گفتگو با شخصیت های دینی آفریقا (۱)

  • کد خبر: 612
  • منبع خبر: خبرگزاری رسمی حوزه

خلاصه مفتی بروندی گفت: خواهش ما این است که مردم ایران از ایران خارج شوند و مذهب خود را به اهل جهان نشان دهند تا منتشر شود. ما فعالیتی از شیعیان در کشور خود نمی بینیم و شیوخ ایرانی در آنجا تبلیغ نمی کنند در حالی که زمینه تبلیغ برای شیعه موجود است.


چندی پیش گروهی از علما و شخصیت های دینی آفریقا ضمن سفر به جمهوری اسلامی ایران و ملاقات با چهره های دینی و مراکز اسلامی کشور در نشست های تخصصی شرکت کردند و علاوه بر این از نزدیک با وضعیت اهل سنت ایران و فعالیت های آنها آشنا شدند. این شخصیت های دینی در گفتگو با خبرگزاری حوزه به بیان وضعیت مسلمانان کشور خود و نظریات خود در مورد مسائل مهم جهان اسلام پرداختند و فصل مشترک سخنان آنها نه بزرگ به تکفیر بود.

 

گفتگو با شیخ کاجاندی مفتی کل بروندی

شیخ صدیق عبدالله کاجاندی نماینده قانونی جمعیت اسلامی و مفتی کل بروندی در معرفی بروندی گفت: اولا بروندی در وسط آفریقا قرار دارد در همسایگی کنگو، تانزانیا و روآندا. جمعیت بروندی 9میلیون نفر است که 15 درصد آن مسلمان هستند و ما تقریبا 600 مسجد داریم که متعلق به تمام مذاهب است از جمله مذاهب سنی شافعی، حنفی و مذهب شیعه و اباضی های عُمان و در بروندی مسلمانان با دولت رابطه خوبی دارند و ما در دولت 4 وزیر مسلمان داریم و در پارلمان هم 4 نماینده مسلمان داریم و در سناتورها هم 4 مسلمان داریم.

وی در مورد حضور مسیحیان در کشور خود گفت: مسیحیان پروتستان و آنجلیکان در بروندی زندگی می کنند اما همان طور که می دانید در جهان مسلمانان به جان هم افتاده اند و بر سر پیروی از مذاهب با هم می جنگند اما در بروندی این گونه نیست و همان طور که گفتم من عضو کمیته امنیت ملی بروندی هستم و همواره از تمام مذاهب حمایت می کنم.

 

چگونگی انتخاب مفتی بروندی

کاجاندی درباره چگونگی انتخاب مفتی عام در بروندی گفت: مفتی عام توسط مسلمانان انتخاب می شود. جمعیت اسلامی بروندی در هر شهر و استان یک نماینده دارد و برخی ائمه وشیوخ، مفتی بروندی را برای یک دوره چهار ساله انتخاب می کنند و امروز من در سال دوم هستم و دو سال از دوره من باقی مانده است.

وی درباره رابطه شیعه و سنی در بروندی گفت: به هر حال رابطه خوبی با هم داریم البته گاهی درگیری هایی میان شیعه و سنی رخ می دهد. به عنوان مثال گاهی برخی شیوخ مردم را از ورود به مساجد شیعه نهی می کنند و حتی برخی شیوخ، پیروان مذاهب دیگر را تکفیر می کنند و این یک مشکل است، اما ما تلاش می کنیم از چنین اتفاقاتی جلوگیری کنیم. به عنوان مثال در هفته گذشته شیوخ وهابی به شهر بوبانزا رفتند تا مسلمانان را از مذهب شیعه و وارد شدن به مساجد شیعیان نهی کنند و دولت وقتی متوجه ماجرا شد آن شیوخ را دو روز زندانی کرد و سپس آزاد کرد و در این رابطه از من سؤال کردند ومن گفتم هر کسی که درگیری و جنگ را شروع کرده باید زندانی شود.

 

تبلیغات وهابی ها در بروندی

مفتی عام بروندی ادامه داد: وهابی ها در بروندی قدرت دارند، زیرا افراد زیادی هستند که در عربستان درس خوانده اند و عربستان از آنها برای مبارزه با مذهب شیعه حمایت می کند. و این امروز مشکل بزرگی است. در بروندی فقط وهابی ها تبلیغ و فعالیت دارند و شیعیان فعالیت و تبلیغ ندارند و در اقلیت هستند و مردم فقط شیوخ وهابی را می شناسند و به این خاطر شیعیان جدا کمرنگ هستند و فعالیتی از آنها دیده نمی شود.

 

ایرانی ها باید از کشور خود بیرون بیایند و اسلام خود را معرفی کنند

وی که برای اولین بار به ایران سفر می کند درباره سفر خود گفت: ایران را دوست دارم چون انسان های محترمی در آن زندگی می کنند و در اینجا به ما به عنوان رهبران مسلمانان کشور خود به ما احترام می گذارند و باید به این خاطر از شما تشکر کنیم و خواهش ما این است که مردم ایران از ایران خارج شوند و این مذهب را به اهل جهان نشان دهند تا منتشر شود. ما فعالیتی از شیعیان در کشور خود نمی بییم و شیوخ ایرانی در آنجا تبلیغ نمی کنند در حالی که زمینه تبلیغ برای شیعه موجود است و ما نیز آماده همکاری هستیم تا شیعیان بیایند و در آنجا مسجد و مدرسه و بیمارستان بسازند. در پایتخت بروندی مسجد بزرگی هست که توسط ایرانی ها ساخته شده و دارای کتابخانه و بیمارستان است.

 

گفتگو با رئیس شورای علمای بروندی

جوابو ابوبکر نزورینگا از جمهوری بروندی فارغ التحصیل رشته تبلیغات اسلامی از دانشکده "الشریعة" عربستان در مدینه منوره است که از سال 1402 تا 1413 هجری در آنجا درس خوانده و اکنون در جمعیت اسلامی بروندی کار می کند که یک جمعیت عام ویژه تمام مسلمانان حتی شیعیان و اباضیه و اسماعیلیه است و علاوه بر این در مدرسه تربیت اسلامی آفریقا تدریس می کند و امام جماعت مسجد اهل سنت و جماعت در بروندی و رئیس شورای علمای(مشایخ) بروندی نیز هست.

 

فعالیت های دینی در بروندی آزاد است

وی درباره فعالیت های دینی کشور بروندی گفت: فعالیت های دینی کشور ما خوب و فعال است و مشکلی ندارد. اما اگر در مورد اینکه دولت با این فعالیت ها موافق یا مخالف است یا با بخشی از آن موافقت است؟ واقعیت این است که حکومت بروندی حکومتی لاییک و غیر دینی است و از این رو به هر جریانی اجازه می دهد خدا را آن گونه که می خواهد بپرستد به شرط آنکه تعارضی با دولت و نظام نداشته باشد و در امور دولت دخالت نکند و با این شرایط به او اجازه می دهند مسجد و مدرسه و بیمارستان بسازد و مراکز سرپرستی از ایتام و بیوه زنان و خانه سالمندان بسازد و در این زمینه می بینیم سعودی ها، اتراک، مسلمانان عمان و اکنون ایرانی ها در بروندی فعالیت می کنند و سفارت بروندی در تهران باز شده و سفارت تهران در بروندی هم به زودی باز خواهد شد و فعالیت های دینی بدون هیچ مشکلی جریان دارد.

 

جایگاه وحدت اسلامی در بروندی

رئیس شورای علمای بروندی در مورد نگرش مسلمانان بروندی به مساله وحدت اسلامی گفت: هنگامی که ما در عربستان و مدینه منوره درس می خواندیم، در آنجا نوعی عدم موافقت با مساله ای به نام وحدت اسلامی جریان داشت و با وحدت مخالفت می کردند و می گفتند دین خدا اسلام است و اسلام یک دین و مذهب بیشتر ندارد و هر کس با توحید مورد نظر ما و سنت و پیامبر(ص) و صحابه مخالفت کند از این دین خارج شده و اگر کسی اسمی از وحدت ذکر می کرد هشدار می دادند که از او پرهیز کنید، چون منافق است و در این زمینه استناد می کردند به این آیه که می فرماید: «إن هذه أمَّتُکم أمّةً واحدةً و أنا ربُّکُم فاعبُدونِ»؛ (اين است امت شما كه امتى يگانه است، و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد)  و این آیه که می فرماید: «شَرَعَ لَکُم مِن الدّینِ ما وَصّی به نوحًا والّذی أوحَینَا إلیکَ وما أوصَینا إلَی إبراهیمَ و موسَی و عیسَی أن أقِیمُوا الدّینَ و لا تَتَفَرّقُوا فِیه»؛ (از [احكامِ‏] دين، آنچه را كه به نوح در باره آن سفارش كرد، براى شما تشريع كرد و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه درباره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه: «دين را برپا داريد و در آن تفرقه‏اندازى مكنيد»).

وی افزود: وهابی ها بر این باورند که دین اسلام شاخه ندارد و تجزیه پذیر نیست و بر این اساس چیزی به نام وحدت اسلامی نیز نخواهیم داشت و ما نیز همین فکر و باور را داشتیم تا اینکه فارغ التحصیل شدیم، اما هنگامی که اولین بار به لبنان و بیروت رفتم شنیدم که درباره وحدت اسلامی صحبت می کنند و می گویند همه مسلمانان با صرف نظر از مذهب و کشوری که در آن زندگی می کنند یک امت هستند و مهم ترین مساله این است که همه مسلمان با اختلافی که در مذاهب و عقاید و احکام دارند همه مسلمان هستند و من به این نتیجه رسیدم که مساله وحدت یک مساله مهم است که جهان به آن نیاز دارد، اما متاسفانه در عربستان مانع شکل گیری این باور در ما شدند در حالی که وحدت اسلامی یک دستور الهی است و آیه شریفه که می فرماید: «إن هذه أمتکم أمة واحدة و أنا ربکم فاعبدون» و وهابی ها برای مخالفت با وحدت به آن استناد می کنند، در واقع دارد به ما دستور می دهد با وجود اختلافاتی که دارید باید بر محور بندگی خدا متحد شوید و من در این آیه که تامل کردم به این نتیجه رسیدم که دلیلی ندارد یک مسلمان، مسلمان با مذهب دیگر را بکشد، چون همه آنها می گویند "لا اله الا الله" و این شعار همچون پرچمی است که همه می توانند زیر آن جمع شوند و علاوه بر این محمد(ص) پیامبر همه و قرآن، کتاب تمام مسلمانان است . بدین ترتیب دلایل ما برای وحدت زیاد است و از آن زمان یعنی سال 2013 که در بیروت بودم، به این نتیجه رسیدم که وحدت امری ضروری و حق است، اما هنگامی که به کشور خود بازگشتم و وهابی ها شنیدند ما از بیروت آمده ایم، گفتند اینها شیعه شده اند و خواستند ما را بزنند و بکشند، اما ما به سراغ نخست وزیر رفتیم و درباره این مساله با او صحبت کردیم او گفت این که شما می گویید مشکلی ندارد، اما مساله این بود که وهابی های عربستان با شیعیان تضاد دارند و می خواهند افکار افراطی و ضد شیعه خود را در تمام دنیا منتشر کنند در حالی که شیعیان هم مسلمان هستند و هر فرقه و مذهبی دلایل ویژه خود را از میان آیات و روایات دارد، اما سعودی ها همیشه خود را برتر می دانند. وهابی ها باید بدانند که دین اسلام پیروان دیگری نیز در ایران و لبنان و سوریه و عراق دارد و تمام اینها مسلمان هستند و همه باید با هم برادر باشند که خداوند فرموده «انما المؤمنون إخوة» و تا زمانی که ما به خداوند متعال و پیامبر ایمان داریم همه یک امت هستیم.

 

برخی برای ایجاد تفرقه میان مسلمانان برنامه ریزی می کنند

نزورینگا ادامه داد: وهابی ها می گویند هنگامی که کسی از دنیا می رود معنا ندارد بالای سر قبر او بایستیم، زیرا وقتی کسی از دنیا رفت دیگر نیست تا زمانی که همه در پیشگاه خدا محشور شویم در حالی که اسلام و روایات به ما می آموزد به عنوان مثال فرزند صالح مانند یک صدقه جاریه است که به والدین خود می رسد و این مشکلی ندارد که کسی بالای قبر پدر یا دوست خود بایستد و برای او دعا کند و این بدعت نیست. چیزی که مشکل دارد و حرام است این است که ما یک قبر را بدون دلیل شرعی نبش کنیم و به مرده بی احترامی کنیم، اما نگاه کردن به قبر و دعا کردن مشکلی ندارد در حالی که وهابی ها همه چیز را حرام و بدعت می دانند.