شیعیان آقاخانیه از ایران تا تانزانیا

  • کد خبر: 2894
  • منبع خبر: کتاب «شیعیان تانزانیا وضعیت دینی، فرهنگی و اجتماعی

خلاصه مهم ترین گروه اسماعیلیه در تانزانیا اسماعیلیان «آقاخانیه» هستند که ادامه همان نزاریه اند.


اکنون پس از بیان خلاصه ای از تحولات مذهبی اسماعیلیه در طول تاریخ، به معرفی گروه های شیعه اسماعیلی تانزانیا و نحوه مهاجرت آنها به این کشور می پردازیم. مهم ترین گروه اسماعیلیه در تانزانیا اسماعیلیان «آقاخانیه» هستند که ادامه همان نزاریه اند و گفتیم که امامت آن ها در ایران تداوم یافت. اسماعیلیه ایران در پناه قلاع مستحکم خود توانستند از سال 483ق تا سال 655ق حکومتی غیر متمرکز را در نقاط مختلف ایران پدید آورند که با حمله هلاکوخان به ایران و تسلیم و قتل خورشاه آخرین امام اسماعیلی الموت، دژهای اسماعیلیه در ایران یکی پس از دیگری سقوط کرد؛ حکومت اسماعیلیان در ایران فرو پاشید و بیشتر اسماعیلیان قتل عام شدند. با این وجود تعدادی از اسماعیلیان نجات یافتند و ادعا کردند شمس الدین پسر خورشاه را پنهان کرده اند تا خط امامان اسماعیلی حفظ گردد.

بنابر ادعای اسماعیلیان پس از سقوط الموت، هجده نفر به امامت نزاریان رسیدند تا آنکه نوبت به شاه حسن علی رسید و او نخستین امام اسماعیلی است که عنوان آقاخان دارد. او سیزده ساله بود که پدرش شاه خلیل الله در یک نزاع مذهبی در شهر یزد کشته شد و همراه با مادرش جهت تظلم خواهی به دربار فتحعلی شاه قاجار در تهران رفت و مورد توجه شاه قاجار قرار گرفت به طوری که فتحعلی شاه دختر بیست و سوم خود سرو جهان خانم را به عقد حسنعلی شاه در آورد. این امام اسماعیلی پس از آنکه داماد فتحعلی شاه قاجار شد به «آقاخان» ملقب گشت و از آنجا که املاکی در محلات و اطراف آن داشت به آقاخان محلاتی معروف شد.

فتحعلی شاه او را به حکمرانی خمسه، قم و محلات منصوب کرد و پس از مرگ فتحعلی شاه و به تخت نشستن محمد شاه بنا به صلاحدید قائم مقام فراهانی به حکومت کرمان منصوب شد. او توانست ناآرامی هایی که در کرمان بروز کرده بود را از میان ببرد، اما با آغاز صدراعظمی حاج میرزا آقاسی از حکومت کرمان عزل شد. آقاخان محلاتی در صدد نافرمانی برآمد و به نشانه اعتراض خود را در ارگ بم محصور نمود، حتى در مقابل سهراب‏خان فرستاده قاجار، دست به جمع‏آورى قشون و تکمیل استحکامات ارگ بم زد و توانست چهارده ماه در مقابل محاصره قشون قاجار ایستادگى نماید و سرانجام با میانجی گری فریدون میرزا فرمانروای فارس که برادر همسر آقاخان بود روانه پایتخت گردید و مدتی در حرم حضرت عبدالعظیم بست نشست تا مورد عفو شاه قرار گرفت و به املاک خانوادگی اش در محلات بازگشت و دو سال در آنجا ماند.

در سال 1256ق آقاخان از شاه اجازه رفتن به مکه را خواست و محمد شاه نیز با درخواست او موافقت کرد. او ابتدا مادر و تعدادی از بستگان خود را به عتبات عالیات فرستاد و خود نیز ظاهرا به قصد رفتن به حجاز همراه عده ای از بستگان و پیروانش به سمت یزد حرکت کرد؛ اما وقتی به شهر رسید ادعا کرد از جانب محمد شاه به حکومت کرمان منصوب شده است و سپس به سوی شهر بابک که شماری از پیروان او در اطراف آن زندگی می کردند رفت و در صدد تصرف کرمان برآمد. این آغاز شورش آقاخان محلاتی بود که با شکست او پایان یافت و ناچار شد به افغانستان بگریزد. این پایان امامت اسماعیلیه نزاری در ایران بود که از دوره الموت تا آن زمان به مدت هفتصد سال دوام آورده بود.

پس از رسیدن آقاخان به افغانستان، انگلیسی ها به گرمی از او استقبال کردند و همین موضوع احتمال تحریک انگلیسی ها در شورش او که به دلیل لشگرکشی محمد شاه به هرات با دولت ایران روابط خصمانه ای داشتند را تقویت می کند. در دوران اقامت آقاخان در افغانستان، شورش بزرگی بر ضد انگلیسی ها رخ داد که آقاخان به یاری انگلیسی ها پرداخت. او سپس به منطقه سند هندوستان رفت و در این منطقه نیز همراه سواران خود در سرکوب شورش ها به انگلیسی ها کمک کرد. در سال 1260 ق آقاخان برادر خود ابوالحسن خان را برای تصرف بلوچستان به ایران فرستاد و او موفق شد برای مدت دو سال بخش هایی از بلوچستان را به کنترل خود درآورد، اما در سال 1262ق از نیروهای دولتی ایران شکست خورد و به اسارت در آمد.

شکست این شورش ها امید آقاخان برای کسب قدرت سیاسی در ایران را نقش برآب کرد و سپس کوشید با مذاکره با دولت ایران زمینه بازگشت خود را فراهم آورد. جان شیل وزیر مختار بریتانیا در ایران از جانب فرمانروای کل هندوستان از دولت ایران درخواست امان نامه برای بازگشت آقاخان به ایران را کرد. حاج میرزا آغاسی با بازگشت او موافقت کرد به شرط آنکه آقاخان از بلوچستان و کرمان عبور نکند (تا مبادا از نو به اقداماتی ضد دولت ایران دست بزند) و در محلات اقامت گزیند، که مورد پذیرش آقاخان قرار نگرفت. او بعد از مرگ محمد شاه بار دیگر خواهان بازگشت به ایران شد که مورد قبول ناصرالدین شاه قرار نگرفت. سرانجام آقاخان محلاتی از بازگشت به ایران صرف نظر کرد و در بمبئی اقامت گزید.

با استقرار آقاخان در بمبئی عصر جدیدی در تاریخ اسماعیلیه نزاری آغاز شد. بدین گونه مقر امامت نزاریه به هند منتقل شد و نزاریان افغانستان و هندوستان آسان تر شروع به فرستادن دیون مذهبی خود به اقامتگاه اصلی امام در بمبئی کردند؛ در نتیجه آقاخان توانست پایگاه ها و سکونت گاه های فراوانی در بمبئی، پونا و دیگر شهرهای هند بسازد. او طی سی سال اقامت در بمبئی به تدریج موفق شد سلطه خود را بر خوجه های نزاری از طریق سازمان جماعتی سنتی آنان بگستراند. آقاخان در هند ارتباط نزدیک خود را با بریتانیا حفظ کرد و در اواخر عمر از دولت انگلستان تقاضای پناهندگی کرد. دولت بریتانیا نیز به درخواست او جواب مثبت داد و به او لقب «والاحضرت» اعطا کرد؛ او سرانجام در سال 1298ق در بمبئی درگذشت.

علی شاه بزرگ ترین پسر او از سرو جهان خانم، جانشین او شد و به آقاخان دوم معروف شد. او در سال 1246ق در محلات به دنیا آمد و در جریان شورش پدر به همراه مادرش به عتبات عالیات فرستاده شد که در آنجا عربی، فارسی و اصول عقاید اسماعیلی را فراگرفت. او مدتی بعد با اجازه دولت ایران به محلات بازگشت و سرانجام در 1269ق در بمبئی به پدرش ملحق شد. وی در دوران چهار ساله امامت خود روابط حسنه با بریتانیایی ها را حفظ کرد و از طرف آن ها به عضویت شورای قانون گذاری بمبئی منصوب شد. او به بهبود زندگی خوجه های نزاری توجه داشت و تعدادی مدرسه برای کودکان خوجه در بمبئی احداث کرد و به خانواده های بی بضاعت خوجه یاری رساند. علی شاه روابط خود با جوامع نزاری بیرون از هند بخصوص در نواحی آسیای میانه و شرق آفریقا را گسترش داد. او پس از چهار سال امامت و پیشوایی اسماعیلیه در 55 سالگی در شهر پونا درگذشت و جسد وی را طبق وصیت اش برای دفن به نجف اشرف بردند و در آرامگاه خانوادگی به خاک سپردند.

پس از آقاخان دوم یگانه پسر باقی مانده اش سلطان محمدشاه حسینی معروف به آقاخان سوم به امامت رسید. او در 1294ق در کراچی به دنیا آمد و هشت ساله بود که بر مسند امامت قرار گرفت. مادر او یکی از نوادگان فتحعلی شاه به نام شمس الملوک بود. آقاخان سوم مهم ترین امام اسماعیلی در دوران معاصر است و فعالیت های اقتصادی گسترده ای را انجام داد و در زمان خودش به یکی از ثروتمندترین اشخاص دنیا بدل شد. او از شخصیت های مهم سیاسی مسلمانان هندوستان و از اعضای مهم مسلم لیگ بود و در سال 1937 ق به ریاست جامعه ملل که بعد از جنگ جهانی اول تشکیل شد انتخاب گردید. او در سال 1327ش طی نامه ای به محمد رضا شاه پهلوی تقاضای تابعیت دولت ایران را نمود که مورد موافقت قرار گرفت. او همچنین به دعوت محمد رضا شاه پهلوی در سال 1329ش برای شرکت در جشن ازدواج شاه به ایران سفر کرد.

آقاخان سوم از ثروت خود برای اجرای سیاست های اقتصادی، اجتماعی و برنامه های سودمند برای پیروانش استفاده کرد و به معیارهای بهداشتی و تعلیم و تربیت در جوامع مختلف نزاری توجه کرد. او همچنین شبکه ای از مدارس، کتابخانه ها، باشگاه های ورزشی - تفریحی و بیمارستان ها برای رفاه پیروان خود در هند، پاکستان و شرق آفریقا احداث کرد.

آقاخان سوم در سال 1336ش درگذشت و نوه اش پرنس کریم خان (متولد 1315ش در ژنو) با عنوان آقاخان چهارم جانشین او شد. او در همان سال اول امامت به منظور بیعت گرفتن از پیروانش، مسافرت های متعددی به نواحی اسماعیلی نشین کرد، از جمله چند بار به ایران سفر کرد و در المپیک زمستانی سال 1964م به نمایندگی ایران در سه رشته اسکی سرعت، مارپیچ و مارپیچ بزرگ شرکت کرد. او مدتی نیز مسئول کمک های کشاورزی سازمان ملل متحد بود و یکی از ثروتمندترین سرمایه گذاران مسلمان در جهان به شمار می رود.

تجارت مهم ترین انگیزه ای بود که پیروان هندی آقاخان را به تانزانیا و دیگر کشورهای شرق آفریقا کشاند. آنان از قرن هفدهم میلادی به عنوان بازرگان بین غرب هند و شرق آفریقا در تردد بودند و فعالیت تجاری می کردند، اما سابقه سکونت دائمی آن ها در این منطقه به اوایل قرن نوزدهم بر می گردد که اولین گروه آقاخانی از غرب هند به ویژه بمبئی به شرق آفریقا مهاجرت کردند. در سال 1820م جامعه کوچکی از آن ها در زنگبار ساکن شدند. از سال 1840م که سلطان سید سعید فرمانروای عمان، پایتخت خود را از مسقط به زنگبار منتقل کرد، مهاجرت اسماعیلیان به شرق آفریقا افزایش یافت. سلطان سعید که به توسعه اقتصادی قلمرو خود علاقمند بود، مهاجرت بازرگانان آسیایی به زنگبار را تشویق می کرد، به همین دلیل مهاجرت اسماعیلیان بین سال های 1840 تا 1870م افزایش فوق العاده ای یافت. این دوره از رونق اقتصادی در زنگبار با دوره اصلاح و بهبود تسهیلات مسافرت از هند به شرق آفریقا همزمان بود. از طرف دیگر خشکسالی و قحطی شدید در گجرات بسیاری از کشاورزان اسماعیلی را برانگیخت تا به شرق آفریقا مهاجرت کنند.

آقاخان سوم به مهاجران در شرق آفریقا توجه ویژه داشت و در سال 1899م برای اولین بار از پیروان خود در شرق آفریقا دیدار کرد. در سال 1905م آقاخان سوم بار دیگر به شرق آفریقا سفر کرد و نخستین قانون اساسی نزاریان را که شامل مجموعه ای از قوانین و مقررات مکتوب بود را صادر کرد. در این قانون اساسی، سازمان اداری جدید به شکل سلسله مراتبی از شوراها پیش بینی شد و قواعدی برای روابط شخصی نزاریان به ویژه در مورد ازدواج، طلاق و ارث معین گردید. اندکی بعد نخستین شورای اسماعیلی در زنگبار که در آن موقع مرکز جامعه نزاریان شرق آفریقا بود تشکیل شد. تا اوایل دهه 1920م مراکز جدیدی برای فعالیت اقتصادی در کشورهای شرق آفریقا فراهم آمد و جزیره زنگبار اهمیت خود را به عنوان مرکز تجاری منطقه از دست داد؛ در نتیجه بسیاری از نزاریان به دیگر نقاط شرق آفریقا مهاجرت کردند.

 

منبع: کتاب «شیعیان تانزانیا وضعیت دینی، فرهنگی و اجتماعی»، نوشته سید احمد سیدمرادی، ص 327- 312.