اسلام و مسلمانان لیبریا

  • کد خبر: 2871
  • منبع خبر: کتاب «شیعه در آفریقا»

خلاصه پیشینه اسلام در لیبریا به نهضت های جهادی و تبلیغی امپراطوری سنگالی ها باز می گردد که از سوی شمال وارد کشور شدند.


جمهوری لیبریا

کشور لیبریا از شمال به گینه، از شمال غربی به سیرالئون، از شرق به ساحل عاج و از جنوب و جنوب غربی به اقیانوس اطلس محدود است. این کشور بر اساس برآورد سال 2017 میلادی حدود چهارمیلیون و 731 هزار نفر جمعیت دارد و زبان رسمی آن انگلیسی است. در این میان باورهای بومی 63 درصد، مسیحیت 21 درصد (شامل 5/13 درصد پروتستان، 1/5 درصد مسیحی آفریقایی و 4/2 درصد کاتولیک) و مسلمانان 16 درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند.

 

اسلام و مسلمانان لیبریا

پیشینه اسلام در لیبریا به نهضت های جهادی و تبلیغی امپراطوری سنگالی ها باز می گردد که از سوی شمال وارد کشور شدند و قلمرو آنان تا منطقه فوتاجالون در گینه کوناکری امتداد پیدا کرد؛ این منطقه قبلا نیز تحت تاثیر مرابطون مغربی قرار گرفته بود. در مرحله بعد تبلیغ اسلام به ساکنان منطقه منتقل شد و مبلغانی از قبایل هوسا، فولانی، تکرور و ماندینگا مسئولیت دعوت بت پرستان بومی به اسلام را بر عهده گرفتند. همچنین هجرت هایی از حکومت مسینا که مسلمان بودند صورت گرفت و بت پرستان را جذب اسلام نمود. در پی آن اسلام در میان بت پرستان گالونکی ساکن در مناطق ساحلی لیبریا نفوذ نمود و در قرن 13 میلادی به مناطق ساحلی سیرالئون در همسایگی لیبریا رسید. در آن زمان مسلمانان 80 درصد جمعیت مناطق غربی لیبریا را تشکیل می دادند.

در حال حاضر حدود 500 مسجد در لیبریا وجود دارد که اغلب آنها محقرند و وضعیت خوبی ندارند؛ بعضی نیز بدون امام و مبلغ رها شده اند. مکتب خانه های سنتی که مسئولیت آموزش مقطع ابتدایی بچه های مسلمان را بر دوش دارند، فاقد کتاب درسی هستند و عمده تعلیم آنان در همین مکتب خانه های قدیمی و بدون امکانات خلاصه می شود. علاوه بر 20 مرکز و موسسه اسلامی در کشور، جمعیت ها و سازمانهای دانشجویی اسلامی نیز در لیبریا فعال هستند که فارغ التحصیلان دانشگاه الازهر، دانشگاه بین المللی آفریقا (خارطوم) و دانشگاه اسلامی مدینه نقش موثری در آن ایفا می کنند. از مشهورترین این جمعیت ها "جماعه انصار السنه المحمدیه" است که تحت نام "جماعه اهل السنه" و به ریاست شیخ حبیب الشریف تاسیس شد. او به مصر رفت و پس از آشنایی و شناخت "جماعه انصار السنه المحمدیه" مصر، در سال 1988م به کشورش بازگشت و در تاسی به آن، نام جمعیت خود را تغییر داد. این جمعیت تا کنون نقش مهمی در جامعه مسلمانان این کشور داشته است.

پس از گسترش رقابت های استعماری اروپایی ها، سرزمین لیبریای امروزی نیز از استعمار آنان در امان نماند و در سال 1461م دریانوردان پرتغالی اولین تماس های خود را با سواحل لیبریا و ساکنان آن برقرار کردند. آنها این منطقه را ساحل دانه نامگذاری کردند و به تدریج به منطقه تحت نفوذ پرتغالی ها درآمد. آنها در منطقه ای به نام دماغه مسارادو که بعدا به مونرویا تغییر نام داد، مستقر شدند و امکانات بندری برای پهلوگرفتن کشتی های خود تاسیس کردند. حدود دو قرن بعد در سال 1663م انگلیسی ها نیز وارد آن شده و به فعالیت های تجاری پرداختند. حضور اروپایی ها در این منطقه به ویژه در سرزمین هایی که امروزه به نام سیرالئون، گینه و ساحل عاج شناخته می شوند تا زمان تاسیس کشور لیبریا در سال 1847م ادامه داشت.

از سوی دیگر بردگان افریقایی طی قرون متمادی به امریکا ارسال می شدند و گروه هایی از آنها پس از رهایی تدریجی از بند بردگی، به سرزمین های اصلی خود بازگشتند. بر اساس تصمیم انجمن امریکایی استعماری که در سال 1816 بر پایه منشور کنگره ایالات متحده تشکیل گردید، نوبت اول بردگان پیشین در سال 1822 وارد سواحل دماغه مسارودا شدند. این سرزمین پیشتر از سوی انجمن مذکور از رهبران قبائل محلی خریداری شده بود. گروه اول مهاجران که افریقایی امریکایی نامیده می شدند، متشکل از 64 نفر در تاریخ 6 فوریه 1820 وارد سواحل لیبریا شدند و به تدریج بر تعداد این گروه افزوده شد، به طوری که در سال 1865 در مجموع 20 هزار نفر از این بردگان رها شده، در لیبریا سکنی گزیدند. افزایش تعداد امریکایی های افریقایی تبار منجر به استقلال کشور لیبریا در سال 1847 شد. در 26 جولای 1847 بود که به دنبال تصمیم رهبران سیاسی ساکنان جدید، استقلال این کشور به طور رسمی اعلام شد و نظام جمهوری در آن حاکم گردید.

این کشور در فاصله سال های 1996 تا 2003م دچار دو جنگ داخلی گردید و در پی آن صدها هزار نفر از آن خارج شده و به کشورهای دیگر پناهنده شدند. قبل از آن نیز عرصه بر مسلمانان تنگ شده بود و در اواخر دهه هشتاد قرن گذشته، کشتارهای زیادی صورت گرفت که در این میان حدود 250 مسجد در شهرهای لمبا، بونگ و ماجیبی به آتش کشیده شد. مکتب خانه های سنتی به پناهگاهی برای اراذل و سرکشان تبدیل شد و شمار قابل توجهی از امام جماعت ها به قتل رسیدند؛ زبان موذنان نیز از حلقوم بریده شد. فقط 2000 نفر در حالی به قتل رسیدند که سر از تن شان جدا شده بود. 20 روستا با خاک یکسان شد و در اثر همین کشتارها بود که نزدیک به 167 هزار مسلمان به کشورهای گینه و ساحل عاج پناهنده شدند. در زمان حکمرانی چارلز تایلور نزدیک به 35 هزار مسلمان کشته شدند و صدها مسجد و مدرسه اسلامی به آتش کشیده شد.

اسلام در این کشور، با داشتن 25 درصد از کل جمعیت، در رتبه دوم به شمار می آید و مسیحیت با داشتن حدود 40 درصد از کل جمعیت کشور، در رتبه اول قرار دارد. وجود این تعداد از مسلمانان باعث ناراحتی مراکز مسیحی و کسانی شده که از پیشرفت اسلام در این کشور متضرر می شوند. بر مبنی این واقعیت، آنها سعی کردند اسلام را از این سرزمین دور کنند. این گروه که دارای ثروت زیادی نیز هستند، لیبریا را صد در صد مسیحی می دانند. آنان دو شبکه تلویزیونی ملی را تحت نظر دارند که در شبانه روز، بیش از 16 ساعت برنامه های متنوعی را به زبان های مختلفی پخش می کنند. علاوه بر آن، 90 درصد از مدارس و دانشگاه ها نیز زیر نظر آنها اداره می شود.

مسلمانان لیبریا از مشکلات و تبعیض های فراوانی رنج می برند که عدم استخدام آن ها در ادارات دولتی و عدم تعطیلی اعیاد اسلامی، از جمله آن مشکلات است. در دولت کنونی از بین 18 وزیر، تنها یک وزیر مسلمان حضور دارد و از بین 64 نماینده پارلمان، فقط نه نفر از آنها مسلمان هستند. مسلمانان این کشور حق اقامه نماز جمعه را ندارند و لذا در روزهای جمعه یا در محل کار خود هستند و صاحب کار اجازه خروج به آنها نمی دهد و یا این که باید سر کلاس درس حاضر شوند. علاوه بر اینها مسلمانان با فقر و کم سوادی دست و پنجه نرم می کنند و فرزندان شان غیر از مکتب خانه های سنتی جایی برای تحصیل ندارند. مسیحیان بر مدارس رسمی و دولتی تسلط دارند و به مسلمانان اجازه تحصیل نمی دهند. اگر کسی بخواهد از تحصیل رایگان در مدارس استفاده کند، ابتدا باید دین مسیحیت را قبول کند. مسلمانان در این کشور از داشتن بیمارستان های مخصوص به خود نیز محروم هستند. در شهر مونرویا که بیش از 15 هزار مسلمان در آن زندگی می کنند، تنها 5 مسجد وجود دارد، در حالی که تعداد کلیساهای این شهر به 43 باب می رسد.

از زاویه دیگر مسلمانان لیبریا از تعالیم اسلام اطلاع زیادی ندارند و آن را با سنت ها و علایق خود خلط می کنند. شمار قابل توجهی از مردان به خاطر عدم آشنایی با احکام واضح و روشن اسلام، با بیش از چهار زن ازدواج می نمایند و گاه میان دو خواهر در ازدواج جمع می کنند. هر قبیله قانون اسلامی را بر حسب آشنایی خود با آن اعمال می کند و روز به روز بر تعداد مرتدان و بی دینان این کشور افزوده می شود.

 

منبع: کتاب «شیعه در آفریقا»، سید احمد سیدمرادی، بوستان کتاب، قم، 1399، ص 593- 590.