موانع گسترش ولایت اهل بیت علیهم السلام در آفریقا(3)

  • کد خبر: 2892
  • منبع خبر: کتاب «شیعه در آفریقا»

خلاصه یکی دیگر از موانع بزرگ گسترش تعالیم اهل بیت علیهم السلام در آفریقا، فرقه وهابیت است.


3- اقدامات مخرب وهابیت

یکی دیگر از موانع بزرگ گسترش تعالیم اهل بیت علیهم السلام در آفریقا، فرقه وهابیت است. این فرقه ضاله، بزرگ ترین دشمن اعتقادی اهل بیت علیهم السلام در آفریقا است که با حمایت های مالی و سیاسی گسترده کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به رهبری عربستان می کوشد با فریب و تطمیع برخی مسلمانان ناآگاه و وارد آوردن فشار بر شیعیان آفریقا، مانع رسیدن تعالیم اهل بیت علیهم السلام به مردم این قاره شود.

رژیم سعودی در چارچوب تعالیم فرقه وهابیت که پایه و اساس تفکر گروه های تروریستی در خاورمیانه و آفریقا را شکل می دهد، تلاش می کند نفوذ مذهبی و سیاسی خود را در مناطق گوناگون قاره سیاه افزایش دهد. یکی از مهم ترین سازمان های تبلیغی عربستان در آفریقا، سازمان «رابطه العالم الاسلامی» است که با بیش از 50 سال فعالیت، بزرگ ترین مرکز تبلیغات اسلامی در جهان به شمار می آید و نقش اصلی را در ترویج وهابیت در جهان بازی می کند. دفتر مرکزی این سازمان در مکه قرار دارد و شورایی از شخصیت های تندرو سلفی وهابی آن را اداره می کنند؛ در حال حاضر عبدالعزیز بن عبدالله آل شیخ ریاست آن را بر عهده دارد. همچنین این سازمان به عنوان عضو ناظر در سازمان ملل متحد برای شرکت در سازمان های اقتصادی و اجتماعی، سازمان تعاون اسلامی، یونسکو و یونیسف حضور دارد.

رابطه العالم الاسلامی در دهۀ 1970م، به تدریج فعالیت های خود را در زمینه ‌های هماهنگی بین مراکز اسلامی و تبلیغ در سراسر جهان گسترش داد و کوشید شوراهای قاره ای (پنج شورا در 1985م) و شوراهای اسلامی محلی را در 28 جامعه اقلیت مسلمان به وجود آورد. این سازمان برای پیشبرد اهداف خود به تربیت هزاران مبلغ از سراسر جهان نیاز داشت و به همین خاطر از بین دانشگاه های هفت گانۀ عربستان، سه دانشگاه بزرگ برای آموزش و پژوهش علوم اسلامی و عربی به وجود آمد که عبارتند از: الجامعه الاسلامیه در مدینۀ منوره، جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیة در ریاض و جامعه ام القری در مکه مکرمه.

جامعه الامام محمد بن سعود الاسلامیه: این دانشگاه تا کنون شعبه هایی تحت عنوان دانشکده های فقه و مطالعات اسلامی، در کشورهای آمریکا، ژاپن، اندونزی، امارات، موریتانی و جیبوتی تأسیس کرده است و تا سال 1419ق حدود نود هزار دانشجو در این مراکز تحصیل کرده اند که بیش از بیست و یک هزار نفر از آن ها، دانش آموخته دانشکده های خارج از عربستان در رشته های علوم اسلامی و زبان عربی بوده اند. همچنین این دانشگاه در پی توافق با بسیاری از دانشگاه های کشورهای اسلامی و غربی، استادان خود را به صورت مهمان برای تدریس مباحث اسلام شناسی با گرایش سلفی اعزام می کند و تاکنون حدود 200 حلقۀ علمی برگزار کرده است.

الجامعه الاسلامیه مدینه: این دانشگاه بزرگ پس از آن احداث شد که ملک سعود دریافت برای نشر وهابیت، باید مراکز بزرگ و مجهز آموزشی سطح عالی را تأسیس کند و هدف این بود که پس از جذب دانشجویان خارجی و تکمیل دوره تحصیلی، آنان به کشور خود باز گردند و با حمایت های مادی و معنوی عربستان، وهابیت را گسترش دهند. بدین منظور یکی از دانشگاه های اسلامی بزرگ جهان به دستور پادشاه و بودجۀ سه میلیون ریال سعودی تحت عنوان الجامعه الاسلامیه در سال 1381ق (1961م) در مدینه منوره فعالیت خود را آغاز کرد.

در آغاز فعالیت آموزشی دانشگاه، گروهی از استادان همچون استاد فاسی و استاد عبدالسلام هاشم تأکید کردند که این دانشگاه باید به سرعت همانند دانشگاه الازهر مصر شود، با این تفاوت که هدف این دانشگاه، دعوت به عقیدة وهابیت در سطح جهان است و دانشجویان آن نمایندة این تفکر در شهرهای دوردست خواهند بود. در این دانشگاه، فراگیری اسلام بر اساس کتاب های وهابیت مورد تأکید است و هرگونه تفکر خارج از آن تخطئه می شود. 85 درصد دانشجویان این دانشگاه از خارج از عربستان بورسیه می شوند و پانزده درصد نیز سهمیة تحصیل مردم عربستان است.

این دانشگاه بزرگ پنج دانشکده دارد که عبارتند از: دانشکدة شریعت، دانشکدة دعوت و اصول دین، دانشکدة قرآن کریم و مطالعات اسلامی، دانشکده ادبیات عرب و دانشکدة حدیث. همچنین پنج مرکز مطالعات اسلامی نیز زیر نظر این دانشگاه مشغول آموزش هستند و طبق آماری که در سال 1419ق منتشر شد، بیش از 25هزار نفر از 179 کشور جهان برای تحصیل در این دانشگاه پذیرش شده اند. این افراد پس از بازگشت به کشورهای خود، به عنوان امام جماعت، مدرس و کادر آموزشی مورد حمایت عربستان قرار می گیرند و با ایجاد مراکز علمی و فرهنگی و ترجمة کتاب های سلفیه از عربی به زبان بومی سهم عمده ای در گسترش وهابیت دارند.

جریان وهابیت با مدیریت سازمان رابطه العالم الاسلامی از اوایل دهه 1960م آرام آرام راه خود را به کشورهای آفریقایی زیر خط صحرای بزرگ باز کرد و مبلغان وهابی با سوء استفاده از فقر و بیسوادی عمومی و در شرایطی که آزادی خواهان مسلمان کشورهای این قاره در کنار سایر مبارزان، توجه خود را معطوف به استقلال سرزمین های خود از چنگال استعمارگران ساخته بودند، در مناطق مختلف آفریقا رخنه کردند. در این بین شرق آفریقا با توجه به پیشینه عمیق اسلامی و حضور قابل توجه مسلمانان، مورد توجه ویژه وهابی ها قرار گرفت. اقدامات تبلیغی عربستان در دهه های هفتاد و هشتاد با موجی از خشونت و افراطی گری علیه مسلمانان شرق آفریقا همراه بود و مبلغان با بدعت و کفرآمیز خواندن بسیاری از اعمال عبادی پیروان دین اسلام در این کشورها حملات تبلیغاتی شدیدی را علیه پیروان طریقت های صوفیه و دیگر مذاهب اهل سنت آغاز کردند.

از سوی دیگر وهابی ها که با ورود تدریجی مذهب اهل بیت علیهم السلام و استقبال مسلمانان از این مکتب جدید مواجه شده بودند، حملات تندی را علیه تشیع سازماندهی کردند. این اقدامات واکنش رهبران مسلمان کشورهای آفریقایی را به همراه داشت و سبب شد رهبران وهابی با اطلاع از تنفر عمیق عموم مسلمانان شرق آفریقا نسبت به آیین وهابیت، تلاش کنند با اجرایی کردن استراتژی «چهره خوشایند» از طریق توسعه مناسبات اقتصادی و به ظاهر خیریه نظیر ساخت و احداث مساجد و مدارس مذهبی و مراکز آموزشی، ساخت بیمارستان و مراکز درمانی، حفر چاه های آب آشامیدنی در روستاها و مناطق دورافتاده و ترمیم زیرساخت های عمرانی و شهری، وجهه منفور و خشن خود را نزد افکار عمومی ترمیم کنند و در میان مردم آفریقا نفوذ نموده و به مقابله با تشیع و تصوف بپردازند.

مقامات دینی عربستان برای رسیدن به اهداف تبلیغی خود و حساس نشدن مسلمانان مخالف، طی دو دهه گذشته اکثر اقدامات خود را از طریق سازمان های به ظاهر مستقل از رابطة العالم الاسلامی انجام می دهند. این سازمان ها عبارتند از: انجمن بین المللی کمک های انسان دوستانه، انجمن جهانی جوانان مسلمان، سازمان کمک به مردم آفریقا، بنیاد الحرمین، سازمان بین المللی کمک های اسلامی، بنیاد ابرهیم بن عبد العزیز الابراهیم، شورای جهانی مساجد، دارالفتوی، منظمة الحیاة الطیبة و موسسة الندوة الاسلامیة.

وهابیان بخش مهمی از توان مالی و انسانی خود در شرق آفریقا را صرف مبارزه با تشیع می کنند که تالیف و نشر کتاب ها، مجلات و جزوه های ضد شیعه، تنها بخشی از سیاست آنان است. علاوه بر آن سخنرانان و علمای وهابی همواره به بدگویی علیه تشیع می پردازند. مقامات سازمان رابطة العالم الاسلامی هر سال، تعداد زیادی از کتاب ها و مجلات چاپ عربستان را در مساجد و مدارس اسلامی سراسر کشورهای شرق آفریقا توزیع می کنند که بخش عمده ای از این کتاب ها، بر ضد مذهب تشیع و همچنین طریقت های صوفیه است؛ در این کتاب ها و مجلات، به خصوص اتهام ها و اکاذیب فراوانی علیه مذهب اهل بیت علیهم السلام مطرح شده است و نویسندگان این کتاب ها با جعل احادیث دروغین و تحریف تاریخ اسلام، تلاش کرده اند تا شیعیان را مرتد و خارج از اسلام جلوه دهند.

ظهور قارچ گونه گروه های تروریستی و ضد شیعی الشباب در سومالی و کنیا، بوکوحرام در نیجریه و کشورهای همجوار و گروه تروریستی خالد بن ولید در کشور مالی که همه آنها ارتباط نزدیکی با گروه تکفیری- تروریستی داعش داشتند، با حمایت لجستیکی، مالی و تسلیحاتی مستقیم وهابیان امکان پذیر شده بود و این گروه ها تحت حمایت تندروهای وهابی در عربستان و دیگر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، به کشتار شهروندان بی گناه و تخریب سرزمین های آفریقایی ادامه می دهند.

همچنین گسترش خیره کننده تشیع در نیجریه، سبب شده است وهابی های عربستان با همکاری امریکا و رژیم صهیونیستی به حمایت از گروه های تکفیری در این منطقه بپردازند. بنا به گزارش مجله آمریکایی گلوبالیست، روزنامه نگاران و فعالان در نیجریه معتقدند ارتباط مستقیمی بین سرازیر شدن پول های عربستان به شمال نیجریه و ظهور تعصب بیشتر و کاهش تاثیر تصوف که چندین قرن در این منطقه حرف اول را می زد، و نیز تلاش برای به حاشیه راندن شیعیان وجود دارد، زیرا عربستان با صندوق های مالی خود مساجد ویژه ای احداث کرده است تا به زعم خود مسلمانان از کفار در نماز پیروی نکنند. عربستان همچنین برای آنها مدارس خاص آموزش سلفی گری و گسترش تفکر وهابی بنا کرده است.

 

کشتار شیعیان مظلوم آفریقا

توطئه کردن و دشمنی با محبان اهل بیت علیهم السلام در آفریقا، امر جدیدی نیست بلکه در تاریخ قاره آفریقا پیشینه دیرینه ای دارد. مبلغان شیعه که از دوران ائمه اطهار علیهم السلام به آفریقا فرستاده می شدند، همواره مورد آزار و اذیت والیان اموی و عباسی قرار می گرفتند و در بسیاری از موارد ناچار به تقیه می شدند. متوكل عباسى در سال 234ق فرمان اخراج علويان را از مصر صادر كرد و بعد از او المستنصر فرمان داد: هيچ‏كس حق معامله با علويان را ندارد، و اگر ميان يك علوى و غیر علوى دشمنى رخ داد، بدون مدرك و دليل سخن دشمن علوى پذيرفته شود.

پس از تشکیل دولت شیعی فاطمیان، شرایط برای ترویج محبت اهل بیت علیهم السلام در آفریقا مهیاتر شد و تشیع در این دوران رشد قابل توجهی در شمال آفریقا به ویژه مصر داشت ولی در آخرین سال های حکومت فاطمیان در مصر ورق برگشت و صلاح الدین ایوبی آخرین وزیر دولت فاطمی که شافعی متعصبی بود، اقدامات دامنه داری برای زدودن آثار تشیع در این سرزمین انجام داد. او عبارت «حىّ على خير العمل» را كه يك شعار مذهب شيعه است، از اذان حذف کرد و قاضيان مصرى را كه شيعه بودند از كار بر كنار نمود و به جای آن ها قاضیان شافعى مذهب را گماشت.

وضع شیعیان پس از سقوط دولت فاطمی وخیم تر شد و براى شيعيان مصر و هواداران فاطمى بسيار ناگوار بود كه فرد متعصبى به حكومت شيعى خاتمه دهد و بر آنان حاكم شود، از اين رو مخالفت‏ هاى گسترده‏ اى با صلاح ‏الدين ايوبى صورت ‏گرفت كه بعضى از آن‏ها به درگيرى‏ هاى خونين بين ايوبيان و مخالفان براى باز پس‏گيرى حكومت فاطمى و رسمى شدن دوباره مذهب تشيع انجامید‏. در شوال 569ق بزرگ‏ترين و شديدترين حمله به صلاح‏ الدين براى برگرداندن حكومت و خلافت به رهبری فردی به نام عماره یمنی صورت گرفت. بسيارى از هواداران فاطمى و شيعيان ناراضى، عماره يمنى را در این اعتراض همراهى كردند و قصد اصلى آن‏ها احياى دوباره مذهب شيعه در مصر بود. شروع اين قيام و حركت، مقارن شد با حمله ناوگان صليبى‏ ها به بندر اسكندريه كه اين حمله به موفقيت مردم معترض كمك كرد و در نهايت بر حكومت ايوبى چيره شدند و دوباره حكومت از آن فاطميان گردید. پسر بزرگ العاضد، خليفه متوفاى فاطمى به عنوان خليفه برگزيده شد و مناصب و پست‏ هاى دولتى از اشغال ايوبيان درآمد، اما دیری نپایید که بر اثر خيانت يكى از عالمان طرف‏دار صلاح ‏الدين كه در بين قيام‏ كنندگان حضور داشت، صلاح‏ الدين توانست دوباره بر مخالفان پیروز شود. در پی آن رهبران قيام به دست صلاح‏ الدين ايوبى اعدام شدند و تعداد زيادى از مبارزان به مناطق دوردست در صعيد تبعيد شدند و شیعیان نیز در قاهره قلع و قمع گردیدند.

با اين وجود، حركت شيعه‏ خواهى و تلاش براى برگرداندن حكومت شيعى منهزم نشد و اين شعله بار ديگر در منطقه صعيد و اُسوان سربرآورد. رهبرى اين قيام و شركت‏ كنندگان و همراهى ‏كنندگان، همه از تبعيدشدگان صلاح ‏الدين بودند كه اگرچه در تبعيد و شرايط سخت به سر مى‏ بردند، ولى از حركت آرمان‏ خواهانه خود دست برنداشتند و جالب اين‏كه مردم صعيد و نيروهاى نظامى مصر كه صلاح‏ الدين آن ها را به انزوا رانده بود، بر اثر روشن‏گرى‏ هاى رهبران با اين قيام همراهى نمودند. صلاح‏ الدين ايوبى مى‏ دانست كه اگر خود براى سركوب اين قيام راهى منطقه صعيد شود، مردم قاهره دوباره فرياد اعتراض سر خواهند داد، از اين رو برادرش را براى سركوب شيعيان در صعيد گسيل داشت و برادرش توانست اين انقلاب نوپا را سرکوب نماید و بسیاری از بزرگان و رهبران قيام را اعدام کند. اين حادثه كه در صفر 570ق رخ داد، به فرار تعداد زيادى از قيام كنندگان به سرزمين نوبه منجر شد.

پیشتر از آن نیز شیعیان در مغرب به بدترین وجهی قتل عام شده بودند. ابن اثیر در باره حوادث سال 407ق می نویسد «در محرم اين سال در سراسر بلاد افريقيه شيعى مذهبان را كشتند. سبب آن قتل عام اين بود كه روزى المعز بن باديس در قيروان سوار بر مركب مي گذشت و مردم به او سلام و دعا مي كردند. به گروهى رسيد و درباره آنها پرسيد، به او گفتند «اينان رافضى هستند و ابوبكر و عمر را دشنام مي دهند. المعز گفت: خدا از ابوبكر و عمر راضى باد و از آنجا عبور كرد و گذشت. مردم عامه بيدرنگ به درب المقلى قيروان رفتند و آنجا مكانى بود كه شيعيان در آنجا اجتماع مي كردند و جمعى از آنان را كشتند. اين كار منشأ در شهوت و طمع سپاهيان و اتباع آنها داشت تا نهب و غارت کنند. در اثر آن دست عامه مردم در كشتار شيعيان گشاده گرديد و عامل قيروان عامه را تحريض و تشويق به كشتار آنان مي نمود.

انگيزه عامل قيروان در کشتار شیعیان اين بود كه وى پس از اصلاح امور شهر، آگاهى يافت المعز بن باديس مي خواهد او را بر كنار سازد، پس او خواست فتنه و فسادى بر پا دارد و گروه بسيارى از شيعى مذهبان كشته و به آتش سوزانده شدند و ديار آنها مورد نهب و غارت قرار گرفت. در سراسر افريقيه كشتار شيعيان صورت گرفت، گروهى از آنان گردهم جمع آمده و در قصر المنصور نزديك قيروان متحصن شدند. عامه آنها را محاصره كرده و در فشار گذاشتند، گرسنگى بر محصورين چيره گرديد و پذيرفتند كه از آنجا بيرون بيايند. ولی پس از بيرون آمدن، آنها را مي كشتند و تا نفر آخر آنان را كشتند، جمعى از آنان در المهديه به مسجد پناهنده شدند، تمام آنها را هم كشتند».

در سال 423ق نیز شماری دیگر از شیعیان در افریقیه قتل عام شدند. بنا بر نوشته ابن اثیر «در اين سال گروه زيادى از شيعه در افريقيه مجتمع شدند و رو به آبادي هاى «نقطه» نهادند و شهرى را در آن ناحيه تصرف كردند و در آنجا ساكن شدند. معز بن باديس سپاهى رو به آن ها سوق داد و افراد آن سپاه وارد شهر شده و با شيعه ‏ها جنگيدند و همه آنها را كشتند».

در دوران معاصر نیز وهابیان و وابستگان به استکبار جهانی از روند رو به رشد تشیع در آفریقا احساس نگرانی کرده و موجی از خشونت و ترور را در کشورهای مختلف علیه شیعیان به راه انداخته اند. در تیر ماه 1392ش سلفی‌ها در استان جیزه مصر با حمله به منزل روحانی شیعه شیخ حسن شحاتة، وی و سه نفر از همراهانش را با وضع فجیعی به قتل ‌رساندند و تعداد دیگری از همراهان را زخمی کردند. این اقدام سلفی ها واکنش شخصیت های سیاسی مصر را بر انگیخت به طوری که آن را اقدامی جنایت آمیز و در راستای پاکسازی نژادی دانستند.

با وجود این محکومیت ها، وهابیان و دشمنان اهل بیت علیهم السلام در کشورهای دیگر آفریقایی نیز رویکرد مشابهی را در پیش گرفته و جنایت های دیگری را مرتکب شدند. آن ها در دی ماه 1393ش به شیخ عبدالقادر موایا رهبر شیعیان اوگاندا و مدیر موسسه اهل بیت علیهم السلام حمله کردند و او را به شهادت رساندند. این اقدام زمانی انجام شد که شیخ عبدالقادر از دعای کمیل به منزل باز می گشت و ضاربان پس از شلیک چند گلوله به سمت او با موتور سیکلت متواری شدند. همچنین چهار روز بعد شیخ مصطفی بهیگا از علمای سرشناس اوگاندا که پس از سخنرانی در مسجد کیبولی برای ادای نماز مغرب به جنوب کامپالا می رفت، در حالی که در یک اتوبان سوار بر خودروی شخصی خود بود، به ضرب گلوله افراد ناشناس به شهادت رسید.

در اردیبهشت سال 1397ش نیز سه مهاجم وهابی به مسجد امام حسین علیه السلام در شهر ورولام در نزدیکی دوربان آفریقای جنوبی وارد شدند و با سلاح سرد به امام جماعت و دو نفر دیگر که در مسجد بودند حمله کردند. آن ها در این حمله گلوی یک نفر به نام «محمد عباس اسوپ» را بریدند و به شهادت رساندند و دو نفر دیگر را به شدت از ناحیه شکم و کشاله ران مجروح کردند. سپس کتابخانه و محوطه داخلی مسجد را به وسیله بمب بنزینی به آتش کشیدند.

در این میان بزرگ ترین و بی رحمانه ترین کشتار شیعیان آفریقا در دوران معاصر به دست ارتش نیجریه انجام شد. دولت سکولار نیجریه با حمایت وهابیان و چراغ سبز آمریکا و رژیم صهیونیستی که نگران گسترش روزافزون تشیع در این کشور آفریقایی هستند، در 21 آذر 1394ش به شیعیان «زاریا» حمله کرد و صدها نفر از آن ها را به شهادت رساند و شیخ زکزاکی رهبر شیعیان نیجریه را زخمی و بازداشت نمود. امروزه با وجود گذشت چند سال از این رویداد خونین، همچنان ابعاد جنایت دولت نیجریه ناشناخته است به طوری که برخی اخبار میدانی حاکی از آن است که ارتش نیجریه بیش از یک هزار نفر از پیروان شیخ زکزاکی را به شهادت رسانده و بسیاری را از آنان را در گورهای دسته جمعی دفن کرده است.

این اقدام جنایت کارانه با سکوت معنادار مدعیان حقوق بشر همراه بود و تنها شیعیان و برخی آزادیخواهان بودند که در سراسر جهان به این جنایت آشکار اعتراض کردند. در سال های پس از فاجعه زاریا نیز کشتار شیعیان نیجریه همچنان ادامه داشته و ده ها تن از آنان در مناسبت های مختلف به شهادت رسیده اند. در زمان حاضر نیز در اکثر کشورهای آفریقایی رویکرد خشونت آمیز وهابیان و تروریست های تکفیری در برابر منطق عقلانی شیعیان ادامه دارد و هر از چندگاهی اقداماتی از این دست انجام می شود. این اقدامات نشان از عمق نگرانی جریان وهابیت و حامیان غربی آن ها از گسترش مکتب اهل بیت علیهم السلامدر آفریقا دارد و با وجود همه این توطئه ها و ناملایمات، عاشقان اهل بیت علیهم السلامدر جای جای قاره سیاه در تلاشی خالصانه برای رساندن اسلام ناب محمدی و سیره ائمه اطهار علیهم السلام به مردم مظلوم آفریقا هستند.

 

منبع: کتاب «شیعه در آفریقا»، سید احمد سیدمرادی، بوستان کتاب، قم، 1399، ص 140- 131.