موانع گسترش ولایت اهل بیت علیهم السلام در آفریقا(2)

  • کد خبر: 2891
  • منبع خبر: کتاب «شیعه در آفریقا»

خلاصه آمریکا از مهم ترین کشورهایی است که با تمام توان می کوشد نفوذ خود را در آفریقا گسترش دهد و مانع از گسترش نفوذ کشورهای مخالف سیاست های خود در این قاره گردد.


مهم ترین چالش های بیرونی

1- سیاست های استکباری آمریکا:

ایالات متحده آمریکا یکی از مهم ترین کشورهایی است که با تمام توان می کوشد نفوذ خود را در آفریقا گسترش دهد و مانع از گسترش نفوذ کشورهای مخالف سیاست های خود در این قاره گردد. در این راستا از آنجایی که گسترش اندیشه های شیعی به افزایش نفوذ فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگ ترین کشور شیعی جهان منجر می شود، آمریکایی ها نسبت به فعالیت های شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلامدر آفریقا، حساسیت بسیاری نشان می دهند و با توطئه های مختلف به تضعیف آن ها می پردازند.

مراکش اولین کشور آفریقایی بود که در سال 1786م ایالات متحده آمریکا را به رسمیت شناخت و سپس این کشور با افتتاح کنسولگری در مراکش بطور رسمی حضور خود را در آفریقا اعلام نمود. در قرن نوزدهم قاره آفریقا منطقه نفوذ قدرت های استعماری اروپایی بود و آمریکا چه از نظر سیاسی و چه از لحاظ اقتصادی امکان حضور فعالانه در آفریقا را نداشت.

با وقوع جنگ جهانی دوم معادلات و شرایط حاکم بر قاره آفریقا درهم ریخت. کشورهای متعددی در پرتو سیاست استعمار زدایی پدیدار شدند و از همه مهم تر رقابت دو ابرقدرت جنگ سرد، قاره آفریقا را به میدان نبرد بر سر قدرت و نفوذ تبدیل کرد. در این شرایط بود که سیاست خارجی آمریکا در قبال آفریقا به عنوان یک حوزه نبرد و نه چیزی فراتر از آن طراحی شد. نگاه آمریکایی ها در این دوره به آفریقا، نگاهی استراتژیک و امنیتی بود که مهم ترین هدف آن جلوگیری از نفوذ شوروی سابق در آفریقا بود. بر پایه این ذهنیت انفعالی، سیاست آمریکا ماهیتی تدافعی پیدا کرد که از دوران زمامداری هری ترومن تا رونالد ریگان ادامه داشت.

پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، بسیاری از سیاستمداران آمریکا اهمیتی برای آفریقا قائل نبودند و وزارت دفاع آمریکا در 1995م منافع استراتژیک آمریکا در آفریقا را اندک دانست. این کم توجهی آن اندازه بود که تا سال 1990م تنها یک رئیس جمهور ایالات متحده به این قاره سفر کرد. این کم توجهی با حملات تروریستی سال 1998م به دو سفارت ایالات متحده در شرق آفریقا و به دنبال آن حملات یازده سپتامبر 2001م به پایان رسید. نقش سلفی های تندرو در حمله به منافع آمریکا در نقاط مختلف جهان و خاستگاه آن ها در برخی کشورهای آفریقا نظیر الجزایر و نیجریه، آمریکا را ناگزیر کرد تا برای آنچه که ریشه کنی تروریسم می خواند، حضور فعال تری در آفریقا به ویژه نواحی مسلمان نشین آن داشته باشد.

در بهار 2002م دولت بوش برنامه ویژه امنیتی با عنوان اکوتا یعنی «کمک به آموزش عملیات واحدهای نظامی در آفریقا» را اجرا کرد. همچنین 44 کشور آفریقایی در یک برنامه ویژه که به افسران اختصاص داشت، شرکت کردند. کارآزمودگی و آموزش نظامی بین المللی موسوم به ایمت که در سال 2002م بیش از 1500 افسر را آموزش داده، در هفت کشور بوتسوانا، اتیوپی، غنا، کنیا، نیجریه، سنگال و آفریقای جنوبی مورد اهتمام قرار گرفت. همچنین برنامه حفظ صلح منطقه ای در آفریقا موسوم به ARP نیز شامل تمرین های آشنایی با تاکتیک های تهاجمی و انتقال تکنولوژی های نظامی است که بین سال های 2001 تا 2003م بالغ بر 100 میلیون دلار هزینه داشته است.

اکنون علاوه بر تلاش آمریکا برای نفوذ نظامی، دو مسئله مهم دیگر در قاره آفریقا مورد توجه دولت آمریکا قرار دارد: نخست ذخایر طبیعی آفریقا و دوم نفوذ فرهنگی در کشورهای مختلف این قاره پهناور. کارشناسان انرژی معتقدند که در ده سال آینده قاره آفریقا پس از خاورمیانه به دومین منبع نفت و احتمالا گاز طبیعی آمریکا تبدیل خواهد شد و تلاش های آمریکا برای تسلط و توسعه حوزه های نفتی آفریقا در کشورهایی مانند الجزایر، گابن، نیجریه و لیبی با هدف کاستن از میزان وابستگی آمریکا به انرژی خاورمیانه است. دولت ایالات متحده تقریبا با همه کشورهای آفریقایی صاحب نفت روابط نزدیکی دارد و شرکت های نفتی آمریکایی نیز در این قاره فعال هستند و کوشیده اند با تشویق دولت های صاحب نفت به ویژه در آفریقای زیر صحرا، تولید نفت این کشورهای را افزایش دهند و با فریبکاری بر ثروت ملی این قاره مسلط شوند.

نفوذ فرهنگی در کشورهای آفریقایی نیز یکی دیگر از اهداف مهم ایالات متحده است و این کشور می کوشد با رواج فرهنگ غربی در تار و پود جوامع آفریقایی، آن ها را تحت سلطه خود درآورد. در این میان کشورهای با جمعیت مسلمان، بیشتر مورد توجه امریکا هستند و آن ها تلاش دارند با اجرای برنامه های فرهنگی مختلف به نخبگان مسلمان محلی نزدیک شوند. برای نمونه پس از حمله سال 1998م به سفارتخانه آمریکا در نایروبی، سفارت آمریکا به مسلمانان کنیا بیشتر توجه می کند و می کوشد با اجرای برنامه های ویژه ای مانند برنامه سالیانه افطار و دعوت علما و شخصیت های اسلامی به برنامه های فرهنگی سفارت، آن ها را به خود جذب کند.

برنامه جذب جوانان مسلمان، دیگر اقدام فرهنگی سفارت های آمریکا است که به صورت ارائه بورسیه های تحصیلی انجام می شود. این برنامه با هدف فراهم کردن فرصت تحصیلی برای جوانان مسلمان چند کشور آفریقایی و زندگی در آمریکا به مدت یک سال تحصیلی صورت می گیرد. پس از بازگشت دانش آموزان به وطن خود، انتظار می رود آن ها در برنامه های خدمت رسانی به مردم با استفاده از مهارت های آموخته شده شرکت کنند، اما با اندکی تامل در محتوی این برنامه ها می توان گفت هدف اصلی آن ها از بین بردن ارزش های اسلامی و جایگزین نمودن ارزش های آمریکایی است.

یکی دیگر از اهداف سفارتخانه های امریکا مقابله با تشیع و انقلاب اسلامی در آفریقا است و توطئه های استکبار پس از آن تشدید شد که بومیان برخی از کشورهای آفریقایی بطور فزاینده ای به مکتب اهل بیت علیهم السلام گرایش پیدا کردند و این امر نگرانی آمریکایی ها و وهابیان را برانگیخت. این نگرانی در کشورهای پر جمعیت مسلمان همچون نیجریه و سنگال و یا کشورهایی که شیعیان لبنانی در آن حضور دارند، پر رنگ تر است زیرا که از نظر آمریکایی ها نفوذ ایران و حزب الله لبنان در میان شیعیان لبنانی مقیم آفریقا، یکی از خطرات عمده ای است که منافع آمریکا را در این قاره تهدید می کند. در سال 1999م سازمان سیا سندی محرمانه با عنوان «لبنانی ها در آفریقای زیر صحرا» از طبقه بندی خود خارج کرد و بخش های مهمی از سند نیز گرچه همچنان محرمانه و مخدوش است اما در بخش های خوانای سند، نگرانی شدید آمریکا از نفوذ شیعیان در آفریقا به خوبی نمایان است. در مقدمه این سند آمده اکثریت مهاجران لبنانی که در سال های اخیر به آفریقا مهاجرت کرده اند، مسلمانانی هستند که بسیاری از آنان به حزب الله و جنبش امل گرایش دارند. در بخش دیگری از این سند از اینکه ایران و حزب الله می کوشند در جوامع مسلمان آفریقایی نفوذ کنند و اندیشه های انقلابی خود را در میان آن ها گسترش دهند و با نفوذ غرب مبارزه نمایند، به شدت ابراز نگرانی شده است.

از دیدگاه آمریکایی ها تلاش های شیعیان برای گسترش مکتب اهل بیت علیهم السلام در آفریقا، خطری برای نفوذ غرب در این قاره به شمار می آید و آن ها بر این باورند که شیعیان آفریقا تحت تاثیر جمهوری اسلامی ایران قرار دارند و به همین دلیل با تمام قوا می کوشند، مانع فعالیت های فرهنگی و تبلیغی شیعیان در این قاره شوند. بسیاری از صاحب نظران معتقدند اقدامات وحشیانه اخیر ارتش نیجریه و قتل عام بی رحمانه شیعیان این کشور در زاریا و دیگر شهرها، با چراغ سبز آمریکا صورت گرفته است.

 

2- اعمال نفوذ رژیم صهیونیستی

یکی دیگر از موانع گسترش مکتب اهل بیت علیهم السلامدر آفریقا، نفوذ اقتصادی و سیاسی رژیم اشغالگر قدس در کشورهای آفریقایی است. این دولت غاصب با تمام توان می کوشد از فعالیت های شیعیان جلوگیری کند زیرا از دیدگاه رهبران این رژیم، گسترش مکتب اهل بیت علیهم السلام موجب نفوذ معنوی و سیاسی ایران می شود و خطری جدی برای منافع اسرائیل خواهد بود. در همین راستا آن ها می کوشند دولت های آفریقایی را نسبت به اقلیت های فعال شیعه در این قاره بدبین کنند.

سابقه توجه جنبش صهیونیسم به آفریقا به سال ها پیش از تشکیل دولت غاصب صهیونیستی در فلسطین برمی گردد. جنبش صهیونیسم در آغاز طرح هایی برای تشکیل دولت یهود در یکی از کشورهای آفریقایی مانند اوگاندا، کنیا، کنگو و سودان داشت که با مخالفت اکثریت صهیونیست ها مواجه گردید. با این وجود بعضی از اقلیت های یهود ساکن اروپا، کوچ به آفریقا را شروع کردند و گروه اندکی در سال 1910م به کنیا و منطقه مومباسا و گروه دیگری نیز به اوگاندا کوچ کردند. کشورهای استعمارگر اروپایی نیز تسهیلات قابل توجهی در اختیار این یهودیان قرار دادند و بعضی از آن ها پست های رسمی در ادارات استعماری به دست آوردند.

پس از اعلام تشکیل دولت صهیونیستی در فلسطین، دولت اسرائیل توجه ویژه ای به روابط با دولت های آفریقایی داشت و مناسبات اسرائیل با کشورهای آفریقایی را می توان به چهار مرحله تقسیم بندی کرد:

1- مرحله پایه گذاری مناسبات و توسعه آن (1967-1948م). مهم ترین اولویت رژیم صهیونیستی در این مرحله کسب مشروعیت بین المللی و تلاش برای کاهش محاصره اعراب علیه این رژیم بود. به همین دلیل آن ها به برقراری روابط سیاسی با کشورهای تازه استقلال یافته آفریقایی، اهمیت زیادی می دادند به طوری که تعداد سفارتخانه های اسرائیل در آفریقا از شش سفارت در سال 1960م به 23 نمایندگی سیاسی در سال 1967م افزایش یافت. در سال 1967م و در خلال جنگ اعراب و اسرائیل از میان 38 کشور غیر عرب آفریقا، 16 کشور طرفدار رژیم صهیونیستی بودند و تنها 10 کشور آفریقایی از مواضع اعراب حمایت می کردند.

2- مرحله عقب نشینی و انجماد روابط (1982-1967): پس از جنگ شش روزه به دلیل اهتمام اعراب به جذب کشورهای آفریقایی و تشدید فضای جنگ سرد و گرایش بسیاری از کشورهای آفریقایی به شوروی، به تدریج سطح روابط اسرائیل با کشورهای آفریقایی کاهش پیدا کرد. قبل از جنگ اکتبر 1973م هفت کشور آفریقایی گینه، اوگاندا، کنگو، چاد، مالی، نیجر و بوروندی روابط خود را با اسرائیل قطع کردند و با آغاز جنگ، همه اعضای سازمان وحدت آفریقا شامل 42 کشور، روابط سیاسی خود را با رژیم صهیونیستی قطع نمودند و تنها رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی و اقمار وابسته اش مانند سوازیلند، لسوتو و مالاوی با اسرائیل رابطه داشتند.

3- مرحله بازسازی روابط (1991-1982م): پس از امضاء پیمان ننگین کمپ دیوید در سال 1978م و عادی سازی روابط با مصر، روابط اسرائیل و کشورهای آفریقایی نیز به تدریج بار دیگر افزایش یافت و در پایان دهه هشتاد، اسرائیل پنج سفارتخانه و پنج دفتر حافظ منافع در قاره آفریقا دایر کرد.

4- مرحله عادی سازی و نفوذ (2005-1991م): پس از فروپاشی بلوک شرق و کاهش تنش اسرائیل با کشورهای عربی، روند عادی سازی روابط میان اسرائیل و کشورهای آفریقایی شتاب گرفت و پس از حادثه یازدهم سپتامبر 2001م مناسبات اسرائیل و کشورهای آفریقایی شاهد موج دیگری از توسعه و گسترش بود به طوری که حتی مراکش و تونس به دفاتر سیاسی اسرائیل اجازه بازگشایی دادند.

رژیم صهیونیستی با درک اهمیت بخش کشاورزی در اقتصاد کشورهای آافریقایی فعالیت خود را در بخش کشاورزی، دامپروری و آبیاری و صنایع مربوط به آن گسترش داده و با استفاده از تجارب خود در این بخش در کنیا، اوگاندا و اتیوپی حدود 200 مزرعه کشاورزی و دامپروری ایجاد کرده است.

آفریقای جنوبی بزرگ ترین اقلیت یهودی جنوب آفریقا را در خود جای داده است و برخی از آمارهای رسمی جمعیت یهودیان را در سال 1995م بالغ بر 114 هزار نفر تخمین می زنند که بیشتر آن ها در دو شهر ژوهانسبورگ و کیپ تاون زندگی می کنند. آن ها نقش مهمی در اقتصاد و سیاست آفریقای جنوبی دارند و در زمینه کشاورزی، صنعت و معادن بسیار فعال هستند. یهودیان در استخراج طلا و الماس نقش داشته و در قرن بیستم پیشگام تاسیس بانک ها و شرکت های بیمه و حمل و نقل دریایی بودند. در زمینه آموزش عالی و مراکز فناوری نیز یهودیان نقش فعال و برجسته ای در مراکز آموزشی پزشکی، حقوقی و اقتصاد و حسابداری دارند. نفوذ و قدرت مالی گروه ها و شخصیت هایی یهودی باعث شده اغلب احزاب سیاسی آفریقای جنوبی مواضع جانبدارانه از رژیم صهیونیستی داشته باشند.

کشورهای منطقه غرب آفریقا نیز مورد توجه رژیم صهیونیستی هستند. هدف مهم رژیم صهیونیستی از گسترش روابط با غرب آفریقا، همکاری امنیتی با نهادهای امنیتی این کشورها و تلاش برای ضربه زدن به منافع جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان است. مقابله با اقلیت شیعه لبنانی در غرب آفریقا یکی از سیاست های راهبردی رژیم صهیونیستی است و این رژیم با انواع سیاست ها تلاش دارد آن ها را از عرصه اقتصاد و سیاست این کشورها بیرون براند. رژیم صهیونیستی با جنگ روانی و همکاری با نیروهای امنیتی کشورهای منطقه سعی دارد لبنانی ها را خطر و تهدیدی برای ثبات و امنیت کشورهای منطقه قلمداد کند.

ادامه دارد...

 

منبع: کتاب «شیعه در آفریقا»، سید احمد سیدمرادی، بوستان کتاب، قم، 1399، ص 130- 123.