حاکمیت نمود. در این ‏برهه از تاریخ، نسل شیرازی‌ها و بازماندگان آن‌ها که منزوی شده بودند با حمایت از حرکت‌های ضد استعماری ساکنان زنگبار با ائتلاف با ‏بومیان زنگباری حزب آفرو‌شیرازی‌ را تشکیل داده و درقرن بیست میلادی بر علیه اعراب و استعمار انگلیس به فعالیت سیاسی پرداخته و ‏در نهایت در به استقلال رسیدن جزیره زنگبار در ۱۹۶۳ میلادی مشارکت می‌نمایند.‏

در خصوص جزیره زنگبار و اهمیت آن در گسترش اسلام و تشیع در شرق آفریقا در ادعیه امام زین‌العابدین (ع‌) در صحیفه کامله سجادیه ‏‏(دعای ۲۷) چنین مناجات شده است:‏ ‏«اللهم و اعمم بذلک اعدائک فی اقطار البلاد من الهند و الروم و الترک الخزر و الحبش و النوبه و الزنج و السقالبه و الدیالمه و سایر امم ‏اشرک‌»‏

سید الساجدین در این دعا برای مرزداردان کشورهای اسلامی طلب عزت و مدد الهی نموده و جزیره ‌زنج را جزء قلمرو اسلام قلمداد ‏کرده که مشرکین بر آن‌جا تسلط یافته‌اند.‏

در طول یکصد و پنجاه سال اخیر ایرانیان همواره در جزیره زنگبار حضور داشته و با اختلاط با بومیان محلی به راحتی در کنار آن‌ها ‏زندگی می‌کردند و این روند تا ۱۹۷۰ میلادی ادامه داشت که در این سال بدلیل بروز برخی نا آرامی‌ها ساکنان ایرانی تبار از زنگبار بیرون ‏رانده شده و اموال آن‌ها ضبط گردید.دولت وقت ایران با ارسال ناو جنگی به ابهای اقیانوس هند ، اعتراض خود را به تضییقات انجام شده بر ‏علیه ایرانی‌ها به دولت کمونیستی تانزانیا اعلام  کرده ، دولت تانزانیا و دولت انقلابی زنگبار این اقدام را دخالت در امور خود تلقی کردند و ‏عنوان داشتند که این افراد جزء اتباع تانزانیا به‌شمار می‌آیند و می‌بایست بر اساس مقررات این کشور عمل نمایند.در همین راستا چهار تن از ‏نوادگان دختری سید حسین شوشتری توسط نیروهای امنیتی به اجبار در جشن عمومی به عقد برخی از اعضاء شورای انقلابی زنگبار در ‏آمدند و به‌تدریج اقلیت ایرانی ساکن تانزانیا این کشور را به مقصد ایران‌، امارات متحده عربی و بحرین ترک نمودند.در اواسط دهه ۱۹۸۰ ‏میلادی با تثبیت اوضاع سیاسی جزیره زنگبار بخشی از ایرانیان به‌تدریج به زنگبار بازگشتند و وارد اجتماع شدند.‏

ادامه دارد...

 

منبع: مؤسسه بین المللی چراغ فروزان هدایت اندیشه/ ‏http://logii.ir