رژيم صهيونيستي و شرق آفريقا (2)

  • کد خبر: 2874
  • منبع خبر: مطالعات آفریقا

خلاصه مفهوم «شاخ آفريقاي بزرگ» در ادبيات سياسي و راهبردي ايالات متحده آمريكا در دوران رياست جمهوري كلينتون، رئيس جمهور (دموكرات) آمريكا، مطرح و مرسوم شده است.


ژئوپوليتيك منطقه شرق آفريقا

مفهوم «شاخ آفريقاي بزرگ» در ادبيات سياسي و راهبردي ايالات متحده آمريكا در دوران رياست جمهوري كلينتون، رئيس جمهور (دموكرات) آمريكا، مطرح و مرسوم شده است. سوزان رايس، معاون آفريقايي وزارت خارجه وقت آمريكا، اين مفهوم را پس از پرداخت و متبلور ساختن آن در ادبيات وگفتمان سياسي و علوم ژئوپوليتيكي آمريكا و جهان، رواج داد. از ديدگاه استرات‍ژيست هاي آمريكا، اصطلاح شاخ آفريقاي بزرگ كه اغلب كشورهاي منطقه شرق آفريقا را در بر دارد، بر منطقه اي اطلاق مي شود كه شامل كل منطقه شاخ آفريقا و سودان ومنطقه درياچه هاي بزرگ است.(14)

اهميت ژئوپوليتيكي اين مناطق، به طور تفكيكي و خلاصه به شرح زير بيان مي شود:

1. درياي سرخ: بر اساس نظريه هاي ژئوپوليتيكي، خاورميانه جزو مناطق حاشيه اي محسوب مي شود و منطقه درياي سرخ تا حدودي در ميانه هلال حاشيه اي قرار گرفته است. در دوران جنگ سرد، اين منطقه بخشي از كمربند امنيتي شوروي سابق بود و اهداف راهبردي آمريكا و متحدان آن در اين منطقه، محاصره شوروي، جلوگيري از پيشرفت نفوذ آن، حمايت از امنيت اسرائيل و تأمين راه هاي انتقال سوخت از اين حوزه به اروپا بوده است.(15)

پس از پايان جنگ سرد، اهميت ژئوپوليتيكي اين حوزه در برخي ابعاد و زمينه ها، كاهش يافته، ولي با آغاز جنگ دوم خليج فارس و آزادي كويت، اهميت استراتژيكي اين منطقه بار ديگر متحول و برجسته گرديد. آمريكا در جنگ به اصطلاح آزادي كويت، از اين منطقه كمال بهره برداري نموده و پس از يازدهم سپتامبر 2001، بوش (پسر) از اين منطقه براي مبارزه با تروريسم جهاني، به خوبي استفاده نموده است.(16) درياي سرخ در انديشه متفكران، استراتژيست ها و رهبران صهيونيستي، جايگاه بسيار مهمي دارد. در اين راستا بن گوريون، اولين نخست وزير رژيم صهيونيستي و از مؤسسان دولت صهيونيستي، در ارزيابي از اهميت استراتژيك بندر ايلات گفت: «حيات ومرگ اسرائيل در گرو اين درياست».(17)

رژيم صهيونيستي هميشه خود را در محاصره اعراب مي ديده است؛ از اين رو استراتژي سنتي آن در حوزه درياي سرخ، بر شالوده دكترين بن گورين قرار گرفته است. بر اساس اين دكترين، رژيم صهيونيستي بايد مناسبات خود را با كشورهايي پيرامون جهان عرب، گسترش دهد تا از اين رهگذر، امكان محاصره اعراب مخالف با اسرائيل را فراهم آورد. موشه دايان، وزير جنگ پيشين اسرائيل و يكي از نظريه پردازان صهيونيستي، درباره اهميت بندر ايلات و درياي سرخ اظهار داشت: «اين بندر، دروازه اسرائيل بر روي آسيا و آفريقاست».(18) وي درباره اهميت كشورهاي اين منطقه نيز گفته است: «ثبات و امنيت اسرائيل در گرو امنيت و ثبات اتيوپي است.»(19)

2. منطقه شاخ آفريقا: اين منطقه از لحاظ ژئوپوليتيكي، امتداد منطقه درياي سرخ و تا حدودي تابعي از ژئوپوليتيك منطقه خاورميانه، محسوب مي شود.

كشورهاي اين منطقه بر تنگه باب المندب و خطوط ارتباط و معابر دريايي ميان درياي سرخ و اقيانوس هند، اشراف و تحكم دارند. هر گونه رخداد و دگرگوني در اين منطقه، به طور محسوسي بر كشتيراني در درياي سرخ و اقيانوس هند و خطوط نقل و انتقال نفت و كالا از منطقه خليج فارس به اروپا و منطقه درياي مديترانه و برعكس، تأثيرات گوناگوني مي گذارد. در دهه هفتاد، جهان به ويژه منطقه خاورميانه و درياي سرخ، متأثر از جنگ اوگادن ميان اتيوپي و سومالي بوده است و اختلال در روند كشتيراني در اين منطقه، به طور ملموسي مشهود بوده است.(20) پس از پايان جنگ سرد و تحولات پس از يازدهم سپتامبر 2001، آمريكا و ناتو اهميت اين منطقه را براي جنگ در قبال تروريسم جهاني درك نموده و يگان هاي نيروي دريايي آلمان، مأموريت يافتند تا از سواحل و آبراه هاي محيط پيراموني اين منطقه، حفاظت كنند و به هر گونه تحرك تروريستي، پاسخ قاطعي بدهند. رژيم صهيونيستي در منازعه خود با جهان عرب، تكيه اساسي بر كشورهاي اين منطقه دارد.

3. تنگه باب المندب: تنگه باب المندب 10/5 مايل پهنا، 35 مايل طول، 12 تا 183 متر عمق دارد و تعداد كشتي هايي كه روزانه از اين تنگه مي گذرند، پيش از 55 فروند است. سواحل دو طرف تنگه متعلق به يمن، اريتره و جيبوتي است. رژيم صهيونيستي براي كنترل اين تنگه و كاهش منابع تهديدزا عليه امنيت ملي خود، اقدام به ايجاد شبكه اي از روابط پيچيده با كشورهاي مشرف بر اين تنگه، نموده است و از اين رهگذر، كشورهاي اريتره و جيبوتي اهميت فوق العاده اي در سياست منطقه اي رژيم صهيونيستي دارند.(21)

4. منطقه درياچه هاي بزرگ: اين منطقه و حوزه دره نيل، در ابعاد مختلف براي طرح هاي استراتژيك اسرائيل در منطقه شرق آفريقا، داراي اهميت ژئوپوليتيكي و ژئواكونوميكي است.(22) در اين منطقه، مهم ترين منابع آبي حوزه رود نيل واقع شده كه بزرگ ترين و مهم ترين درياچه هاي آفريقا و منابع آبي آن محسوب مي شوند؛ از جمله اين درياچه ها، درياچه تانگانيا، درياچه كيوو، درياچه جورج، درياچه آلبرت و درياچه معروف ويكتوريا، مي باشد.(23) انگيزه هاي سلطه جويي قدرت هاي فرامنطقه اي، اهميت موقعيت ژئواستراتژيكي اين منطقه پس از جنگ سرد را تحريك نموده است؛ زيرا اين منطقه، همانند منطقه هارتلند (قلب) آفريقا مي باشد و تسلط اين منطقه، چيرگي غلبه بر ساير مناطق آفريقا را آسان و ميسر مي گرداند.

پس از پايان بحران منطقه درياچه هاي بزرگ(24)، تحولات ژئوپوليتيكي مهمي در اين منطقه رخ داده كه فرايند آن، دگرگوني هاي برجسته اي در مناطق محيط آن به وجود آورده است، از جمله:

1. به قدرت رسيدن توتسي ها در رواندا و بروندي كه با رژيم صهيونيستي مناسبات راهبردي و سنتي دارند.

2. افزايش هژموني منطقه اي اوگاندا؛ اين فزوني با كمك آمريكا و رژيم صهيونيستي بوده است. رژيم اوگاندا با حمايت از توتسي هاي منطقه، به يك بازيگر منطقه اي تبديل شد و تشكيل كشور بزرگ توتسي نژاد و انديشه ي بلند پروازانه رهبري اوگاندا در حال پرورش است.

3. با سقوط موبوتو، ديكتاتور 32 ساله كنگو دموكراتيك (زئير سابق) و دوست ديرينه فرانسه، هژموني منطقه اي پاريس نيز در اين منطقه كاهش يافت.(25)

4. از نتايج مهم بحران درياچه هاي بزرگ، تسلط كامل آمريكا بر اين منطقه است كه در پرتوي آن، رژيم صهيونيستي با كشورهاي اين منطقه مناسبات گوناگوني داشته و پهنه تأثيرگذاري آن بر جريانات و تحولات اين منطقه تا حدي بوده كه از خارج دايره، بر روند تحولات اين منطقه تأثيرگذار باشد.(26) ولي در پايان يافتن بحران و در پرتوي حمايت هاي همه جانبه ي آمريكا، دامنه تأثيرگذاري اين رژيم وسيع تر شد و به طور مستقيم و از درون دايره منطقه اي، روي رخدادهاي اين منطقه تأثيرگذار است.(27)

5. در پي كاهش هيمنه فرانكفون ها در اين منطقه كه با درخشش ستاره انگلوفون ها همراه بود، توازن منطقه به سود آمريكا و اسرائيل مختل گرديد. اين روند، منشأ تحولات و پيامدهاي منطقه اي بود؛ از جمله شكست جنبش يونيتا، بزرگ ترين مخالف حكومت آنگولا كه از سوي موبوتو، رئيس جمهور وقت زئير، حمايت مي شد. اين شكست با كشته شدن ساويمبي، رهبر اين سازمان، تكميل و باعث رهايي آنگولا از جنگ سي ساله و دشمن قوي شد. آمريكا اين فرصت را مغتنم شمرده و در منابع نفتي و گازي اين كشور سرمايه گذاري هنگفتي كرد؛ به طوري كه اكنون، 70 درصد كل توليد نفتي اين كشور به آمريكا صادر مي شود.(28)

ادامه دارد...

 

پی نوشت ها:

14. مأمونن الباقي، «صراع المصالح الاميركيه الاوروبيه في القاره السمراء»، روزنامه البيان چاپ امارات متحده عربي.

15. اصغر جعفري ولداني، ژيوپليتيك جديد درياي سرخ، ص 23.

16. جمال عدوي، تغلغل النفوذ الاسرائيلي في اريتريا، الحلقه الثالثه.

17. احسان مرتضي، پيشين، ص 194.

18. همان.

19. عبدالله عبدالسلطان، البحر الاحمر و الصراع العربي الاسرائيلي، ص 227.

20. اصغر جعفري ولداني، پيشين، ص 140.

21. همان.

22. عصام سليمان، الاطماع الصهيونيه في مياه حوض النيل، مركز الابحاث الافريقيه ــ سودان و نيز حسن الحاج علي احمد، الصراع في منطقه ــ البحيرات و اثره علي الامن المايي العربي، المجله السودانيه للدراسات الدبلوماسيه الصدد الاول عام 2000 المجله الاول صص 23 ــ 13.

23. احمد مفرحي، بحران منطقه درياچه هاي بزرگ، صص 114 ــ 97 مجله مطالعات آفريقا سال 4 شماره 6 بهار 1377 و نيز ابراهيم ولي پور، درگيري هاي منطقه درياچه هاي بزرگ و نگاهي به ريشه هاي آن.

24. اين بحران كه در آغاز يك معضل منطقه اي و محلي بوده، در سال 1996 از منطقه شرق زئير (كنگو دموكراتيك فعلي) آغاز شده، بعدها در پي گسترش پهنه آن به يك مسأله بين المللي تبديل گرديده است.

25. بدر حسن شافعي، «في البحيرات العظمي ... فرنسا ترندي ثوباً امريكياً، اسلام اون لاين»، نت مورخ 2001/8/21.

26. حمدي عبدالرحمن حسن، «الكونغو بعد كابيلا»، از سايت اسلام اون لاين، ونت مورخ 26 ژانويه 2001.

27.حمدي عبدالرحمن، «التوازن الاقليمي في البحيرات العظمي»، مجله السياسيه الدوليه شماره 135 مورخ ژانويه 1999 صص 22 ــ 37.

28. دكتور حمدي عبدالرحمن حسن، «صراع البحيرات العظمي ... صناعه محليه و خبره اجنبيه»، سايت الجزير، نت، ملفات خاصه 2001.

 

نويسنده: صبري انوشه، محقق مسائل آفريقا و خاورميانه.

منبع: مطالعات آفریقا، شماره ۱۳، بهار و تابستان 1385، ص 166 – 119.