هجرت شیرازیان به شرق آفریقا و تاثیرشان بر زبان سواحیلی(2)

  • کد خبر: 2724
  • منبع خبر: مؤسسه بین المللی چراغ فروزان هدایت اندیشه

خلاصه در حومه شهر زنگبار دو حمام ایرانی وجود دارد که در قرن دوازده هجری قمری پس از انتقال شاهزاده ایرانی شهرزاد بیگم نوه دختری ‏فتحعلی شاه قاجار توسط معماری ایرانی احداث گردید و از مراکز مورد توجه گردشگران می‌باشد.


 

‏* آثار تاریخی و اماکن برجای مانده از ایرانیان در جزیره زنگبار‏

۱- حمام کیدیچی‌:‏

در حومه شهر زنگبار دو حمام ایرانی وجود دارد که در قرن دوازده هجری قمری پس از انتقال شاهزاده ایرانی شهرزاد بیگم نوه دختری ‏فتحعلی شاه قاجار توسط معماری ایرانی احداث گردید و از مراکز مورد توجه گردشگران می‌باشد. در این حمام شعری به زبان فارسی از ‏شاعران ایرانی حک شده است و در اطراف آن منطقه گردشگری و مزرعه گیاهان بومی وجود دارد که مورد بازدید و توجه گردشگران ‏خارجی وجود دارد.‏

در منطقه باستانی شهر زنگبار نیز حمام دیگری بنام حمامنی‌ یا حمام فارس‌ها وجود دارد که توسط دولت زنگبار به‌عنوان اثر ملی ثبت ‏شده است و بازدید ازبخش‌های مختلف این حمام ما را به یاد حمام فین کاشان می‌اندازد‌.در ورودی این حمام، تابلویی نصب شده است که ‏معمار این حمام را فردی ایرانی به‌نام حاجی غلامحسین معرفی کرده است و این حمام در سال‌های ۱۸۷۰ تا ۱۸۸۱ مورد استفاده عمومی ‏قرار داشته است.‏

۲- مسجد کیزیم‌کازی (فاطمه الزهراء)‏

این مسجد قدیمی‌ترین مسجد موجود در زنگبار می‌باشد که در سال ۱۱۸۴ میلادی به دستور یکی ازسلاطین شیرازی تبار به‌نام شیخ ابوموسی ‏الحسن بن محمد احداث شده است و بر کاشی‌کاری‌های موجود نام مسجد فاطمه الزهراء (س) حک شده است‌. کتبیه موجود در این مسجد به ‏خط کوفی بوده و امروزه به عنوان مسجدی محلی مورد استفاده نمازگزاران بومی قرار دارد و در حاشیه مسجد قبرستانی قدیمی وجود دارد ‏که از لحاظ باستان‌شناسی دارای اهمیت تاریخی می‌باشد.‏

۳- آثار موجود در شهر باگامایو: ‏

در این شهرتاریخی که در حدود پانصد سال محل استقرار امپراطوری شیرازی‌ها بوده است. ابنیه‌ها و مساجد و عمارت‌های متعددی از ‏حکومت شیرازی‌ها وجود دارد که امروزه به مخروبه ای تبدیل شده‌اند. در شهر باستانی باگامایو مقبره‌ای وجود دارد که آفریقایی‌ها معتقدند ‏که متعلق به خانمی دارای فضیلت بوده است و مردم با مراجعه به آن و ریختن صدقه و روشن کردن شمع‌، حاجات خود را مطالبه می‌کنند و ‏آب چاه کنار قبرستان را به نیت شفا می نوشند.‏

۴- آثار موجود در جزیره کیلوا:‏

می توان گفت بیشترین ومفصلترین آثار از شیرازیها در جزیره کیلوا موجود می باشد، این جزیره بطرف جنوب تانزاینا ود استان لیندی واقع ‏شده است، در این منطقه بقایائی از کاخ سلطان محمد وتعدادی از مساجد وزندان مرکزی که بر شاحل این جزیره بنا شده است به چشم می ‏خورد، دولت تانزانیا از این آثار به عنوان جذب توریست استفاده کرده وبا ترمیم ساختمانهای مجود همه ساله صدها نفر توریسم به این منطقه ‏می روند.‏

علاوه بر این آثار در سراسر کشور تانزانیا‌، کنیا‌، مجمع الجزایر کومور و کشور موزامبیک به خصوص در زنگبار و مومباسا نشانه‌هایی از ‏حضور شیرازی‌ها در مناطق شرق آفریقا وجود دارد که باستان‌شناسان و مورخان اروپایی و بومی در کتاب‌ها و تالیفات خود به آن‌ها اشاره ‏نموده‌اند.‏

۵- آثار شیرازی ها در کنیا

درکشور کنیا نیز در مناطق ساحلی آن آثاری از حضور شیرازیها وجود دارد، در منطقه نزدیک ممباسا، بقایائی از مسجد وقبور آنان وجود ‏دارد.‏

۶- در کشور موزامبیک:‏

در این کشور نیز در منطق شمالی آن و بالخصوص در جزیره موزامبیک در نزدیکی مرز کشور تانزانیا آثاری از شیرازیها وجود دارد، ‏مهمترین اثر را می توان قبری منتسب به موسی بیک ذکر کرد که ظاهرا وی از بنایانگذارن شهر موزامبیک می باشد.‏

۷- مسجد و قبور شیرازی ها در شهر تانگا:‏

در نزدیکی شهر تانگا ودر کنار ساحل برخی از بقایائی از مسجد وقبور شیرزیها وجود دارد که دولیت تانزاینا آنها در لیست مناطق توریستی ‏به ثبت رسانده وهمه ساله تعدا زیادی توریسم به منطقه می روند.‏

۸- اسناد مکتوب در موزه دارالسلام و زنگبار:‏

در این موزه‌ها اسناد و نوشته‌هایی مرتبط با حضور ایرانی‌ها در زنگبار و برپایی تمدن سواحیلی به چشم می‌خورد و در ادبیات عامه مردم ‏کلماتی هم‌چون شاه، وزیر، اداره، عجم، رنگ، نوروز، چلو و غیره وجود دارد.‏

امروزه نسل جدیدی از شیعیان بومی آفریقایی تبار به همراه شیعیان خوجه دوازده امامی در تانزانیا و زنگبار زندگی می‌کنند که با آوردن ‏مبلغان از هند و دیگر کشورهای اسلامی به فعالیت خود در سراسر تانزانیا و کشورهای شرق آفریقا ادامه داده و برگزاری مراسم عزاداری ‏حسینی در ایام محرم و صفر در شهر دارالسلام (پایتخت جمهوری متحده تانزانیا) به صورت وسیع و گسترده و برپایی سالانه مراسم اربعین ‏حسینی در جزیره زنگبار از عمده‌ترین فعالیت‌های آنها می‌باشد. تحقیقات میدانی و شواهد محلی نشان می‌دهد که ایرانیان که با لقب شیرازی‌ها ‏در کشورهای شرق و جنوب آفریقا معروف می‌باشند‌ که خدمات ارزنده‌ای را به بومیان آفریقایی و به خصوص زنگباری ارائه کرده‌اند که ‏ساختن مساجد در سراسر جزایر شرق آفریقا ، آموزش کشاورزی ، حفر چاه آب ، ساختن خانه ، تزیین منابر، منبت کاری درب‌ها، ‏یادگارهای زیبایی را از خود در سراسر کشورهای تانزانیا و مجمع الجزایر کومور و جزایر زنگبار و مومباسا بر جای گذاشته‌اند.‏

ایرانیان با برخورداری از هوش سیاسی در حدود پانصد سال بر بسیاری از مناطق شرق آفریقا حکمرانی کرده‌اند و در حال حاضر حزب ‏حاکم زنگبار به نام آفرو‌شیرازی قدرت سیاسی در جمهوری فدرال زنگبار را بر عهده دارد و نخبگان سیاسی و نجیب‌زاده خود را منسوب به ‏خاندان «شیرازی‌ها» می‌دانند.‏

قابل ذکر است که مسجد قدیمی شیعیان و مقبره برخی از مبلغین و علماء ایرانی بعد از انقلاب ۱۹۶۴ توسط دولت انقلابی زنگبار مورد ‏تخریب قرار گرفت و به علت محدودیت‌های ایجاد شده و کشتار شعیان خوجه در مراسم اربعین ۱۹۶۴ میلادی رفته رفته شیعیان هندی و ‏ایرانیان که جمعیتی بیش از ده هزار نفر را تشکیل می‌دادند از این جزیره کوچ کرده و به دارالسلام و دیگر کشورها مهاجرت کردند.‏

 

نقش شیرازیان در نشر اسلام

هر چند شیرازیان پنج قرن در مناطق مختلف شرق آفریقا حکومت کرده اند و حتی قلمرو حکومت آنان تاحدودی به برخی از کشورهای ‏مرکز این قاره نیز امتداد پیدا کرده بود، ولی چیزی حاکی از آنکه آنان در نشر اسلام نقشی داشته باشند وجود ندارد، تنها چیزی که از آنان ‏باقیمانده تعدادی مسجد می باشد که در مناطق استقرار آنان وجود دارد که در حال حاضر اکثریت آنان قابل استفاده نمی باشد، در برخی از ‏مکتوب امده است که شیرازیان وقتی وارد مناطق شرق آفریقا شده اند مردم این مناطق مسلمان بوده و آنان وارد بر مسلمانان شده اند، حتی ‏در بعضی از یادداشت ها آمده است که شیرازیان در مناطقی که قلمرو عمانی ها بوده است تمایل به استقرار در آن مناطق نداشتن که این ‏خود حاکی از آن دارند که مردم ساکنین ساحل در آن عصر اغلب مسلمان بوده اند، از طرف دیگر از شیرازیان آثاری از مدارس و مراکز ‏علمی دیده نمی شود که خود نیز حاکی از عدم اهتمام آنان به موضوع تعلیم دین می باشد.‏

از اینکه شیرازیان شیعه بوده عدله قویی در این رابطه وجود ندارد ولی از برخی از شواهد تاریخی استفاده می شود که این دسته  از ‏شیرازیان بخاطر ظلم و جوز سلجوقیان به این مناطق هجرت کرده اند، اما از اینکه اینان تبلیغی از شیعه کرده باشند هیچ شاهدی در دست ‏نمی باشد، و حتی آثاری از تشیع بودن خود نیز در این مناطق برجای نگذاشته اند و افرادی که در حال حاضر خود را منتسب به شیرازی ها ‏می دانند هیچکدام از آنان پیرو مذهب حقه نمی باشند.‏

 

تأثیر شیرازیان بر زبان سواحیلی

زبان سواحیلی (تانزاینا، کنیا)‏

از ویژگیهای قارّه آفریقا تنوع زبانهای رسمی ومحلی ولهجات آن می باشد، در این قارّه بیش از هزار زبان ولهجه وجود دارد، بسیار از ‏قبایل برای خود زبان خاص به خود را دارند، وجالب این که بسیار از از زبانهای محلی ولهجه ها قابل نوشتن نمی باشد.‏

از بین زبانهای محلی بعضاً گستردگی زیادی را دارد، به عنوان مثال زبان (هوسا) که در برخی از کشور های غرب این قارّه متکلم دارد ‏ومرکز آن هم کشور نیجریه می باشد، بیش از ۲۰۰ میلیون متکلم دارد، وهمینطور زبان (پلار) ویا (فلانی) که اکثراً در غرب انتشار دارد، ‏جمعیت زیادی به آن سخن می گویند، از دیگر زبانها که در این قارّه شهرت دارد، زبان سواحیلی می باشد، این زبان در مناطق شرق این ‏قارّه وبالتحدید در سواحل آن مردم به آن تکلّم می کنند.‏

زبان سواحلی در زمره یکی از زبانهای مهمّ آفریقا وجهان به حساب می آید، این زبان همچنین به عنوان میراث فرهنگی مسلمانان در شرق ‏این قارّه از اهمیت خاصی برخوردار می باشد، در بین بسیاری از مردم این منطقه این زبان به عنوان زبان اسلام شهرت پیدا کرده است، ‏وآن را به مثابه زبان عربی تقدیس می کنند، علمای اسلام ومبلّغین مسلمان این مناطق حتماً می بایست این زبان را مسلّط باشند، از امتیازات ‏این زبان از سائر زبانهای محلی این است که، زبان سواحلی دارای قواعد املائی ورسم الخط می باشد وهمین امر سبب سهولت در فراگیر ‏آن شده، از امتیازات دیگر این زبان که کمتر در زبان دیگری یافت این است که اکثرحروفی که تلفظ می شود نوشته هم می شود.

از طرفی ‏دیگر زبان سواحیلی هرچند از جهت ساختاری به گروه زبانی قبیله بانتو نزدیک می باشد، ولی زبان قبیله خاصی نیست از قبیل زبان هوسا که ‏از آن قبیله هوسا، و زبان پلار که مخصوص قبیله فلانی است، بیش از یکصد قبیله در شرق این قارّه به زبان سواحیلی تکلّم می کنند، این ‏زبان تا چندین دهه قبل با رسم الخط عربی نوشته می شد، بسیاری از کتب تألیف شده قدیم به خطّ عربی می باشد که برخی از آنها در کتابخانه ‏های این کشور و بالخصوص در زنگبار از آنها نگهداری می شود، ولی از اواسط قرن نوزدهم و با ورود اروپایی ها به زنگبار و سواحل ‏شرق آفریقا رسم الخط لاتین در کنار عربی جای خود را در بین برخی از مردم بومی بالخصوص تحصیلکرده های از مراکز آموزشی ‏مستعمرین باز نمود، پس از حضور گسترده انگلستان در زنگبار و تاگانیکا بویژه بعد از جنگ جهانی اوّل که منجر به بیرون راندن آلمانها از ‏این مناطق شد، خط لاتین بطور گسترده ای مورد تشویق قرار گرفت، از دهه ۱۹۳۰ میلادی رسم الخط لاتین به الفبای رسمی زبان سواحیلی ‏بدل گشت ومورد استفاده مردم کنیا و تانزانیا وسائر کشورهای این منطقه قرار گرفت، و با تأسیس مدارس به سبک جدید و ایجاد روزنامه های ‏انگلیسی زبان، رسم الخط عربی برای همیشه از ادبیات سواحیلی حذف شد.‏

 

تلاش در حذف کردن واژگان عربی در سواحیلی

همانگونه که ذکر شد زبان سواحیلی بسیار متأثر از زبان عربی بوده و کلمات عربی زیادی دراین زبان به چشم می خورد، از زمان حضور ‏استعمار در این مناطق وشروع حرکت تبشیریه قسیسین و مسئولین واتیکان، با طرائف الحیل خاصی در صدد حذف کلمات عربی ویا تحریف ‏آنها برآمدند، دوّمین گامی که در این راستا برداشتند تغییر رسم الخط سواحیلی به حروف لاتین بود و بالطبع این نقشه می تواند مهمترین گام ‏در تغییر کلمات باشد، بعد از این آنان در صدد ترجمه قرآن به این زبان با حروف لاتین برآمدند، در این رابطه داستان ترجمه قرآن توسط ‏آقای جود فری دالِ را بشنوید:‏

آقای گود فری دالِ ( ‏Godfrey dale‏) در سالهای ۱۸۸۹ الی ۱۸۹۷ میلادی به عنوان نماینده جمعیت مسیحیت از طرف واتیکان در ‏زنگبار فعّالیت داشت، وی در این مدت زبان سواحیلی را فراگرفت وتوانست با ایجاد ارتباط با مسلمانان، نقاط ضعف و قوت مسلمانان را ‏شناسایی کند، ایشان بعد از این سالها به انگلستان برگشت ودر یکی از دانشگاه های این کشور مشغول به تدریس شد، در سال ۱۹۰۳ باز به ‏زنگبار برگشت ودر این سفر اقدام به ترجمه قرآن به زبان سواحلی نمود، این ترجمه در ۶۸۶ صفحه و ۲۲ صفحه مقدمه و ۲۰۰ صفحه شرح ‏در آخر آن می باشد، این ترجمه در سال ۱۹۲۸ میلادی در لندن به چاپ رسید.‏

‏ هرچند در بادی امر بعضی این کار را به عنوان خدمت به مسلمانان تلقی کرده وکار(فری دالِ) را تحسین می کنند، ولی در واقع این ‏شخص به دنبال مبارزه با اسلام و قرآن بوده است تا خدمت، والدلیل علی ذالک این که اگر ایشان واقعاً با ایمان و باور می خواست قرآن را که ‏به عنوان مهمترین سند حقانیت اسلام است را ترجمه کند، چرا خود مسلمان نشد؟ و چرا بعدها وی کتابی را تحت عنوان (الفروق بین ‏المسیحیّه والإسلام) در سال ۱۹۰۵ تألیف کرد؟ وی در این کتاب نقطه ضعف مسلمانان همراه با ذکر شواهد و طریقه محاجّه با مسلمانان را ‏برای مبلّغین مسیحی بیان کرده است، ومبلّغین مسیحیت می بایست در دوره های آموزشی خود این کتاب را بخوانند.‏

 

علت نامگذاری این زبان به سواحیلی و تاریخ پیدایش

نام سواحیلی برگرفته از از کلمه عربی سواحل وساحل می باشد، وجه تسمیه آن از این قرار است که چون مردم ساحل مناطق شرق این قارّه ‏به این زبان تکلّم می کنند آن را سواحیلی گذاشته اند، این زبان متأثر از از زبانهای فارسی، عربی، اردو، آلمانی وانگلیسی می باشد، ولی ‏واژگان عربی در آن بیشتر به چشم می خورد، روی این اساس برخی از مؤرخین تاریخ پیدایش این زبان را به زمان ورود عربها به این ‏منطقه می دانند، پس از عربها با ورود ایرانیها زبان سواحیلی چون در حال شکل گرفتن بود برخی از کلمات فارسی را در خود جای داد.‏

امروزه زبان سواحیلی بعنوان مهمترین زبان ارتباطی بین مردم در مناطق شرق آفریقا مورد استفاده کلیّه قبائل می باشد، این زبان در کشور ‏تانزانیا وکنیا به عنوان زبان رسمی به حساب می آید، در کشور تانزانیا حتی مکاتبات اداری وزبان تدریس در کلیّه مراحل آموزشی سواحیلی ‏می باشد، می توان گفت زبان سواحیلی در کشور های تانزانیا، کنیا، رواندا، بروندی، اوگاندا، جنوب صومال، شرق کنگو، شمال موزامبیک ‏وتا حدودی در کشور عمان منتشر می باشد، شایان ذکر است که بسیاری از عمانیّها که رابطه با جزیره زنگبار دارند این زبان را می دانند، ‏قابل ذکر است سلطان عمان وشیخ خلیل مفتی این کشور وبسیاری از شخصیتهای علمی وسیاسی این کشور با این زبان آشنا هستند.‏

از جهت تعداد متکلّمین به این زبان می توان گفت بین ۱۲۰ الی ۱۵۰ میلیون نفر به این زبان سخن می گویند، ولی مسلمانان شرق این قارّه ‏همگی به این زبان مسلّط هستند، وسواحیلی زبان مشترک کلیّه مسلمانان است، بخاطر اهمیت این زبان نزد مسلمانان علمای اسلام بسیاری از ‏کتب اسلامی از زبان عربی، فارسی وعربی را به این زبان ترجمه کرده اند، فقط کتبی که توسط شیعیان واز متون شیعه به این زبان ترجمه ‏شده بیش از ۲۵۰ عنوان می باشد، نویسندگان سواحیلی زبان نیز تألیفات زیادی را داشته و دارند.‏

این زبان در مناطق ساحلی قویتر و اصلی تر از مناطق داخل می باشد، ساکنین جزیره زنگبار، پمبا، لامو، مافیا وشهرهای ممباسا، مالیندی، ‏لیندی، باگامویو، دارالسلام وتانگا نسبت به این زبان تسلّط خاصی داشته وخود را از صاحبان اصلی این زبان می دانند، بسیاری از دانشمندان ‏جزیره زنگبار وپمبا را زادگاه اصلی زبان سواحیلی می دانند واصلی ترین لهجه های سواحیلی نیز امروزه در این دو جزیره متداول است، ‏هرچه به داخل بروید این زبان کم رنگ تر می شود، در برخی مناطق غرب تانزانیا و کنیا زبان سواحیلی آنان برای أهل ساحل مفهوم نمی ‏باشد، در کشورهای بروندی و رواندا و اوگاندا و شرق کنگو این زبان فقط در بین مسلمانان شناخته شده است.‏

 

این تحقیق بر گرفته از مقاله و نوشته های آقایان:‏

عرب احمدی

یاسر کنعانی

سید محمد شاهدی

مرحوم جعفر تیجانی

 

منبع: مؤسسه بین المللی چراغ فروزان هدایت اندیشه/ ‏http://logii.ir