اسلام در توگو

  • کد خبر: 2863
  • منبع خبر: کتاب «شیعه در آفریقا»

خلاصه از آغاز قرن هجدهم میلادی با توسعة تجارت و پراکنده شدن تجار مسلمان در غرب آفریقا از یکسو و مهاجرت اقوام مسلمان از سوی دیگر، اسلام به توگو وارد شد.


جمهوری توگو

جمهوری توگو از شمال به بورکینافاسو، از شرق به بنین، از جنوب به اقیانوس اطلس و از غرب به غنا محدود است. این کشور 56/785 کیلومتر مربع وسعت دارد و زبان رسمی آن فرانسوی است (در حالی که زبان اقوام اوه و کابره زبان های ملی محسوب می‌شوند). توگو بر اساس برآورد سال 2017 میلادی سازمان ملل متحد، حدود 7/797/000 نفر جمعیت دارد که از قبایل سیاهپوست اوه آجا، تم کابره، گورما، کبوآکپوسو و آنا- ایفه تشکیل شده است. 50% جمعیت کشور، پیرو باورهای قبیله ای، 35 درصد مسیحی و 15 درصد مسلمان هستند. مسیحیان و پیروان آئین های سنتی عمدتاً در جنوب و مسلمانان در شمال کشور زندگی می کنند. صرف نظر از شمار اندکی از پیروان طریقت قادریه در میان فولانی ها و طربیّه در سوکوده، تنها طریقت بانفوذ در میان مسلمانان توگو، طریقت تجانیه است که بر اثر تبلیغ هوساها در توگو رواج یافته است.

 

اسلام در توگو

در قرن دوازدهم و چهاردهم میلادی، نژاد ایو که اکنون در جنوب توگو سکونت دارند، از طریق رودخانه نیجر به این سرزمین مهاجرت کردند. جستجوگران سرزمین های جدید و تجار پرتغالی در قرن های 15 و 16 به سواحل این کشور پا نهادند و تجارت برده توسط پرتغالی ها در قرن شانزدهم تا نوزدهم میلادی در کرانه های خلیج گینه رواج داشت؛ به همین دلیل این کشور به ساحل برده موسوم شد.

از آغاز قرن هجدهم میلادی با توسعة تجارت و پراکنده شدن تجار مسلمان در غرب آفریقا از یکسو و مهاجرت اقوام مسلمان از سوی دیگر، اسلام به توگو وارد شد. ابتدا به بخش شمالی توگو راه یافت و پس از نیمة دوم قرن نوزدهم، در بخش جنوبی کشور نیز نفوذ کرد. در آن زمان مهم ترین راه های تجاری عبارت بودند از: جادة نمک که بخش ساحلی را به قسمت داخلی توگو پیوند می‌داد، و مسیر تجارت کولا (قهوه سودانی) که از سالاگا در غنا، تا سان سانه مانگو در شمال توگو و سپس به سمت مشرق تا سرزمین هوسا در شمال نیجریة کنونی امتداد داشت. تجار مسلمان هوسایی و جِرمایی و دیولایی که از نیجریه، بنین، غنا و حتی از بورکینافاسو می‌آمدند، در سفرهای تجاری خود در زونگوهایی در توگوی کنونی اقامت می‌کردند و با پایبندی به معتقدات و مناسک دینی، مبلّغ اسلام محسوب می‌شدند. در این دوره، پراکنده شدن هوساها در سرتاسر توگو، که زبان آنها، زبان تجارت و مذهب بود، بیشترین تأثیر را در مسلمان شدن مردم توگو داشت.

در دهة 1۷۵۰م بازرگانان مسلمان دیولایی شهر "سان سانه مانگو" را در مسیری تجاری بنا کردند که سرزمین کُنگ در ساحل عاج کنونی را به مراکز بازرگانی در سرزمین هوساها در نیجریه و سرزمین گورماها در بورکینافاسوی کنونی پیوند می‌داد. چوکوسی ها نیز در این دهه و دهة ۱۷۶۰ با مهاجرت از ساحل عاج کنونی، در سان سانه مانگو اقامت گزیدند و چون پیش از مهاجرت، تحت تأثیر مسلمانان دیولایی کنگ، قرار گرفته بودند، حدود یک سوم آن‌ها هنگام ورود به شمال توگو، مسلمان بودند. سکونت بازرگانان مسلمان هوسایی در این منطقه نیز به اسلام آوردن چوکوسی ها کمک کرد. تقریباً هم زمان با چوکوسی ها، شماری از آشانتی ها از کوماسی در غنا مهاجرت کردند و در میان باسارها و نیز در کابو، اقامت گزیدند که شمار زیادی از آن‌ها نیز به هنگام مهاجرت مسلمان بودند.

کوتوکولی ها طی قرن های هفدهم و هجدهم از بورکینافاسوی کنونی به منطقة سوکوده و بافیلو مهاجرت کردند. در اواخر قرن هجدهم، استقرار بازرگانان سودانی و بازرگانان مسلمان دیگری از غنای کنونی و سرزمین گورماها در بورکینافاسو و تماس آن‌ها با رمه داران هوسایی و فولانی، موجب آشنایی تدریجی کوتوکولی ها با اسلام شد. در اوایل قرن نوزدهم در نتیجة فعالیت های مسلمانان چوکوسی، کوتوکولی ها به اسلام روی آوردند و با گسترش بیش‌تر اسلام در منطقه، در حدود سال های ۱۸۲۰ تا ۱۸۴۰، نخستین مسجد خود را در دِدائوره نزدیک سوکوده، بنا کردند.

در حدود سال ۱۸۶۰، با اسلام آوردن اوروجوبوی دوم، سلطان کوتوکولی ها، تحت تأثیر برادر ناتنی خود حاج عبدلای (عبداللّه) آپتاراوره، که از پیروان طریقت تیجانیة شاخه الحاج عمرتال و امام مسجد ددائوره بود، شمار زیادی از کوتوکولی ها نیز مسلمان شدند. او که مردی پرشور بود و رابطه ای نزدیک با مسلمانان مهاجر، بویژه با فولانی ها داشت، مسلمانان را وارد دستگاه حکومتی کرد و قصد داشت که اسلام را به عنوان دین رسمی معرفی کند، ولی پس از مرگ او در حدود سال ۱۸۷۵، پیروان باورهای سنتی شورش کردند و به کشتار مسلمانان پرداختند، به گونه ای که پسر و جانشین او، اوروجوبوی سوم، ناگزیر از اسلام روی بر گرداند.

در اواخر قرن نوزدهم، بازرگانان هوسایی از سالاگا در منطقة گونجا (در غنای کنونی) به مرکز و جنوب توگو آمدند و اسلام را در آن‌جا تبلیغ کردند. در سال 1884 نخستین زونگوی هوساها در لومه جنوب این سرزمین ایجاد شد. مسلمانان این منطقه که شمار آنان زیاد نبود، در زونگوهایی در آتاکپامه و لومه مستقر شدند؛ بدین ترتیب در پایان قرن نوزدهم، اسلام در شمال توگو جایگاه مستحکمی پیدا کرد و دو سلطان ­نشین مسلمان چوکوسی و کوتوکولی در آن‌جا مستقر بودند، ضمن آن‌که نفوذ اسلام در جنوب کشور نیز آغاز شده بود. در دورة استعمار، اسلام در شمال کشور به آهستگی گسترش می‌یافت. آلمانی ها پس از ورود به شمال توگو در سال ۱۸۸۹ و برقراری ارتباط با سلطان مسلمان کوتوکولی ها، جوبو بوکاری، در دهة 1890، با حکومت های کوتوکولی و چوکوسی پیمان همکاری بستند، بدون آن‌که در امور داخلی مسلمانان مداخله کنند.

در سال 1884م، توگو طی قراردادی که با روسای قبائل آن امضا شد، به یکی از مستعمرات آلمان تبدیل شد و پس از جنگ جهانی اول بین فرانسه و انگلیس تقسیم گردید. در سال 1956م، نواحی غربی آن ضمیمه غنا شد، ولی نواحی شرقی آن همچنان در تصرف فرانسه باقی ماند. در انتخابات سال 1958، حزب وحدت توگو شرقی زمام امور را به دست گرفت و در سال 1960 استقلال آن را اعلام کرد.

فرانسوی ها در دورة سلطة استعماری خود، با کنار گذاشتن سیاست نزدیکی با مسلمانان که آلمانی ها آن را پی می‌گرفتند و حمایت از کلیسای کاتولیک، موجب گسترش مسیحیت بویژه در جنوب توگو شدند. با این وجود، شمار مسلمانان از 20 هزار نفر در سال ۱۹۲۳ (دورة استعمار فرانسه)، به حدود 135000 نفر در سال ۱۹۶۰ (هنگام استقلال توگو) افزایش یافت، در حالی که جمعیت توگو در این مدت فقط دو برابر شده بود. مهاجرت مسلمانان، بویژه کوتوکولی ها و گورماها از شمال و مهاجرت مسلمانان از کشورهای همجوار به لومه و آتاکپامه نیز در این امر مؤثر بود.

 

منبع: کتاب «شیعه در آفریقا»، سید احمد سیدمرادی، بوستان کتاب، قم، 1399، ص 618- 615.