رژيم صهيونيستي و شرق آفريقا(1)

  • کد خبر: 2873
  • منبع خبر: مطالعات آفریقا

خلاصه اهتمام رژيم صهيونيستي به منطقه شرق آفريقا قبل از تأسيس رژيم اشغالگر قدس بوده و نظريه پردازان صهيونيستي، اوگاندا و كنيا را به عنوان موطن هاي برگزيده براي گردآوري يهوديان آواره جهان در نظر داشتند.


چكيده:

اهتمام رژيم صهيونيستي به منطقه شرق آفريقا قبل از تأسيس رژيم اشغالگر قدس بوده و نظريه پردازان صهيونيستي، اوگاندا و كنيا را به عنوان موطن هاي برگزيده براي گردآوري يهوديان آواره جهان در نظر داشتند.

اتيوپي، جايگاه راهبردي در سياست آفريقايي رژيم صهيونيستي دارد؛ زيرا با توجه به اينكه آديس آبابا به عنوان يك قدرت منطقه اي، قابليت تأثيرگذاري در توازن منطقه اي را دارد، مي توان از ظرفيت هاي آن درجهت تعديل سياست منطقه اي مصر و سودان بهره برداري نمود. همچنين امنيت آبي سودان و مصر در گرو سياست هاي آبي اتيوپي است.

وجود يك اقليت يهودي (فلاشه) در اتيوپي، مي تواند توازن جمعيتي فلسطين اشغالي را به سود رژيم صهيونيستي مختل و خلأ كمبود نيروي كار اين رژيم را پر كند و با بيكار كردن كارگران فلسطين، فشارهاي مضاعفي بر اقتصاد بحران زده دولت خودگران فلسطين تحميل كند.

امنيت درياي سرخ در ابعاد مختلف براي سياست راهبردي و امنيتي رژيم اسرائيل، از اولويت هاي استرات‍ژيك برخوردار است و توازن منطقه اي و ترتيبات امنيتي در اين منطقه پيوند تنگاتنگي با موضوع منازعه اعراب و اسرائيل داشته و روابط ارگانيكي با امنيت ملي جهان عرب دارد. حوزه رود نيل نيز در دايره سياست راهبردي رژيم صهيونيستي است و از رهگذر نفوذ و بسط سلطه در اين منطقه، اين ژريم قابليت هاي بالفعلي براي تهديد امنيت ملي كشورهاي عربي همچون سودان و مصر خواهد داشت.

 

مقدمه

با كنكاش و مطالعه انديشه هاي ناحوم گلدمان، استراتژيست و رهبر كنگره بين المللي صهيونيست ها، پيرامون اولويت هاي رژيم صهيونيستي در آفريقا، ماهيت و ابعاد نقش اسرائيل در آفريقا به خوبي روشن مي گردد. گلدمان در كتابش «اسرائيل به كجا مي رود؟»(1) به اهداف و راهبردهاي صهيونيست ها در آفريقا اشاره نموده كه خلاصه آن عبارت است از:

1- امنيت ملي اسرائيل، تأمين و پاسداري از آن؛

2- مشروعيت سياسي اسرائيل درمنطقه و جهان؛

3- كسب و توسعه قدرت منطقه اي اسرائيل؛

قبل از تشكيل دولت غاصب فلسطين در سال 1948، منطقه شرق آفريقا در انديشه سياسي و راهبردي رهبران صهيونيستي، جايگاه ممتازي داشته است. ليبي و سرزمين اوگاندا و كنيا از گزينه هاي صهيونيست ها براي اسكان و تجمع يهوديان جهان بودند. اهتمام و توجه رژيم صهيونيستي به اين منطقه و كشورهاي آن طي شصت سال اخير، در زمينه ها و ابعاد مختلفي بوده است. اين منطقه حساس، پس از پايان جنگ جهاني دوم و جنگ سرد در شش دهه اخير، شاهد تحولات ژرفي بوده و عوامل خارجي در سطح بين المللي و منطقه اي در روند اين تحولات منطقه اي و فرايند تغييرات محلي آن، نقش آفريني نمودند و رژيم صهيونيستي مستقيم و يا غيرمستقيم يكي از اين عوامل بوده است. نزديكي جغرافيايي، تاريخي، اجتماعي و فرهنگي ميان شرق آفريقا و منطقه پر التهاب خاورميانه، كشورهاي اين منطقه را هميشه تحت تأثيرات تحولات حوزه خاورميانه و كانون هاي بحران زده آن قرار داده است.

تغييرات حاصل در اين منطقه، هميشه تابعي از فرايند دگرگوني هاي خاورميانه بوده است. گفته مي شود كه بخش بزرگي از روند تحولات منطقه اي شرق آفريقا، حاصل مناقشه اعراب و رژيم صهيونيستي بوده است؛ زيرا اين منطقه به دلايل فوق، در شش دهه اخير، يكي از عرصه هاي فعال منازعه اعراب و رژيم صهيونيستي بوده است. صهيونيست ها از آغاز تأسيس دولت اسرائيل در فلسطين اشغالي، همسايگان بزرگ جهان عرب همچون ايران، تركيه و اتيوپي را در كانون توجه راهبردهاي سياست خارجي اين رژيم قرار داده اند.(2)

كشور اتيوپي كه يكي از معدود كشورهاي مستقل آفريقا در دهه ي چهل سده بيستم و از پيشگامان كشورهاي آفريقايي عضو سازمان ملل بوده است، در ابتدا به خاطر دوستي تاريخي و سنتي با همسايگان عربش به قطعنامه تقسيم فلسطين و به رسميت شناختن رژيم اسرائيل رأي مثبت نداده، ولي پس از اندك زماني با فروپاشي نظام پادشاهي فاروق در مصر و روي كار آمدن يك رژيم جمهوري خواه و راديكال و طرفدار جنبش هاي آزادي بخش، روابط خود را با قاهره تعديل و مناسبات نويني را با رژيم صهيونيستي پايه گذاري نمود.(3) مناسبات تل آويو ــ آديس آبابا به مثابه سنگ بنايي براي گسترش روابط رژيم صهيونيستي با ديگر كشورهاي منطقه شرق آفريقا بوده است. مقاله حاضر، قصد دارد، روند نفوذ و توسعه طلبي رژيم صهيونيستي را در اين منطقه تشريح و اولويت هاي سياست راهبردي اين رژيم را در قبال كشورهاي شرق آفريقا تبيين نمايد. همچنين درصدد است عوامل و عناصر تهديد زاي حضور اين رژيم در اين منطقه را برشمارد.

 

پيشينه تاريخي و سنتي حضور رژيم صهيونيستي در منطقه

بر اساس اسناد و مدارك تاريخي، صهيونيست ها به آفريقا و منطقه شرق آن قبل از تشكيل اين رژيم، توجه ويژه اي داشته و تلاش مي كردند بر اساس نفوذي كه در مؤسسات و نهادهاي مستعمراتي بريتانيا داشته اند، در مستعمرات انگليس به ويژه در فلسطين و شرق و شمال آفريقا، براي يهوديان آواره در جهان موطني را برگزينند. در قرن نوزدهم، تئودور هرتزل در كتابش «دولت صهيونيسم» بر ضرورت تشكيل دولت اسرائيل براي تجمع و اسكان يهوديان پراكنده درجهان، تأكيد داشته و اشاراتي به مناطقي در شرق آفريقا همچون اوگاندا نموده است.(4)

به رغم اينكه در پي سقوط سلطان عبدالحميد(5) و در آستانه جنگ جهاني اول، تمام پرو‍ژه ها و طرح هاي ايجاد شهرك هاي يهودي نشين در آفريقا مردود شناخته شد، ولي برخي يهوديان اروپايي به آفريقا كوچ كردند و دركنيا و اوگاندا مستقر شدند.(6) پس از تأسيس دولت صهيونيستي در سال 1948، تلاش هاي فراواني براي حضور اين رژيم در قاره آفريقا به ويژه منطقه ي خاوري آن از سوي رهبران اين رژيم صورت گرفت و در اين زمينه، موفقيت هاي ارزنده و راهبردي كسب نمودند. در اتيوپي، رژيم صهيونيستي در برقراري روابط با اين كشور، با موانع و مشكلات عديده اي از جمله خصومت سنتي و مذهبي يهوديان و مسيحيان مواجه گرديد كه به صورت موانع مذهبي، فرهنگي و ايديولوژ‍يكي در برقراري روابط تل آويو ــ آديس آبابا پديدار بود. روابط سنتي وتاريخي ميان اتيوپي و مصر نيز عاملي منفي در عرصه مناسبات اسرائيل و اتيوپي محسوب مي شد.

رويكرد نوين سياست خارجي مصر در دوران حاكميت ناصر، بازتاب هايي در سطح مختلف داشت و در سطح منطقه اي با عكس العمل اتيوپي رو به رو بود و اختلافات هيلاسلاسي و ناصر را كه انگيزه هاي سياسي و اقتصادي داشت، تشديد نمود. همچنين دامنه اين اختلافات، تحت تأثير عوامل خارجي همچون آمريكا و انگليس، بُعد وسيعي پيدا كرد و براي حضور رژيم صهيونيستي در منطقه شاخ آفريقا و حوزه رودنيل، فرصت طلايي بود. روابط اتيوپي ــ اسرائيل كه با گشايش سركنسولگري رژيم صهيونيستي در آديس آبابا در سال 1950 آغاز گرديد، با جنگ سرد ميان ناصر و هيلاسلاسي، پهنه اين روابط، ابعاد وسيعي پيدا كرد و حضور رژيم صهيونيستي را در منطقه پايدار نمود.(7) ناصر در مناسبت هاي مختلف، حمايت مصر را از اقليت ها و قوميت هاي زير ستم استبداد و استعمار حكومت هيلاسلاسي، امپراطور اتيوپي، اعلام مي نمود و به گروه هاي مبارز اريتره كمك هاي نظامي و لجستيكي مي كرد و در مقابل، رژيم صهيونيستي به آديس آبابا كمك هاي فني و نظامي و تسليحاتي مي نمود. در جريان حمله مسلحانه گروه هاي آزادي بخش اريتره ضد اتيوپي، رژيم اسرائيل اقدام به ارسال كمك هاي نظامي و اعزام كارشناسان نظامي براي اتيوپي نمود.(8) اين رژيم در همان دوران، دو آموزشگاه نظامي براي رژيم هيلاسلاسي ساخت؛ نخست، براي آموزش هاي جنگ چريكي و ديگري، براي آموزش هاي كماندويي دريايي بوده است.(9) همچنين مسشتشاران صهيونيستي اغلب اوقات به يورش ارتش اتيوپي به شهرهاي اريتره و انهدام روستاهاي آن اشراف و نظارت داشته اند.(10)

اتيوپي در دوران پادشاهي هيلاسلاسي و سوسياليستي منگيستو هايله ماريام و ملس زيناوي، نه تنها در بُعد امنيتي ونظامي در كانون منازعه مصر و رژيم اسرائيل قرار گرفته بود، بلكه در زمينه اقتصادي، كشاورزي، مذهبي و آبياري نيز حضور فعال داشته است. اسرائيل با كمك هاي فني و مهندسي و حمايت هاي مالي و اعتباري تلاش داشته، سياست ها و نظامهاي آبياري اتيوپي، نوسازي و نحوه بهره برداري از منابع آبي رود نيل را به زيان امنيت آبي مصر و سودان، متحول گرداند.(11) هيلاسلاسي در مناسبت هاي گوناگون با بهره برداري از برگ منابع آبي رود نيل هميشه مصر را تهديد مي كرد. اين روند، دامنه اختلافات مصر و اتيوپي را گسترده و روابط دو كشور را هميشه تهديد كرده است. در بُعد مذهبي و فرهنگي، رژيم صهيونيستي نقش مؤثري در جدا كردن كليساي قبطي اتيوپي از كانون قبطي اسكندريه داشت؛ به طوري كه اين رژيم براي افزايش اختلافات ميان دو كليساي قبطي مصر و اتيوپي، كليد يكي از كليساهاي قبطي قديمي و معتبر شهر قدس را به روحانيون اتيوپي داد.

رژيم صهيونيستي براي برقراري روابط با كشورهاي آفريقايي به ويژه منطقه آفريقاي خاوري، شيوه ها و تاكتيك هاي خاصي به كار مي برد؛ از جمله اهتمام ويژه اي به روابط دوستانه با رهبران آفريقايي يا كانديداهايي كه در آينده احتمال رهبري آنها وجود داشت، كرده است.

همچنين در ادراك و ذهنيت دستگاه سياسي خارجي اين رژيم، به جايگاه و نقش حياتي و بزرگ نظاميان كشورهاي آفريقايي توجه شده است. عيدي امين، رئيس جمهوري پيشين اوگاندا، از جمله افسران آفريقايي بود كه در فلسطين اشغالي آموزش نظامي و دوره هاي ستادي ديده بود. در همين راستا جوموكنياتا، رئيس جمهور پيشين كنيا، در آستانه استقلال كشورش اعلام نمود كه اولين گروه از خلبانان كشورش به صورت سري در فلسطين اشغالي آموزش هاي نظامي و فني ديده اند.(12) در نيمه دهه شصت، رژيم اسرائيل نيروهاي مسلح كشورهاي منطقه شرق آفريقا همچون اتيوپي، كنيا، اوگاندا و تانزانيا را آموزش نظامي، فني و ستادي داده است و در پايان سال 1966، فاش شد كه 150 نفر از جوانان تانزانيا براي يادگيري آموزش هاي نظامي، به فلسطين اشغالي اعزام شده بودند. در راستاي مناسبات نظامي اين رژيم و كشورهاي آفريقايي، اولين گروه از خلبان هاي نظامي منطقه ي شرق آفريقا توسط افسران صهيونيستي و در فلسطين اشغالي آموزش هاي فني ونظامي ديده اند. ديدگاه اكثر سران كشورهاي آفريقايي تازه استقلال يافته به ويژه سران كشورهاي منطقه خاوري آفريقا، نسبت به رژيم اسرائيل مثبت بوده است؛ براي مثال نايرره، رئيس جمهور پيشين تانزانيا، اظهار داشت: «اسرائيل كشور كوچكي است، ولي اين قدرت را دارد كه براي كشوري مثل كشور من، چيزهاي زيادي عرضه كند. ما مي توانيم درس هاي مفيدي از اسرائيل بياموزيم؛ زيرا دو طرف با مشكلات مشابهي مواجه هستيم كه در رأس آن، دو مشكل مهم واساسي يعني ساختن امت واحده و سپس آباد كردن زمين و ايجاد تحول مادي و اقتصادي در كشور است».

رژيم صهيونيستي در دهه هفتاد و هشتاد، كمك هاي فني و مهندسي در زمينه كشاورزي، دامپروري و توسعه پايدار به كشورهاي آفريقايي از جمله اتيوپي و تانزانيا نموده است.(13)

 

پي نوشت ها:

1. ناحو غولدمان، اسرائيل الي أين؟ ترجمه دكتر سخي خوري بيروت، دارالشرق العالميه.

2. ناديه سعدالدين، «التغلغل الاقتصادي الاسرائيلي في شرق آفريقيا»، مجله المستقبل العربي السنه 26 العدد 292 (حزيران 2003) ص 36.

3. حسن مكي، «مصر و اسرائيل و القرن الافريقي»، الحلقه الاولي، الرأي العام چاپ خارطوم مورخ 2004/7/4.

4. عصام سليمان، الاطماع الصهيونيه في مياه حوض النيل، بمركز الابحاث الافريقيه.

5. سلطان عبدالحميد، خليفه عثماني، با اعطاي هر گونه امتيازاتي به يهوديان براي اسكان و اقامت در فلسطين مخالف بوده و هرتزل در مذاكراتش با سلطان عبدالحميد جهت گرفتن امتيازات خريد و فروش زمين در فلسطين ناموفق بود؛ از اين رو اغلب مورخان اين دوران تاريخي بر اين عقيده هستند كه يهوديان نقش مؤثري در سقوط سلطان داشتند و انقلاب جنش ترك جوان در سال 1908 دسيسه و از تحريكات يهوديان و عاملي در فروپاشي دولت عثماني و همچنين بستر مساعدي براي روي كار آمدن كمال پاشا بوده است.

6. ابراهيم نصرالدين، المشروع الصهيوني في آفريقيا.

7. حسن مكي، پيشين.

8. ميتشيل جي، تطور السياسيه الافريقيه لاسرائيل و كتاب محمد فايق؛ عبدالناصر و الثوره الافريقيه ص 35.

9. جمال عدوي، «تغلغل النفوذ الاسرائيلي في اريتريا، الحلقه الاولي» روزنامه الرأي العام چاپ خارطوم دسامبر 2002.

10. همان.

11. حسن مكي، پيشين.

12. محمد النحال، تطور الاستراتيجيه الاسرائيليه في القرن الافريقي و البحر الاحمر، مركز الابحاث الاستراتيجيه الراصد.

13. احسان مرتضي، «الامن العربي و اشكاليات التغلغل الاسرائيلي في افريقيا»، مجله الدفاع الوطني شماره 38 مورخ 2001/10/1 ــ لبنان ــ بيروت.

ادامه دارد...

 

نويسنده: صبري انوشه، محقق مسائل آفريقا و خاورميانه.

منبع: مطالعات آفریقا، شماره ۱۳، بهار و تابستان 1385، ص 166 – 119.