رژيم صهيونيستي و شرق آفريقا (4)

  • کد خبر: 2876
  • منبع خبر: مطالعات آفریقا

خلاصه اغلب مناقشات دو جانبه ميان كشورهاي منطقه، حاصل ميراث استعماري و اختلافات مرزي و ارضي بوده و عوامل داخلي و محلي، نقش مؤثري در اين مناقشه هاي دو جانبه، ايفا مي كنند.


مناقشات دو جانبه

اغلب مناقشات دو جانبه ميان كشورهاي منطقه، حاصل ميراث استعماري و اختلافات مرزي و ارضي بوده و عوامل داخلي و محلي همچون سلطه جويي و هژمون طلبي برخي رهبران كشورهاي اين منطقه، نقش مؤثري در اين مناقشه هاي دو جانبه، ايفا مي كنند. گاهي قدرت هاي فرامنطقه اي، برخي كشورهاي وابسته به خود را وادار به جنگ نيابتي مي كنند و از اين رهگذر، تداوم اين منازعات ومناقشات، ثبات و امنيت منطقه را ناپايدار مي كند و هزينه هاي امنيتي و نظامي كشورهاي منطقه را كه اغلب از جمله كشورهاي فقير جهان هستند، افزايش مي دهد و بازار رقابت تسليحاتي ميان اين كشورها، رونق مي گيرد. تداوم بي ثباتي در منطقه، حضور سياسي و امنيتي رژيم صهيونيستي در شرق آفريقا پايدار و صنايع نظامي وكالاهاي لجستيكي اين رژيم را فعال مي سازد و از اين رهگذر، دولت صهيونيستي به برخي نيازمندي هاي راهبردي خود پاسخ مثبتي خواهد داد.

نمونه هاي شاخص از مناقشات دوجانبه عبارت است از:

1. اريتره ــ اتيوپي: با وجود امضاي قرارداد ترسيم مرزها ميان دوكشور در 13 آوريل 2002، دو طرف از اجرا شدن مفاد قرارداد صلح الجزيره و قرارداد فوق، شكايت داشته و همديگر را متهم به اخلال در اجراي موافقتنامه صلح الجزيره مي كنند. تداوم اين تنش، تأثيرات منفي امنيتي، سياسي و اقتصادي بر تحولات دو كشور دارد.

2. اريتره ــ سودان: سودان، اريتره را متهم به دخالت در امور داخلي خود مي كند. حمايت اسمره از گروه ها وسازمان هاي مخالف خارطوم، ازجمله عوامل تنش ميان دوطرف است. ليبي تلاش هاي زيادي براي كاهش تنش ميان دو كشور نموده است و بازگشايي سفارتخانه ها و از سرگيري روابط ميان دوكشور، بارقه اي از كاهش تنش ميان اسمره ــ خارطوم است.

3. اريتره ــ يمن: روابط ميان صنعاء و اسمره، هنوز اسير تراكم اختلافات مرزي و ارضي ميان دو كشور است. اريتره هنوز از سوي يمن به خاطر عدم اجراي توافقنامه پاريس متهم است. اختلافات ارضي بر سر جزاير حنيش بزرگ و حنيش كوچك، زمينه را براي سردي روابط و ايجاد تنش در مناسبات دو كشور براي هميشه مساعد و مهيا مي سازد.

در اين مناقشه، رژيم صهيونيستي هميشه از اريتره حمايت كرده و يمني ها ادعا دارند كه نيروي دريايي رژيم صهيونيستي در اشغال جزاير حنيش بزرگ و كوچك توسط نظاميان اريتره، نقش فعالي داشته است.

4. اريتره ــ سومالي: اريتره در ادبيات سياسي، رسانه ها و تبليغات خود، وضعيت سومالي و بحراني شدن اين كشور را حاصل توسعه طلبي منطقه اي اتيوپي مي داند و در محافل بين المللي، دخالت اتيوپي در امور داخلي سومالي را عامل مهمي در تداوم وضعيت بحراني مگاديشو مي داند.

5. اريتره ــ جيبوتي: اريتره و جيبوتي، اشتراك فراوان و منافع گوناگوني براي توسعه همكاري دارند. اريتره، هيچ گاه در راستاي تضعيف جيبوتي اقدام نمي كند؛ زيرا به نظر اسمره، تضعيف جيبوتي باعث رشد نهضت اپوزيسيون عفاري ها مي شود. قبيله عفار در جيبوتي در طول تاريخ معاصر خود، سعي در وحدت با عفاري هاي اريتره و اتيوپي و تشكيل يك دولت ملي، داشته است.

6. سودان ــ اتيوپي: به رغم وجود رقابت تاريخي و سنتي ميان خارطوم و آديس آبابا، دشمني دو طرف با تحركات منطقه اي و بلندپروازي هاي آسياس افوركي، باعث وحدت ديدگاه در قبال سياست هاي منطقه اي اريتره بوده و دو كشور به همراه سومالي و يمن، تجمع كشورهاي صنعاء را تشكيل مي دهند. اريتره اين تجمع را بر ضد خود مي داند؛ از اين رو هيچ گاه دعوت يمن را براي عضويت در اين تجمع منطقه اي نپذيرفته است.(37)

7. سودان ــ جيبوتي: ميان دو كشور، مرزهاي مشتركي وجود ندارد. ديدگاه سودان در قضيه بحران سومالي و ترتيبات امنيت درياي سرخ و تنگه باب المندب و چگونگي مناسبات خارطوم ــ اسمره بر اي جيبوتي اهميت دارد.

8. سودان ــ سومالي: سياست سودان در قبال سومالي، در راستاي ثبات و استقرار يك دولت ملي و فراگيري در مگاديشو است به رغم اينكه خارطوم در مذاكرات طرفهاي سومالي و ديگر كشورهاي منطقه مانند كنيا حضور ندارد، ولي از سوي آمريكا و برخي كشورهاي منطقه در حمايت از گروه هاي اسلام گراي سومالي متهم است.

9. سودان ــ كنيا: نايروبي نقش مؤثري در مديريت و رهبري تجمع كشورهاي «ايگاد» و طرح آن براي حل قضيه جنوب سودان، داشته است. كنيا، ميزبان مذاكرات طولاني دولت مركزي سودان و گروه هاي مسلح جنوب سودان بود و توافق اخير ميان خارطوم و گروه كارانگ، حاصل اهتمام نايروبي به مسائل سودان است. كنيا علاوه بر مسأله جنوب سودان، در حل قضيه سومالي و تشكيل دولت ملي جديد نيز نقش اساسي داشته و از اين رهگذر، گستره ي ه‍ژموني منطقه اي و نقش بازيگري خود را توسعه داده است.(38)

10. اتيوپي ــ كنيا: دو كشور، هنوز به توافقات دفاع مشترك امضا شده در دوران حاكميت هيلاسلاسي، پايبند هستند. ميان دو كشور در قبال قضيه سومالي و جنگ عليه تروريسم و قضاياي مربوط به آوارگان و امنيت دو كشور، هماهنگي وجود دارد.

11. اتيوپي ــ جيبوتي: روند روابط ميان دو كشور از سال 1991 رو به پيشرفت است و در آستانه بحران و جنگ مرزي ميان اسمره و آديس آبابا، روابط اتيوپي با جيبوتي توسعه شتابزده اي داشت. جيبوتي در سالهاي 2005 ــ 2002 اتيوپي را متهم به مداخله در قضاياي سومالي مي كرد.

12. اتيوپي ــ سومالي: اتيوپي از ديرباز نسبت به سومالي و سرزمين هاي تابعه آن، نظر داشته است و سه بار در سالهاي 1996، 1980 و 1977 بر سرزمين اوگادن ميان دو كشور برخورد نظامي رخ داده است. اتيوپي به بهانه مبارزه با تروريسم جهاني، در امور داخلي سومالي دخالت داشته است.

13. جيبوتي ــ سومالي: قرارداد "عرنا" در جيبوتي نقش مؤثري در تشكيل دولت موقت پيشين سومالي به رياست صلاد حسن داشته است. همچنين اين كشور نقش مؤثري در مشروعيت دادن به رژيم جمهوري «سرزمين سومالي» داشت و جيبوتي، اولين كشور ميزان طاهر ريال، رئيس جمهور وقت اين كشور، بوده است.

14. كنيا ــ سومالي: دولت كنيا، ميزبان مذاكرات گروه ها و جريانات سياسي سومالي در جهت تشكيل دولت و پارلمان بوده است. اين كشور با ميزباني از مذاكرات قضيه سومالي و سودان، در پي كسب پرستيژ منطقه اي است. نايروبي پس از يازدهم سپتامبر و در پي همكاري ها و هماهنگي هاي وسيعي با آمريكا در جنگ عليه تروريسم، نقش فزاينده در منطقه پيدا كرد.

15. كنيا ــ جيبوتي: دو كشور، داراي همگرايي منطقه اي و همكاري دو جانبه اند. هر دو براي ميزباني نيروهاي دريايي ناتو براي مبارزه با تروريسم و ارائه تسهيلات به نيروهاي آمريكايي و متحدان آن جهت تقويت آمريكا در جنگ عليه تروريسم جهاني، در حال رقابت هستند؛ ولي در قبال قضيه سومالي ديدگاه هاي همگوني دارند.

 

تأثيرهاي نظام جديد جهاني بر منطقه شرق آفريقا

فروپاشي شوروي و انحلال نظام دو قطبي و پايان جنگ سرد، تأثيرات ژرفي بر منطقه شرق آفريقا بر جاي گذارده است.(39) اين دگرگوني ها كه از دوران جنگ جهاني دوم، بي سابقه بوده، در ابعاد و زمينه هاي مختلف بر روند جامعه و سياست و اقتصاد كشورهاي اين منطقه، تأثيرات گوناگوني داشته است. شاخص ترين تحولات منطقه اي پس از فروپاشي نظام دو قطبي، عبارت است از:

1. زوال نظامهاي سوسياليستي تماميت خواه: در پي فروپاشي شوروي، زمينه هاي سرنگوني و سقوط رژيم سوسياليستي اتيوپي به رهبري منگيستو هايله ماريام فراهم آمد. از نتايج اين سرنگوني، استقلال اريتره و پيروزي جبهه آزادي بخش مردم اريتره به رهبري آسياسي افوركي و سقوط ايديولوژي ماركسيستي در اتيوپي و روي كار آمدن يك دولت ملي در آديس آبابا بود.

2. كثرت گرايي سياسي: در تمام كشورهاي منطقه، نظام تك حزبي، عرصه سياست كشور را به سود نظام سياسي كثرت گرايي واگذار نمود. استقرار نظام كثرت گرايي سياسي نه تنها موجب ثبات و امنيت منطقه نشد، بلكه آشفتگي و بي ثباتي سياسي را نيز در اين منطقه گسترش داده است.

سرنگوني رژيم مستبد محمد زياد باره، نقش مؤثري در فروپاشي دولت ملي و گسترش بي ثباتي سياسي داشت. اين روند، سبب رشد قبيله گرايي، محلي گرايي، نژاد پرستي و تشديد تضادهاي منطقه اي و مذهبي گرديده است. تداوم رشد قبيله گرايي و تشديد تضادهاي منطقه اي، وحدت ملي را به خطر انداخته است.

3. گسترش بي ثباتي سياسي: كثرت گرايي و نظام چند حزبي در منطقه شاخ آفريقا و درياچه هاي بزرگ آفريقا، با تنش هاي محلي و منطقه اي همراه بوده است. تضاد ميان الگوهاي سياسي تحميل شده از سوي غرب و شاخص هاي تاريخي و سنت هاي اجتماعي و فرهنگي اين منطقه، سبب رشد قبيله گرايي، نژاد پرستي و تضادهاي منطقه اي و مذهبي گرديده است. حاصل اين تضادها و تناقض هاي سياسي و اجتماعي در منطقه، امواجي از بي ثباتي و ناامنيتي بوده و بحران هاي موجود در اين منطقه، حاصل اين دگرگوني هاست.(40)

4. رشد و نمو جنبش ها و جريانات اسلام سياسي: جريانات مذهبي منطقه، به طور سنتي تحت تأثير كشورهاي عربي منطقه همچون سودان، مصر، عربستان سعودي و ليبي بوده است. در گذشته، طريقت هاي صوفيه از سودان و ليبي به داخل منطقه شرق آفريقا گسترش مي يافته و در تاريخ معاصر، افكار و انديشه هاي اخوان المسلمين مصر و جريانات نيوسلفي عربستان سعودي و يمن و جريانات اسلام سياسي و اسلام جهادي (سلفي) با سياست مستبدانه دولت هاي سكولار رو به رو بوده است. فرايند اين تضاد و برخورد، نتايج منفي بر روند تحولات محلي و منطقه اي داشته است. افزايش اقتدار اسلام سياسي در سومالي و سودان، توازن سياسي و امنيتي منطقه را تا حدودي مختل كرده و تنش هاي سياسي و اجتماعي كشورهاي منطقه به ويژه منطقه شاخ آفريقا را تشديد نموده است.

 

پي نوشت ها:

37. التقرير الاستراتيجي الافريقي، ص 32.

38. همان.

39. اصغر جعفري ولداني، پيشين، ص 45.

40. حمدي عبدالرحمن حسن، «التوازن الاقليمي في شرق آفريقيا»، مجله البيان و همچنين اصغر جعفري ولداني، همان، فصل سوم صص 54 ــ 45.

 

ادامه دارد...

 

نويسنده: صبري انوشه، محقق مسائل آفريقا و خاورميانه.

منبع: مطالعات آفریقا، شماره ۱۳، بهار و تابستان 1385، ص 166 – 119.